تنها نمان

با وجود چتر زیبایی چون خانواده (والدین، همسر ، فرزندان ، بردار و خواهر) تنها ماندن چرا.

تنها نمان

با وجود چتر زیبایی چون خانواده (والدین، همسر ، فرزندان ، بردار و خواهر) تنها ماندن چرا.

تنها نمان

پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله : مَنْ اَحَبَّ اَنْ یَلْقَى اللّه‏َ طاهِرا مُطَهَّرا فَلْیَلقَهُ بِزَوجَةٍ ؛
هر کس دوست دارد خداوند را پاک و پاکیزه دیدار کند، باید ازدواج نماید. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۸، ح ۲۴۹۱۲
خانواده گلخانه ای، پر از محبت و احساس، سازندگی، و آینده نگری است. کانون خانواده، محیطی پر از شور و شادی و پیوندی به گذشته و پلی به آینده است و هیچ اجتماعی به اجتماع خانواده نمی رسد. خانواده اجتماع مقدسی است.

۳ مطلب با موضوع «ازدواج :: عوارض تاخیر در ازدواج :: عوامل تاخیر در ازدواج :: دختران پیر ازدواج نکرده» ثبت شده است

در بیشتر ازدواج های امروزه، زن و شوهر، هر دو، بیرون از منزل شاغل هستند. اهمیت پیامدهای این تحول از آن روست که ممکن است زن و شوهر، هر یک، به جهت های مختلف کشیده شوند و به ناچار در تعقیب هدف های مختلف باشند. در نتیجه مدت با هم بودن آن دو شدیداً کاهش می یابد و بر میزان مشغولیت فکری و فشار روانی آنان افزوده می شود. با گذشت زمان فاصله ی زن و شوهر از هم زیاد می شود و از نظر عاطفی و جسمانی روزبه روز از یکدیگر دور می شوند.
طلاق نیز مانند ازدواج، از ویژگی های روان شناختی خاصی برخوردار است. واقع گرایانه نبودن انتظارات همسران، یکی از علت های طلاق است. معمولاً، هر یک از طرفین توقعات ویژه ای دارد و فکر می کند باید همسری کاملاً شبیه به مادر یا پدر خود داشته باشد. اگرچه بعدها فرد همسر خود را مادری فداکار یا پدری نمونه ارزیابی نمی کند. بر اساس مطالعات انجام شده، تا زمانی که زوجین صاحب فرزند نشده اند، از وجود هم لذت بیشتری می برند. به نظر می رسد کودک حداکثر فشار را بر پدر و مادر وارد می کند. در طول ازدواج، بیشترین فشار از ناحیه ی فرزند بر والدین وارد می شود. طبق آمار بیماری یا فوت فرزند از عواملی هستند که احتمال طلاق را تا 50 درصد افزایش می دهند.
برخی از علل طلاق به طور خلاصه عبارتند از:

1 ـ ازدواج های رمانتیک:

اشتیاق بیش از حد دختران و پسران به ازدواج، اغلب با احساس هیجان ناشی از ازدواج همراه است که احساس بسیار قدرتمندی هم هست. کسانی که بیشتر از حد، تحت تأثیر هیجان ازدواج قرار می گیرند، متوجه مسئولیت سنگین آن نیستند. به همین دلیل برای ازدواج کردن بی تابی نشان می دهند و مشکلات پیش رو را پیش بینی نمی کنند و به نوعی وارد ازدواج های زودرس و رمانتیک می شوند که معمولاً این نوع ازدواج ها به طلاق منجر می شود.

2 ـ ازدواج به میل دیگران:

کسانی که در انتخاب همسر به نیازهای خود بی توجهند و فقط برای راضی کردن پدر و مادر یا یکی از شخصیت های مهم زندگی شان ازدواج می کنند، دست به اقدام خطرناکی می زنند.

3 ـ نداشتن شناخت کافی از یکدیگر:

افرادی که به قدر کافی با هم مراوده و رفت و آمد نداشته اند و علایق طرف مقابل را نشناخته اند و فقط از روی احساس و هیجان وارد زندگی مشترک می شوند؛ در زندگی، با کوهی از مسائل و مشکلات روبه رو می شوند که توانایی حل آن ها را ندارند.

