تنها نمان

با وجود چتر زیبایی چون خانواده (والدین، همسر ، فرزندان ، بردار و خواهر) تنها ماندن چرا.

تنها نمان

با وجود چتر زیبایی چون خانواده (والدین، همسر ، فرزندان ، بردار و خواهر) تنها ماندن چرا.

تنها نمان

پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله : مَنْ اَحَبَّ اَنْ یَلْقَى اللّه‏َ طاهِرا مُطَهَّرا فَلْیَلقَهُ بِزَوجَةٍ ؛
هر کس دوست دارد خداوند را پاک و پاکیزه دیدار کند، باید ازدواج نماید. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۸، ح ۲۴۹۱۲
خانواده گلخانه ای، پر از محبت و احساس، سازندگی، و آینده نگری است. کانون خانواده، محیطی پر از شور و شادی و پیوندی به گذشته و پلی به آینده است و هیچ اجتماعی به اجتماع خانواده نمی رسد. خانواده اجتماع مقدسی است.

۶ مطلب با موضوع «چند همسری :: موافقان و مخالفان چند همسری» ثبت شده است

دو عروس در سر سفره عقد

دو زنه ها

 

این دو عروس چه جوری فکر میکنند؟

بدون شرح

عبدالله عاصی
۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۶:۱۴ موافقین ۲ مخالفین ۴ ۳ نظر

 

موافقان چند همسری

دختران پیر و نیاز جامعه به چند همسری

با توجه به امار زیاد زنان مجرد و بی شوهر نسبت به مردان مجرد  وبی همسر

آیا میشودبحث دو همسری را مطرح نمود یا خیر؟

اگر نمیشود راه حل خانم هایی که بی شوهر میمانند چیست؟

عبدالله عاصی
۰۷ آبان ۹۵ ، ۱۵:۵۷ موافقین ۱ مخالفین ۴ ۰ نظر
آیا تنوّع طلبی جنسی، برای مرد یک نیاز فطری است یا یک بیماری روانی؟
پرسش
آیا تنوّع طلبی جنسی، برای مرد یک نیاز فطری است یا یک بیماری روانی؟
پاسخ اجمالی
اگرچه تنوّع طلبی جنسی، از نیازهای فطری مردان است، و واقعیّت وجودی آنها چنین چیزی را اقتضا می‌کند، اما اگر کسی در همین مسئله بخواهد از حد اعتدال خارج گشته و این حس تنوّع‌طلبی خود را با انجام گناه بروز دهد، و یا بدون در نظر گرفتن شرایط چند همسری، به صورت افراطی به دنبال مسئله چند همسری باشد، از خط قرمز فطرت تعدّی کرده و این نیاز فطری تبدیل به یک بیماری روانی شده و مورد رضایت خداوند نیز نخواهد بود.[1] همچنین یکی از مسائلی که خداوند برای مردان با شرایط خاصی تشریع کرده مسئله چند همسری است که خداوند به جهت مصالحی برای برخی افراد که شرایط آن را دارا هستند، جایز دانسته است، با این حال؛ در قرآن کریم گوشزد کرده است که اگر کسی توانایی رعایت عدالت را ندارد به یک همسر قناعت نماید.[2]
در روایات نیز  کسی که حدّ اعتدال در مسائل جنسی را رعایت نمی‌کند و به دنبال طلاق‌ها و ازدواج‌های مجدد است، مذمّت و نکوهش شده است، که به ذکر چند نمونه بسنده می‌شود: 
الف. پیامبر اکرم(ص) فرمود: «از سه چیز پس از مرگم بر امّت خود ترسانم: 1. گمراهى پس از هدایت یافتگى و شناخت حقّ از باطل؛ 2. فتنه‌هاى گمراه‌کننده؛ 3. شکم‌بارگى و زیاده‏‌روى‏ در لذّات جنسى»‏.[3]
ب. امام باقر(ع) فرمود: رسول خدا(ص) بر شخصى گذشت و فرمود: «با زنت چه کار کردى »؟ عرض کرد: اى رسول خدا! طلاقش دادم. فرمود: «بی‌آن‌که مرتکب بدی‏ شود». (این مسئله چند بار تکرار شد) پیامبر(ص) به آن مرد فرمود: «خداوند متعال؛ هر مرد و زن بسیار ازدواج‌کننده و زود طلاق دهنده‌اى را دشمن می‌دارد، یا نفرین می‌کند».[4]
ج. امام صادق(ع) فرمود: «هیچ عملى که خداوند آن را حلال شمرده است، نزد او مبغوض‌تر از طلاق نیست. خداوند مردى را که بسیار طلاق می‌دهد و طعم ازدواج‌هاى فراوان را می‌چشد دشمن می‌دارد».[5]
 

[1]. برای اطلاع بیشتر از فلسفه تعدد زوجات در اسلام رجوع کنید به مجموعه آثار شهید مطهری، ج 19، ص 23؛ نظام حقوق زن در اسلام، بخش یازدهم، ص 297 - 357. همچنین ر.ک: طباطبایى، سید محمد حسین، المیزان فى تفسیر القرآن، ج 4، ص 184، دفتر انتشارات اسلامى، قم، 1417ق.   
[2]. نساء، 3.
[3]. شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا(ع)، محقق و مصحح: لاجوردی، مهدی، ج 2، ص 29، نشر جهان، تهران، چاپ اول، 1378ق.
[4]. کلینى، محمد بن یعقوب، الکافی، ج 6، ص 54، دار الکتب الإسلامیة، تهران، 1407ق.‏
[5]. همان، ص 55.
 
عبدالله عاصی
۰۲ آبان ۹۵ ، ۰۶:۱۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر
آیا ازدواج مجدد به غیر از رعایت عدالت بین همسران، شرایط دیگری دارد؟
پرسش
اسلام به مرد اجازه داده تا 4 همسر برای خود بگیرد، اما طبق شرایطی که مثلا عدالت را بین همه آنها رعایت کند. آیا شرایط دیگری مثل رضایت همسر اول و... دارد ؟و اگر مردی به خاطر آلوده نشدن به گناه و جلو گیری از هوس و شهوت ازدواج کند و اصلا به آن زن علاقه نداشته باشد، آیا این ازدواج درست است و خدا این را قبول می کند؟
پاسخ اجمالی

اسلام براساس ضرورت‏ ها و مصلحت های فردی و اجتماعی ازدواج مجدد و چند همسری را جایز دانسته و برای آن سه شرط قرار داده است:

 

1. مرد باید عدالت را بین همسران خود رعایت کند.

 

2. تعداد همسران دائم نباید بیشتر از چهار همسر باشد.

3. اجازه از همسر در صورتی که بخواهد با برادر زاده یا خواهر زاده او ازدواج نماید، لازم است.

اما علاقه و محبت و عشق بین زن و شوهر گر چه بسیار لازم است و موجب دوام استواری ازدواج در حوادث و مشکلات است، ولی شرط صحت ازدواج نیست. گرچه امکان ندارد که دو نفر انسان عاقل بدون هیچ گونه علاقه ای حاضر باشند، با همدیگر ازدواج کنند. اما اگربر فرض محال زن و شوهر هیچ گونه علاقه ای به هم نداشته باشند و فقط به خاطر تخلیه شهوت یا انگیزه های سیاسی و مادی و... ازدواج کنند، باز هم ازدواج آنها از نظر شرع صحیح است.

پاسخ تفصیلی

تعدد زوجات قبل از اسلام، امر عادی بوده و محدوده و ضابطه مشخصی نداشته است. اسلام براساس ضرورت‏ ها و مصلحت های فردی و اجتماعی آن را جایز دانسته و برای آن قیدها و شرایطی قرار داده است؛ زیرا در جامعه بشری واقعیت های زیر انکار ناپذیر است:

 

1. مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگ‏ها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آنها تشکیل می‏دهند.

 

2. قدرت و بقای غریزه جنسی مردان از زنان طولانی‏تر است.

 

3. زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حاملگی، عملاً ممنوعیت آمیزش دارند، در حالی که در مردان این ممنوعیت وجود ندارد.

 

4. زنانی هستند که به علل گوناگونی همسران خود را از دست می‏دهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها باید برای همیشه بدون همسر باقی بمانند.

 

5. زنان (دختران) شش سال زودتر از مردان به سن بلوغ و آمادگی جنسی برای ازوداج می شوند و معمولا زودتر از مردان هم سن خود ازدواج می کنند.

 

این عوامل موجب بر هم خوردن تعادل میان مردان و زنان می‏شود و برای حفظ سلامت جامعه و افراد آن ناچاریم یکی از سه راه ذیل را انتخاب کنیم:

 

أ. مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و تمام نیازهای فطری و خواسته‏های درونی و احساسی خود را سرکوب کنند.