4 ـ داشتن انتظارات غیر واقع بینانه:

ساده اندیشی است که اگر کسی گمان کند به تنهایی قادر است دیگری را تغییر دهد یا فکر کند اگر طرف مقابل به معنای واقعی عشق پی ببرد، همه چیز تغییر خواهد کرد. زندگی واقعی، بر این نوع ساده اندیشی ها خط بطلان می کشد.

5 ـ مسائل رفتاری و شخصیتی:

چنانچه کسی که با او قصد ازدواج دارید، دارای ویژگی ها و خصلت هایی مثل: حسادت، بدخلقی، نداشتن احساس مسئولیت، بی صداقتی، سماجت و... است اکیداً توصیه می شود تا زمانی که این خصلت ها از بین نرفته اند اقدام به ازدواج با او نکنید. زیرا این گونه افراد زندگی زناشویی را در معرض خطر جدی قرار می دهند.

6 ـ انتخاب احساسی:

نداشتن تصور ذهنی روشن از همسر مطلوب و انتخاب بر اساس شم قوی، یک فرایند ناخودآگاه است و نباید به آن اطمینان کرد. لازم است جهت داشتن همسری شایسته، منطقی تر رفتار شود.

7 ـ گذشت نکردن:

زنان و مردانی که در زندگی مشترک، گذشت ندارند، خواسته ها و نیازهای یکدیگر را رعایت نمی کنند و همدیگر را به صورت منطقی و عملی نمی پذیرند، کنترلی بر عصبانیت و رفتارهای توأم با خشونت خود ندارند، و در نتیجه خیلی زود از هم دور می شوند و کارشان به طلاق می کشد.

8 ـ عدم مسئولیت پذیری:

زنان و مردانی که به حداقل مسئولیت های خود پایبند نیستند و برای رفع ناتوانی خود تلاش نمی کنند زندگی موفقی ندارند.

9 ـ بدزبانی:

زنان و مردان بدزبانی که در گفتار خود مرتب نق می زنند، و با لحنی ملامت آمیز و تمسخرگونه با یکدیگر صحبت می کنند رابطه ای سرد و بی احترام دارند و زندگی شان دارای استحکام کافی نیست.

10 ـ خواست های بی جا:

زنان و مردانی که قادر نیستند درخواست ها و انتظارات خود را پس از ازدواج تعدیل کنند، و نمی توانند در حد توانایی های خود برنامه ریزی کنند، مشکلاتی برای خود به وجود می آورند که کم کم بزرگ شده و گاهی ممکن است به سمت جدایی کشیده شوند.

11 ـ روابط سرد بین زوجین:

زنان و شوهرانی که روابط صمیمی و عاشقانه ای با هم ندارند، سرد و خشک و بی روح با یکدیگر رفتار می کنند و واکنش مناسب به احساسات دوستانه و عاشقانه ی یکدیگر نشان نمی دهند، با گذشت زمان و برآورده نشدن نیازهای عاطفی شان از یکدیگر دور می شوند.

12 ـ روابط جنسی نامناسب:

زنان و مردانی که روابط جنسی سردی دارند یا میزان روابط و تمایلات جنسی آنها کم است و با بالا رفتن سن شان سرد مزاج تر هم می شوند، و روابط جنسی شان همیشه با بی احساسی و بی میلی آشکار خواهد بود، این نوع روابط جنسی سرد باعث ایجاد نارضایتی در طرف مقابل شده و به مرور، کار به طلاق می کشد.

13 ـ بی اعتمادی:

زنان و مردانی که به هم اعتماد ندارند، به دروغگویی و فریب و خیانت روی می آورند و به سرکوب و تحقیر همدیگر می پردازند که این نوع زندگی نتیجه ای جز طلاق ندارد.

14 ـ نداشتن حس همبستگی:

زنان و مردانی که سال ها پس از ازدواج، هنوز حس همبستگی در آنان ایجاد نشده است دیر یا زود از هم جدا خواهند شد.

15 ـ مردسالاری یا زن سالاری:

رابطه ای که در آن مردسالاری یا زن سالاری حاکم است و مسئولیت حفاظت و امنیت اقتصادی و روانی خانواده در دست یک نفر قرار گرفته، نقش طرف مقابل کاملاً بی رنگ شده، تداوم نخواهد داشت.