 

ب. مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند، ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده‏اند، به شکل معشوقه برقرار سازند.

 

ج. کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آنها ایجاد نمی‏شود، نیز قدرت بر اجرای کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آنها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند.

 

حال اگر بخواهیم راه اوّل را انتخاب کنیم، باید گذشته از مشکلات اجتماعی که به وجود می‏آید، با فطرت و غرایز و نیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم. همچنین عواطف و احساسات این گونه زنان را نادیده بگیریم، اما این مبارزه‏ای است که پیروزی در آن نیست. به فرض که این طرح عملی شود، جنبه‏های غیر انسانی آن بر هیچ کس پوشیده نیست.

 

تعدد همسر را در موارد ضرورت نباید تنها از نگاه همسر اوّل مورد بررسی قرار داد، بلکه از دریچه چشم همسر دوم و مصالح و مقتضیات اجتماعی نیز باید مورد مطالعه قرار گیرد. آنها که مشکلات همسر اوّل را در صورت تعدد زوجات عنوان می‏کنند، کسانی هستند که یک مسئله سه زاویه‏ای را تنها از یک زاویه نگاه می‏کنند؛ زیرا تعدد همسر هم از زاویه دید مرد و هم از زاویه دید همسر اوّل، نیز از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود، آن گاه با توجه به مصلحت مجموع در این باره قضاوت کنیم.

 

اگر راه دوم را انتخاب کنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم. تازه زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می‏گیرند، نه تأمین دارند و نه آینده‏ای؛ چنان که شخصیت آنها پایمال شده است. اینها اموری نیست که انسان آگاه آن را تجویز کند. [1]

 

تنها راه سوم است که هم به خواسته‏های فطری و نیازهای غریزی زنان پاسخ مثبت داده شود و هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانی زندگی این دسته از زنان جلوگیری شود و جامعه از گرداب گناه بیرون آید. [2]

 

بر همین اساس اسلام راه سوم را اختیار کرده و به مردان اجازه داده است که بیش از یک همسر اختیار کنند و سه شرط برای آن قرار داده است:

 

1. مرد باید عدالت را بین همسران خود رعایت کند.

 

2. تعداد همسران دائم نباید بیشتر از چهار همسر باشد.

3. اجازه از همسر در صورتی که بخواهد با برادر زاده یا خواهر زاده او ازدواج نماید، لازم است.

اما علاقه و محبت و عشق بین زن و شوهر گر چه بسیار لازم است و موجب استحکام و دوام ازدواج در حوادث و مشکلات می شود، ولی شرط صحت ازدواج نیست. گرچه بسیار کم اتفاق می افتد که دو نفر انسان عاقل بدون هیچ گونه علاقه ای به یک دیگر، حاضر به ازدواج شوند. اما اگر زن شوهر هیچ گونه علاقه ای به هم نداشته باشند و ازدواج آنها فقط به خاطر تخلیه شهوت یا انگیزه های سیاسی و مادی و... باشد، باز هم ازدواج آنها از نظر شرع صحیح است.

 

[1] ر.ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏3، ص 256 - 260؛ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ‏19، ص 357 – 361؛ تفسیر المیزان، ج‏4، ص 319.

[2] برگرفته از سؤال 633 (سایت: 692) نمایه: اسلام و تعدد زوجات (چند همسری).

به نقل از http://www.islamquest.net/fa/archive/question/fa3368

 

عبدالله عاصی
۰۲ آبان ۹۵ ، ۰۶:۰۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
چرا تعدد زوجات (چند همسری) برای مرد جایز، ولی برای زن جایز نیست؟
پرسش
چرا مردان می توانند زن های متعدد داشته باشند، ولی بر زنان داشتن شوهران متعدد حرام است؟
پاسخ اجمالی

تعدد زوجات قبل از اسلام، امر عادی بوده و محدوده و ضابطه مشخصی نداشته است. اسلام آن را در چارچوب ضرورت‏های زندگی انسان محدود ساخته و برای آن قید و شرایط سنگینی قرار داده است. قوانین اسلام براساس نیازهای واقعی بشر و مصلحت تمام جامعه وضع شده است. در جامعه بشری واقعیت های زیر انکار ناپذیر است:

 

1. مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگ‏ها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آنها تشکیل می‏دهند.

 

2. بقای غریزه جنسی مردان از زنان طولانی‏تر است.

 

3. زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حاملگی، عملاً ممنوعیت آمیزش دارند، در حالی که در مردان این ممنوعیت وجود ندارد.