16 ـ عدم احساس امنیت:

در زندگی مشترکی که احساس امنیت عاطفی، مالی و روانی وجود نداشته باشد، افکار نگران کننده ای بروز می کند که تداوم آن را به مخاطره می اندازد.

17 ـ نداشتن سیاست درست در روابط خانوادگی:

اگر مردان و زنان سیاست تنظیم رابطه ی بین خانواده ی همسر و خانواده ی خود را از دست داده باشند یا اصلاً فاقد آن باشند، به جای وابستگی های منطقی، جوی مملو از درگیری های شدید، قهر و خصومت، بین دو خانواده حاکم می شود و دخالت های بی جای افراد خانواده غیر قابل کنترل خواهد شد.
عوامل جدایی و طلاق را می توان به سه گروه عوامل 1 ـ اجتماعی 2 ـ فردی 3 ـ ارتباطی تقسیم نمود و با توجه به این که تحولات برق آسای زندگی وقایع با آن چنان سرعتی رخ می دهد که دریافت تخصصی و بررسی هر یک بسیار مشکل خواهد بود، و از سوی دیگر پیچیدگی ها و غیرانسانی بودن جوامع در مقیاسی وسیع، انسان ها را به سوی از خودبیگانگی، انزوا و عدم اعتماد سوق می دهد که این مسئله بیش از هر حوزه ی دیگر در روابط خانوادگی و زناشویی مشاهده می شود.

عوامل شخصی مؤثر در طلاق کدامند؟

تا زمانی که در جامعه آرمان های رمانتیک و انتظارهای بیهوده و خیالی در حال گسترش است، و افراد نیز به پذیرش آن ها تن می دهند، بر میزان سرخوردگی و دلسردی از زندگی زناشویی افزوده می شود. هر یک از انتظارات نادرست و هدف های غیر واقع بینانه، عوارضی از نوع نومیدی، دلسردی و خشم همسران را در پی خواهد داشت. همه ی افراد، زندگی را با هدف خوشبختی شروع می کنند. همین که احساس خشنودی از زندگی زناشویی رو به کاهش می گذارد، تنها راه چاره را در طلاق می بینند. دلیل این امر آن است که در ابتدای ازدواج، دلبستگی ها و فعالیت های همسران، هم خوانی و هم سانی بسیار وجود دارد، ولی ممکن است در مدتی کوتاه این هم خوانی و علاقه مندی تبدیل به ناهم خوانی شدید شود. وقتی افراد تغییر می کنند، روابط آن ها نیز دگرگون می شود. زمانی که همسران هیچ گونه تشابهی در فعالیت ها و ارزش های خود احساس نکنند، به انزوا و دوری گزیدن از هم روی می آورند.
قانون ازدواج حکم می کند همسران برای تسلط بر دشواری ها و پیچیدگی های زندگی روزمره تلاش کنند. این در حالی است که هرگونه پریشانی روانی ایجاد شده در هر یک از طرفین، بر رابطه ی زناشویی آنان شدیداً تأثیر منفی خواهد گذاشت.
عوامل مؤثر در ایجاد اختلافات زن و شوهری که حتی ممکن است به طلاق منجر شوند، عبارتند از:

1ـ اختلال در مبادله ی رفتاری:

شامل فرآیندهای سازگاری شناختی، رفتاری و عاطفی در طی تعامل میان زوج می شود. بنابراین، سازگاری در فرایند شناختی، درکی، رفتاری و عاطفی، در طی زندگی مشترک احساس می شود. هر یک به نحوی آسیب می بینند، فرایند مبادله ی این سه پدیده به هم می خورد. یا به عبارت روشن تر: عدم درک متقابل به وجود می آید.

 

2 ـ عدم مُحبت:

که ابزار فعالانه ی آن، همراه سایر عواطف مثبت، باعث می شود زوجین از تداوم رابطه شان احساس رضایت بکنند.

3 ـ پرخاشگری یا تعارض:

از نقطه ضعف هایی است که می تواند طی ده سال اول زندگی زناشویی، باعث طلاق و نارضایتی طرفین شود.

4.نحوه ی ایفای نقش ها:

یعنی هر کدام از زوجین وظایف اصلی خود را، که برای تداوم زندگی زناشویی مؤثر است چطور انجام می دهد. نقش هایی که مسئولیت بیشتری را بر عهده ی یکی از همسران می گذارند، خطر به وجود آمدن مشکل در ارتباط زوجین را افزایش می دهند.
زنان غالباً برای حفظ و تداوم رابطه ی زناشویی و مسئولیت های شغلی خود دچار تعارض می شوند. همین امر سبب کم شدن استحکام زندگی زناشویی می شود.

5.عدم حمایت متقابل زوجین:

حمایت متقابل زوجین از عناصر اصلی تداوم زندگی زناشویی است. این حمایت ها ممکن است عملی (مانند کمک کردن کار در منزل) یا عاطفی (مانند گوش کردن همدلانه به درد دل یکدیگر) باشد، در تداوم زندگی زناشویی نقش بسیار مهمی دارند.

6.اختلالات روابط جنسی

بین غریزه ی جنسی، سلامت روانی جنسی و رضایت زناشویی همواره رابطه ای قوی وجود دارد. رضایت اولیه ی جنسی یکی از عوامل مهم تداوم رضایت زناشویی است. عوامل مهم اختلالات روابط جنسی عبارتند از: ناتوانی جنسی، انزال زودرس در مردان، کم بودن میل جنسی و سردمزاجی زنان، زنانی که به ارضای جنسی نمی رسند، یا زنانی که تماس های جنسی با آن ها توأم با درد و انقباض شدید ناحیه ی تناسلی است.

7.رویدادهای زندگی:

که به تحولات رشدی زوجین و میزان مقاومت آن ها در برابر حوادث استرس زای زندگی بستگی دارد. این رویدادهای استرس زا عبارتند از: بیماری شدید یکی از زوجین (نظیر سرطان)، رخدادهای غیرمترقبه برای کودکان، بازنشستگی یکی از زوجین و...

8.مشخصات فردی:

به سابقه ی خانوادی و عوامل شخصیتی و به تجارب فرد در خانواده ی خود برمی گردد، مانند:
الف)فرزندان طلاق، که در برابر ناملایمات زندگی آینده ی زناشویی خود، بیشتر به سمت طلاق گرایش دارند.
ب)فرزندان والدین پرخاشگر، که در زندگی زناشویی خود، به عنوان فردی بالغ، پرخاشگری زیادی دارند.

9.نوع دلبستگی زوجین:

تجربه ی روابط صمیمانه ی دوران کودکی به شکل گیری طرح های ذهنی افراد منجر می شود. این مدل های فعال شناختی، در روابط زناشویی آینده ی افراد، بسیار مؤثر هستند. یک بُعد این وابستگی و صمیمیت، میزان آرامش ناشی از این دلبستگی است؛ ولی در بُعدی دیگر، افرادی هستند که از صمیمیت وحشت دارند و آن را ترس آور می دانند و احساس خوبی به آن ندارند و از روابط خیلی صمیمانه پرهیز می کنند.

10.اختلالات روانی:

یکی از عوامل شاخص خطرآفرین در زندگی مشترک، اختلال روانی در افراد، چه در حال و چه در سابقه ی آن هاست. مانند افسردگی راجعه (دوره ای)، الکلیسم، اعتیاد به مواد مخدر و مواد محرک، اختلالات اضطرای شدید، وسواس و... که نقطه ضعف های شدیدی در تعاملات میان افراد است.

11.بافت های فرهنگی:

ازدواج ها معمولاً در یک بافت فرهنگی خاص رخ می دهند. در صورتی که زوجین به گونه ای عاقلانه و منطقی به نقاط قوت و تفاوت های فرهنگی یکدیگر توجه داشته باشند، ازدواجی موفق خواهند داشت. تفاوت های محسوس فرهنگی ـ اجتماعی زوجین از منابع مهم تعارض آن دو است.