 

4. زنانی هستند که به علل گوناگونی همسران خود را از دست می‏دهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها باید برای همیشه بدون همسر باقی بمانند.

 

این عوامل موجب بر هم خوردن تعادل میان مردان و زنان می‏شود و برای حفظ سلامت جامعه و افراد آن ناچاریم یکی از سه راه ذیل را انتخاب کنیم:

 

أ. مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و تمام نیازهای فطری و خواسته‏های درونی و احساسی خود را سرکوب کنند.

 

ب. مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند، ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده‏اند، به شکل معشوقه برقرار سازند.

 

ج. کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آنها ایجاد نمی‏شود، نیز قدرت بر اجرای کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آنها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند.

 

از میان این سه راه، اسلام راه سوم را اختیار کرده است. اگر چند شوهری را برای زنان جایز نمی داند به خاطر آن است که اولاّ: چند همسری خلاف طبیعت و روحیات است. ثانیا: بدین وسیله بهداشت و سلامت نسل به خطر می‏افتد. ثالثا: شناخت انساب از بین خواهد رفت و... .

پاسخ تفصیلی

با بررسی وضع محیط های مختلف قبل از اسلام به این نتیجه می‏رسیم که تعدد زوجات، بدون این که ضابطه و محدوده ای داشته باشد امر عادی بوده و از ابتکارات اسلام نیست، بلکه اسلام آن را در چارچوب ضرورت‏های زندگی انسان محدود ساخته و برای آن قیود و شرایط سنگینی قرار داده است.

 

قوانین اسلام براساس نیازهای واقعی بشر است، وقتی مصلحت تمام جامعه درنظر گرفته شود و احساسات را به کنار بگذاریم، فلسفه تعدد زوجات روشن می‏شود. هیچ کس نمی‏تواند انکار کند که مردان در حوادث گوناگون زندگی، بیش از زنان در خطر مرگ قرار دارند و در جنگ‏ها و حوادث دیگر، قربانیان اصلی را آنها تشکیل می‏دهند.

 

نیز نمی‏توان انکار کرد که بقای غریزه جنسی مردان از زنان طولانی‏تر است؛ زیرا اکثر زنان در سن معینی، آمادگی جنسی خود را از دست می‏دهند، در حالی که در مردان چنین نیست.

 

همچنین زنان به هنگام عادت ماهانه و قسمتی از دوران حاملگی، عملاً ممنوعیت آمیزش دارند، در حالی که در مردان این ممنوعیت وجود ندارد.

 

از همه گذشته زنانی هستند که به علل گوناگونی همسران خود را از دست می‏دهند و اگر تعدد زوجات نباشد، آنها باید برای همیشه بدون همسر باقی بمانند.

 

با درنظر گرفتن این واقعیت‏ها در این گونه موارد (که تعادل میان مرد و زن به هم می‏خورد) ناچاریم یکی از راه های زیر را انتخاب کنیم:

 

أ. مردان تنها به یک همسر در همه موارد قناعت کنند و زنان بیوه تا پایان عمر بدون همسر باقی بمانند و تمام نیازهای فطری و خواسته‏های درونی و احساسی خود را سرکوب کنند.

 

ب. مردان فقط دارای یک همسر قانونی باشند، ولی روابط آزاد و نامشروع جنسی را با زنانی که بی شوهر مانده‏اند، به شکل معشوقه برقرار سازند.

 

ج. کسانی که قدرت دارند بیش از یک همسر را اداره کنند و از نظر جسمی و مالی و اخلاقی مشکلی برای آنها ایجاد نمی‏شود، نیز قدرت بر اجرای کامل عدالت میان همسران و فرزندان دارند، به آنها اجازه داده شود که بیش از یک همسر انتخاب کنند.

 

حال اگر بخواهیم راه اوّل را انتخاب کنیم، باید گذشته از مشکلات اجتماعی که به وجود می‏آید، با فطرت و غرایز و نیازهای روحی و جسمی بشر به مبارزه برخیزیم. همچنین عواطف و احساسات این گونه زنان را نادیده بگیریم، اما این مبارزه‏ای است که پیروزی در آن نیست. به فرض که این طرح عملی شود، جنبه‏های غیر انسانی آن بر هیچ کس پوشیده نیست.