12.متغیرهای محیطی:

خانه های شلوغ، رفت و آمدهای زیاد فامیل، پذیرایی مداوم از بستگان و مهمان های ناخواسته و بالاخره تعداد زیاد فرزندان باعث می شود که زوجین از نظر تنظیم وقت دچار مشکل شوند و آرامش و خلوت در خانه شان وجود نداشته باشد. در این صورت روابط جنسی آن ها آهسته آهسته کاهش می یابد. زوجی که به تأثیرات آشفتگی های متغیر محیطی آگاه نیستند، به طرف طلاق سوق پیدا می کنند.
در نتیجه هر یک از عوامل فوق، به تنهایی، یا به عنوان مجموعه ای از آن ها به همراه عدم اتخاذ سیاست مناسب در زندگی مشترک؛ از عوامل مهم طلاق هستند. تصمیم گیری برای طلاق زمانی رخ می دهد که زوج در زمانی کوتاه مدت، یا شناخت درمانی اختلافات زناشویی یا رفتاردرمانی های شناختی زوجین در زمان مناسب، قادر به حل معضلات آن ها نباشد.
در خلال زوج درمانی شاهد فهرست بی پایانی از این نوع انتظارات بوده ایم که زمینه ساز طلاق می شوند. با این که جامعه به رشد خود ادامه می دهد و پرده ی اوهام آهسته آهسته از روی مفهوم ازدواج برداشته می شود، اما افراد هنوز خود را با ایده آل های رُمانتیک سرگرم می کنند و گاه دست به خیالبافی درباره ی انتظارات شان می زنند.
منبع مقاله : 
آذر، ماهیار؛ (1385) طلاق: علل، پیامدها و بچه های طلاق، تهران: نشر قطره، چاپ اول.

به نقل از http://rasekhoon.net/article/show/957561

عبدالله عاصی
۲۹ مهر ۹۵ ، ۰۸:۴۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

بررسی علل افزایش طلاق در جامعه

 

بررسی علل افزایش طلاق در جامعهآمارها نشان می دهد درصد طلاق در سال ۷۹ نسبت بمدت مشابه آن در سال ،۷۸ ۷‎/۲۱درصد رشد داشته است
اداره ثبت احوال کشور در گزارشی اعلام کرد: تعداد ازدواجهای ثبت شده در سال ۷۹ (۶۴۶۴۹۸) مورد بوده که این تعداد نسبت بمدت مشابه آن در سال ۷۸ که (۶۱۱۵۱۹) مورد بوده از یک رشد ۵‎/۷۲ درصدی برخوردار بوده است و طبق همین آمار سال ۷۹ (۵۳۷۹۷) مورد طلاق به ثبت رسیده که این میزان در مقایسه با سال ۷۸ که (۵۰۱۷۹) مورد بوده و به ثبت رسیده، از رشد ۷‎/۲۱ درصدی برخوردار بوده است.
«علل افزایش طلاق از سه نقطه نظر، اجتماعی، اقتصادی و آماری قابل بررسی است. از نظر اجتماعی تغییر در فضای جامعه و آشنا شدن مردم بویژه زنان با حقوقشان یکی از علل رشد طلاق است. همچنین گسترش سازمانهای حمایت و حمایتهای اجتماعی از مطلقین بویژه زنان مطلقه از دیگر عوامل رشد این پدیده است. نکته دیگر قانون به روز شدن مهریه است. تا ده سال پیش زنان نه با حقوقشان آشنایی داشتند و نه در صورت طلاق از پشتوانه مالی برخوردار بودند. اما با وضع قانونهای جدید، مسائل مالی که یکی از موانع اقدام به طلاق بود، حل شده وزنان مطمئن هستند که در صورت طلاق علاوه بر حمایت های اجتماعی، پشتوانه مالی نیز خواهند داشت. این مسأله باعث شده بسیاری از طلاقهای عاطفی تبدیل به طلاق واقعی شود می توان گفت طلاق بطور مطلق افزایش پیدا نکرده بلکه بیشتر نمود اجتماعی پیدا کرده است و خود را نشان می دهد.»
وی همچنین با اشاره به پیوندهای زناشویی جدید که بیشتر روبنایی است، گفت: «جوانان امروزه بدون در نظر گفتن شرایط لازم برای ازدواج و دقت به مسائل زیربنایی ازدواج، اقدام به این کار کنند و ازدواجها تبدیل به نوعی نمایشگاه و نوعی مسابقه نمایش امکانات شده است. این سطحی نگری درازدواج خود از علل بروز طلاق در سالهای آینده است و بیشتر طلاق هانیز در بین این گروه اتفاق می افتد.»
دکتر معتمدی تورم و بیکاری را از علل اقتصادی طلاق برشمرد و گفت: «درحال حاضر با سیل جوانان بیکار مواجهیم که بیشتر متولد ۲۵ـ۲۰ سال پیش هستند و شاید ریشه این مشکل را بتوان در سیاستهای ۲۵ـ۲۰ سال پیش که خانواده ها را به داشتن فرزند بیشتر تشویق می کرد، جست وجو کرد. قطعاً در خصوص بیکاری جوانان همه ما دولتمردان در همه دوره ها مقصر بوده ایم.»
مدیر کل دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی بهزیستی کشور درخصوص برنامه های خاص بهزیستی در این مورد گفت: «بهزیستی برنامه مدون و منسجمی را به عنوان طرح مداخله در خانواده تدارک دیده است.
دراین برنامه که به وسیله ۹۰ دفتر در سراسر کشور اجرا می شود، زوجهایی که قصد طلاق دارند، به وسیله دادگستری به بهزیستی معرفی می شوند و بهزیستی با مشاوره هایی که انجام می دهد، اگر قابل برگشت بودند، از طلاق جلوگیری می کند و گرنه زمینه را برای طلاقی با آسیب هرچه کمتر فراهم می کند. با این روش بطور نمونه آمار طلاق در زنجان حدود ۵۰ درصد کاهش پیدا کرده است.»
در همین خصوص دکتر پیمان آزاد استاد دانشگاه و حقوقدان گفت: در حال حاضر از زوایای مختلف می توان به پدیده طلاق و بی میلی جوانان به ازدواج نگاه کرد. مسأله پیچیده یی نیست.
ولی ابعاد گوناگون دارد. از یک منظر کلان، عبور از جامعه سنتی به جامعه مدرن از یک سو، بنیان خانواده را سست می کند و از طرفی رشد میزان ازدواج را به خطر می اندازد. در جامعه مدرن، تساوی حقوقی زن و مرد در همه عرصه های زندگی مطرح می شود. نقش زن در خانواده و جامعه تحول پیدا می کند و در بستر این تحول است که وظایف و تکالیف زن و مرد تغییر می کند. در صورتی که آحاد جامعه مخصوصاً مردان برای قبول این تحول آماده نباشند رشد میزان طلاق اجتناب ناپذیر می شود چرا که معیار ازدواج عوض شده و در معرض دگرگونیهای مداوم است.
در اینجا است که سیاستگذاران جامعه در همه بخشها باید از سطح فرهنگی بالایی که متناسب با تفکر روز باشد برخوردار باشند، در غیر این صورت تضادهای اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی و حقوقی تشدید می شوند. فکری که معاصر باشد راه گشا است. فکری که با مقتضیات روز نخواند مسأله آفرین خواهد بود و یا مسائل را تعمیق می کند و بحران می آفریند. 