 

تعدد همسر را در موارد ضرورت نباید تنها از نگاه همسر اوّل مورد بررسی قرار داد، بلکه از دریچه چشم همسر دوم و مصالح و مقتضیات اجتماعی نیز باید مورد مطالعه قرار گیرد. آنها که مشکلات همسر اوّل را در صورت تعدد زوجات عنوان می‏کنند، کسانی هستند که یک مسئله سه زاویه‏ای را تنها از یک زاویه نگاه می‏کنند؛ زیرا تعدد همسر هم از زاویه دید مرد و هم از زاویه دید همسر اوّل، نیز از زاویه دید همسر دوم باید مطالعه شود، آن گاه با توجه به مصلحت مجموع در این باره قضاوت کنیم.

 

اگر راه دوم را انتخاب کنیم، باید فحشا را به رسمیت بشناسیم. تازه زنانی که به عنوان معشوقه مورد بهره برداری جنسی قرار می‏گیرند، نه تأمین دارند و نه آینده‏ای؛ چنان که شخصیت آنها پایمال شده است. اینها اموری نیست که انسان آگاه آن را تجویز کند.

 

بنابراین، تنها راه سوم می‏ماند که هم به خواسته‏های فطری و نیازهای غریزی زنان پاسخ مثبت داده شود و هم از عواقب شوم فحشا و نابسامانی زندگی این دسته از زنان جلوگیری شود و جامعه از گرداب گناه بیرون آید.[1]

 

راز کاستی عاطفه و احساسات در جوامع غربی و پناه بردن آنان به حیوانات با ابراز محبت به آنان همین است، نه حس قوی عاطفه بشری آنها. آنان که بشریت را چنان از دم تیغ گذرانده و با وحشیانه ترین راه‏ها انسان های مظلوم را می‏کشند تا ثروت و سرمایه‏های آنان را به یغما ببرند، چه بویی از عاطفه برده‏اند!

 

اما این که چرا چند شوهری برای زنان مجاز نیست؟ در پاسخ می گوییم:

 

1. این خلاف طبیعت و روحیات زن است؛ زیرا از نظر روان شناسی تفاوتی اساسی بین ساختار روانی و گرایش‏ها و عواطف زن و مرد وجود دارد. روان‏شناسان معتقداند که زنان به طور طبیعی "تک شوهرگرا" هستند و فطرتا از تنوع همسر گریزانند و خواستار پناه یافتن زیر چتر حمایت عاطفی و عملی یک مرداند و تنوع گرایی در زنان نوعی بیماری است. ولی مردان ذاتا تنوع گرا و "چند زن‏گرا" هستند و چنان که می‏دانید احکام اسلام همه متناسب با نیازهای واقعی و ویژگی‏ها و خصلت‏های ذاتی انسان‏ها وضع گردیده است.[2]

 

2. بدین وسیله بهداشت و سلامت نسل به خطر می‏افتد.

 

3. شناخت انساب و تمیز آنها از بین خواهد رفت و یکی از پیامدهای آن ازبین رفتن عواطف خانوادگی و عدم تمایل به تکثیر نسل و زاد و ولد، خواهد بود؛ چون به حسب طبع هر کس فرزند خودش را دوست داشته و برای او سرمایه گذاری می‏کند، اما در قبال کسی که انتسابش به وی مشکوک است، بلکه اصلا معلوم نیست از کیست؟ بی گانه بوده و تعهدی نسبت به او ندارد و از درون نیز چنین انگیزش و تمایلی وجود ندارد. [3]

 

اینها برخی از مصالح وحکمت هایی است که اسلام بر اساس آن تعدد زوجات (چند همسری) رابرای مردان مجاز شمرده، ولی چند شوهری زنان را جایز ندانسته است.

 

 

[1] ر.ک: مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏3، ص 256 - 260؛ مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ‏19، ص 357 – 361؛ تفسیر المیزان، ج‏4، ص 319.

[2] مطهری، مرتضی، مجموعه آثار، ج ‏19، ص 302.

[3] برای مطالعه بیشتر، ر.ک: مطهری، مرتضی، نظام حقوق زن در اسلام؛ جوادی آملی، عبدالله، زن در آیینه جلال و جمال؛ طباطبایی، سید محمد حسین، تفسیر المیزان، ج 4.

به نقل از http://www.islamquest.net

عبدالله عاصی
۰۲ آبان ۹۵ ، ۰۶:۰۵ موافقین ۰ مخالفین ۱ ۱ نظر
عبدالله عاصی
۲۶ مهر ۹۵ ، ۲۲:۳۶ موافقین ۰ مخالفین ۱ ۰ نظر