٢٠ درصد طلاق ها را دخالت خانواده ها و دیگران در امور جوانان تشکیل می دهد و این قضیه تا آنجا پیش رفته که در ایران خانواده ها با هم ازدواج می کنند نه دو جوان زیرا اختلافات خانواده ها آنچنان زیاد شده که اجازه زندگی به دو زوج را نمی دهند. بیش از ٨٠ درصد طلاقها به درخواست زنان صورت می گیرد ولی این به معنای آن نیست که زنان ما از زندگی گریز پا شده اند بلکه چون طلاق برای مردان دارای بار مالی است در نتیجه بیشتر مراجعین را زنان تشکیل می دهند.
با وارد شدن گروه سنی ١٥ تا ٢٠ سال تا سال ١٣٨٥، به بازار کار این آمار به مرز خطر آفرین خود، یعنی ٩ میلیون نفر خواهد رسید و یقینا با رشد بیکاری شاهد افزایش رشد طلاق خواهیم بود زیرا فکر آدم بیکار مغازه شیطان است. حمیدیان اظهار داشت: یکی از علل افزایش طلاق ، اعتیاد مردان است زیرا زمانی که صحبت از ترک نفقه می شود در کنارش حتما یک عاملی به نام اعتیاد وجود دارد و زمانی که شخص معتاد از بطن جامعه به حاشیه رانده می شود نمی تواند شغل شرافتمندانه داشته باشد و در نتیجه به اداره زن و فرزند خود نمی پردازد و تمام هم و غم خود را برای بدست آوردن ماده حیاتی خود (مواد مخدر) بکار می برد و ممکن است دست به ارتکاب هر جنایتی بزند و شرافت خانوادگی خود را فدای خود کند. وی علت دیگر طلاق را ترک منزل توسط مردان خواند و گفت: با توجه به اینکه قانون مدنی ریاست خانواده را از خصایص مرد دانسته ولی ریاست مد نظر قانون حکم رانی نیست بلکه احساس امنیت و ایجاد قابلیت پاسخگویی در قبال همسر خود است. حمیدیان یکی دیگر از علل و عوامل طلاق را دخالت دیگران در زندگی جوانان خواند و گفت: دلیل ٢٠ درصد طلاق ها را دخالت خانواده ها و دیگران در امور جوانان تشکیل می دهد و این قضیه تا آنجا پیش رفته که در ایران خانواده ها با هم ازدواج می کنند نه دو جوان زیرا اختلافات خانواده ها آنچنان زیاد شده که اجازه زندگی به دو زوج را نمی دهند.
مسئولان برای عواقب وحشتناک طلاق فکری کنند 
عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس گفت: بیش‌تر طلاق‌های رخ داده در کشور توافقی است و میانگین سن طلاق در کشور بین ۲۲ تا ۳۸ سال است. 
علی زادسر در گفت‌وگو با خبرنگار اجتماعی فارس با اشاره به افزایش آمار طلاق در کشور گفت: شنیدن آمار‌های افزایش طلاق اگر چه وحشتناک است، غیرقابل تصور نیست. 
عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس با اشاره به این که اعتیاد به مواد مخدر علت بیش از ۸۰ درصد طلاق‌ها در کشور است، افزود: زوجین قبل از ازدواج خیلی کم به اعتیاد طرف مقابل خود توجه می‌کنند و در بسیاری از موارد هم متوجه این موضوع نمی‌شوند، بعد از ازدواج زمانی که متوجه می‌شوند، ناسازگاری‌ها آغاز و نهایتاً منجر به طلاق می‌شود. 
وی با بیان این که یکی دیگر از علل طلاق در جامعه بیکاری آقایان است، گفت: تشریفات زاید در زندگی‌ها، چشم و هم چشمی و عدم تأمین نیازهای زندگی از دیگر عوامل طلاق در جامعه است. 
به گفته زادسر، ۱۵ الی ۲۰ درصد طلاق در کشور به علت کاهش غیرت ناموسی است و این کاهش هم ناشی از ‌انواع فسادهای است که به صورت ماهواره و اینترنت در دسترس همگان قرار گرفته است. 
عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس ادامه داد: در گذشته زن با لباس سفید به خانه بخت می‌رفت و با کفن خارج می‌شد‌ اما امروز دیگر این‌گونه نیست و طلاق قباحت خود را در جامعه از دست داده است. 
زادسر ادامه داد: بیش‌تر طلاق‌ها در ۲ الی ۳ سال اول زندگی مشترک رخ می‌دهد و در سال‌های بعدی زندگی واقعه طلاق به مراتب کم‌تر اتفاق می‌افتد. 
وی گفت: عواقب طلاق در کشور بسیار وحشتناک و غیر قابل پیش‌بینی است و مسئولان مربوطه باید در این زمینه فکری کنند. 
عضو کمیسیون حقوقی و قضایی مجلس از جوان‌ها خواست، قبل از تشکیل زندگی مشترک عاقلانه تصمیم بگیرند و از تصمیمات احساساتی به شدت پرهیز کنند. 
به گفته زادسر، در رخداد طلاق مقصر اصلی خانم‌ها هستند و ضرر کننده این امر هم باز خود خانم‌ها هستند، چون بعد از طلاق زنان افسرده‌، پریشان و از نظر حقوقی دچار بحران می‌شوند. 
وی درخصوص راه کارهای جلوگیری از معضل طلاق گفت: مجلس نمی‌تواند در این زمینه کاری کند. ولی بهتر است سازمان‌ها و مسئولان ذی‌ربط در این زمینه پیش‌گیری از طلاق آموزش‌های به جوان‌ها دهند

منبع : شبکه اطلاع رسانی کاوش    به نقل از http://vista.ir

عبدالله عاصی
۲۹ مهر ۹۵ ، ۰۸:۲۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
کد خبر:۱۱۷۴۲۲
تاریخ انتشار:۰۸ شهریور ۱۳۸۹ - ۱۶:۲۷30 August 2010
 
بیش از 6 میلیون زن مطلقه و یک میلیون پیر دختر بالای 35 سال در ایران وجود دارند. 

دیروز در جریان بررسی لایحه جنجالی خانواده در مجلس مصباحی مقدم در مبحث ثبت ازدواج موقت عنوان کرده بود که اگر ازدواج موقت ثبت شود  مانع از ازدواج چندین میلیون پیردختر و مطلقه خواهد شد.

در حالی مقدم تعداد پیردختران و مطلقه های کشور را بصورت مبهم و کلی اعلام کرد اما بررسی خبرنگار ما نشان می دهد که بیش از یک میلیون پیر دختر اصلا ازدواج نکرده در ایران زندگی می کنند که از مرز 35 سالگی گذشته اند.با اینحال برخی منابع غیر موثق شنار این افراد را تا سه میلیون نفر تخمین زده اند.

بررسی آمار های مرکز آمار ایران حاکی از این است که میزان دختران هرگز ازدواج نکرده دارای تحصیلات متوسطه از 26درصد در سال 75 به 42درصد در سال 85 رسیده است. وی تصریح کرد: نگاهی به این آمار نشان می‌دهد که بالا رفتن سطح تحصیلات باعث تجرد در زنان کشور شده است و موجب‌شده تا دختران کمتر به ازدواج تن دهند.

رئیس مجتمع قضائی شماره دو خانواده دی ماه سال 88 در همایشی که در مرکز همایشهای مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد آمار زنان مطلقه را 6 میلیون نفر اعلام کرد.طبق آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران از سرشماری سال 85، تعداد زنان بدون همسر در اثر فوت 6 برابر تعداد مردان بدون همسر در اثر فوت است.این در حالی است که کارشناس سازمان ملی جوانان تعداد افراد مطلقه را تنها 500 هزار نفر اعلام کرده است.

درهمین حال پایگاه خبری وابسته به سازمان ملی جوانان مساله ازدواج دختران 25 سال به بالا را یکی از نقاط بحرانی در امر ازدواج عنوان کرده و به نقل از یک کارشناس تصریح کرده بود:: تعداد دختران مجرد 25 سال به بالا دو برابر پسران مجرد است .

بانکی در این‌باره تصریح کرد: آمار می‌گوید تعداد دختران ازدواج نکرده 2 برابر پسران است که در عمل با یک مسئله 3 برابر مواجه خواهیم شد. بعبارتی پسرانی که از سن 31 سال عبور می کنند رغبت به ازدواج در آنها کم می‌شود و از سویی عده زیادی هم تمایل به ازدواج با سنین پایین را دارند.

این در حالی است که معاون آمار و اطلاعات شورای فرهنگی‌ - اجتماعی زنان چندی پیش گفت: آمار دختران مجرد بالای 20‌ سال در کشور حدود 3 میلیون و 700 هزار نفر است.اگر سن مناسب برای ازدواج دختران و پسران را 15 تا 34‌سال درنظر بگیریم، تعداد زنان مجرد حدودا 7میلیون نفر و تعداد مردان مجرد 9‌میلیون و 500‌هزار نفر است؛ در نتیجه تعداد پسران مجرد حدود 2میلیون و 500‌هزار نفر بیشتر از دختران مجرد خواهد بود.

اما اگرسن ازدواج برای دختران را 15‌تا 29 سال و برای پسران 20‌تا 34 سال درنظر بگیریم، آنگاه تعداد دختران مجرد 6میلیون و 700‌هزار نفر و تعداد پسران مجرد 5میلیون و 200‌هزار نفر خواهد بود، به این ترتیب تعداد دختران مجرد یک‌میلیون و 300‌هزار نفر از پسران مجرد بیشتر خواهد بود.

 اواخر سال گذشته موسوی مدیر کل دفتر آسیبهای اجتماعی سازمان بهزیستی از افزایش 15 درصدی آمار طلاق در کشور خبر داده و عنوان کرده بود که 93 هزار و 769 فقره طلاق در سال 88 به وقوع پیوسته است.
 
عبدالله عاصی
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۲:۲۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر