تنها نمان

با وجود چتر زیبایی چون خانواده (والدین، همسر ، فرزندان ، بردار و خواهر) تنها ماندن چرا.

تنها نمان

با وجود چتر زیبایی چون خانواده (والدین، همسر ، فرزندان ، بردار و خواهر) تنها ماندن چرا.

تنها نمان

پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله : مَنْ اَحَبَّ اَنْ یَلْقَى اللّه‏َ طاهِرا مُطَهَّرا فَلْیَلقَهُ بِزَوجَةٍ ؛
هر کس دوست دارد خداوند را پاک و پاکیزه دیدار کند، باید ازدواج نماید. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۸، ح ۲۴۹۱۲
خانواده گلخانه ای، پر از محبت و احساس، سازندگی، و آینده نگری است. کانون خانواده، محیطی پر از شور و شادی و پیوندی به گذشته و پلی به آینده است و هیچ اجتماعی به اجتماع خانواده نمی رسد. خانواده اجتماع مقدسی است.

عبدالله عاصی
۲۶ مهر ۹۵ ، ۲۲:۳۶ موافقین ۰ مخالفین ۱ ۰ نظر

سن ازدواج، سن تمایل است و چنین برمی‌آید که در صورت نیاز اگر ترک آن موجب گناه ‌شود، ازدواج واجب می‌شود. اما در جوامع امروزی سن ازدواج از سن بلوغ جسمی فاصله گرفته است و این شروع بسیاری از مشکلات است.

 

قرآن کریم بلوغ را سن ازدواج می‌داند و از آن با تعبیر بلوغ نکاح یاد می‌کند. روایات ائمه و تفاسیر مختلف نیز بر همین موضوع صحه می‌گذارند؛ به طوری که شیخ طوسی سن ازدواج را سن توانایی جنسی و رغبت به تاهل می‌داند. یعنی سن ازدواج، سن تمایل است و چنین برمی‌آید که در صورت نیاز اگر ترک آن موجب گناه ‌شود، ازدواج واجب می‌شود. اما در جوامع امروزی سن ازدواج از سن بلوغ جسمی فاصله گرفته است و این شروع بسیاری از مشکلات است.

 

در عمل هم نزدیک شدن سن ازدواج به مرز دهه سوم زندگی، پیامدهای رفتاری و روانی تلخی برای جامعه امروزی به دنبال دارد. پژوهش‌ها در این باره از رابطه افزایش سن ازدواج و رواج تجرد با مفاسد و آسیب‌های اجتماعی حکایت می‌کنند و جامعه‌شناسان و صاحب‌نظران مکرر در این باره هشدار می‌دهند. چرا که از منظر روان‌شناسی، تجرد طولانی مدت ریشه بسیاری از آسیب‌های فردی و اجتماعی است.

 

تاخیرهای جبران ناپذیر

خداوند متعال می‌فرماید: «وَ مِن آیاتِه أن خَلَقَ لَکُم مِن أنفُسِکُم أزواجاً لِتَسکُنوا إلَیها وَ جَعَلَ بَینکم مَوَدَّةً وَ رَحمَة» در این آیه سه فایده؛ « لِتَسکُنوا إلَیها(آرامش)»، «مَوَدَّةً (دوستی)» و «رَحمَة (مهربانی)» برای ازدواج بیان می‌کند.

 

این سه عنصر به بُعد متافیزیکی (روان شناختی) انسان اشاره دارد. دین به ما می‌گوید انگیزه اصلی ازدواج، تأمین نیاز‌های روانی است و بخش دیگری از آن در تأمین نیاز‌های جنسی خلاصه می‌شود. وقتی ازدواج به تأخیر بیفتد، در درجه اول گسترش خلأ‌های عاطفی رخ می‌دهد. وقتی خلأ‌ها، بروز کند، به دنبال آن مشکلاتی چون افسردگی، ناامیدی، ‌اضطراب، تشنجات، خشونت، پرخاشگری، را در پی خواهد داشت.

 

دومین اثر سوء در تأخیر ازدواج، «توسعه بی‌عفتی‌ها» است. پسر یا دختری‌که ازدواج آن‌ها به تأخیر افتاده‌است قدرت کنترل غرایز جنسی را نخواهد داشت و به ورطه بی‌عفتی خواهند افتاد که در نتیجه، بی‌عفتی چنین افرادی، دامن‌گیر خانواده‌های آنان نیز خواهد شد. خانواده‌ای که زمینه دیرهنگامی ازدواج فرزند خود ‌را به بهانه‌های مختلف همچون؛ «هنوز بچه‌است، فوق لیسانسش را نگرفته و...» فراهم کند، در واقع به بی عفتی او کمک کرده‌است. یک وقت خواهند دید فرزند، فوق لیسانس خود‌ را گرفت، اما فاسد‌الاخلاق شد. یا در این رابطه کارش به مراجع قضایی کشیده‌شد.

 

سومین مورد از آثار سوء تأخیر ازدواج،‌تأخیر کمالات انسانی است. یکی از آثار ازدواج صحیح و به‌هنگام،‌ کمال‌یابی و کمال‌دهی انسان است. در روایت هم وارد شده‌است که انسان به واسطه ازدواج، نصف دینش کامل می‌شود. وقتی دختر و پسر، ازدواج نمی‌کنند یا دیر ازدواج می‌کنند، خلأ دینی و رشدی پیدا خواهند کرد.

 

«توقف ارتقاء» از دیگر آثار در تأخیر ازدواج است. یعنی جوانی‌که متدین و مۆمن است با ازدواج می‌تواند حرکت‌های جهشی در مسائل مختلف داشته‌باشد، اما با تأخیر در ازدواج، این ارتقاء یافتن، متوقف می‌شود.

 

«بی‌اعتنایی والدین نسبت به ازدواج» از دیگر عوامل تأخیر ازدواج است. در گذشته افراد فامیل (دایی، عمو، خاله، عمه) دست به دست همدیگر می‌دادند و زمینه ازدواج پسر یا دختری را فراهم می‌کردند. اما متأسفانه الآن کمتر چنین مواردی پیدا می‌شود

 

عوامل تاخیر در ازدواج

اولین عامل پیوند دادن برخی مسائل با ازدواج از عوامل مهم تأخیر ازدواج است، مثلا والدین موضوعاتی مثل؛ تحصیل، شغل، سربازی و درآمد را به ازدواج پیوند می‌دهند. در زندگی‌های گذشته، این مسائل در جایگاه خود دارای اهمیت بوده‌است و اگر جوانی مۆمن، متدین و فعال درخواست ازدواج می‌کرد، درخواست او مورد قبول قرار می‌گرفت و به تدریج شغل و درآمد او با همراهی و کمک والدین مهیّا می‌شد.

 

«بی‌اعتنایی والدین نسبت به ازدواج» از دیگر عوامل تأخیر ازدواج است. در گذشته افراد فامیل (دایی، عمو، خاله، عمه) دست به دست همدیگر می‌دادند و زمینه ازدواج پسر یا دختری را فراهم می‌کردند. اما متأسفانه الآن کمتر چنین مواردی پیدا می‌شود.

 

اگر در ازدواجی که صورت می‌گیرد هدایای ازدواج، به‌خوبی مدیریت شود، بخشی از هزینه‌های زندگی با این هدایا تأمین می‌شود. متأسفانه در برخی از موارد، مشاهده می‌شود هدایایی داده‌ می‌شود که علاوه بر حمل طاقت‌فرسا، هیچ استفاده‌ای از آن‌ها نمی‌شود و یا حتی این قبیل وسائل را قبلاً زوجین تهیه کرده‌بودند.

برگرفته از: حوزه نیوز، آکا ایرانhttp://www.beytoote.com

عبدالله عاصی
۲۶ مهر ۹۵ ، ۲۲:۳۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

تاخیر در ازدواج یعنی رفتن به استقبال انزوا، افسردگی و مشکلات جنسی

مدرس دانشگاه قم گفت:تاخیر در ازدواج احساس تنهایی و بی‌ارزشی را به دنبال دارد،یعنی برطرف نشدن نیازهای عاطفی جوان در حالی که میل به دوست داشتن و دوست داشته شدن دارد.

باشگاه جوانی برنا/تاخیر در ازدواج ناهنجاری اجتماعی است؟ چه کمبودهایی به این موضوع دامن می زند؟ آیا صاحبنظران ازدواج زودهنگام را توصیه می کنند؟ چه راه حل هایی برای حل این مساله وجود دارد؟ آثار روحی وروانی، جنسی و جسمی تاخیر در ازدواج چیست؟ بین کمبودهای موجود در حوزه های اقتصادی اجتماعی و فرهنگی و تاخیر در ازدواج جوانان رابطه ای وجود دارد و این 2 از یکدیگر تاثیر می پذیرند؟ 

به عقیده گروهی از کارشناسان اجتماعی، تغییر در هویت جنسی زنان، باز تعریف زنانگی (شامل تمایل به اشتغال، تحصیل و ...)، بازتعریف مردانگی (که با مشکلات اشتغال و بیکاری، بلوغ اجتماعی دیررس همراه است) و هزینه‏های بالای زندگی، شرایط سنگین ازدواج،کاهش سرمایه اجتماعی، تغییر در ملاک‌های منزلت اجتماعی، جدایی و تفکیک هر چه بیشتر جنسیتی، ناچیز بودن و عدم گسترش کافی عرصه عمومی، ناکارآمدی خانواده در حمایت از جوانان و به طور کلی ضعف شبکه‏های حمایت اجتماعی، ضعف نظام‏های تامین اجتماعی، دسترسی سهل‏تر برای داشتن مناسبات جنسی خارج از زناشویی، گسترش و تنوع‏پذیری شیوه‏های ارتباط بین دو جنس، به هم خوردن توازن دو جنس در بازار ازدواج از عومال تاثیر گذار در تاخیر در ازدواج محسوب می شوند. تاخیر در ازدواج و بالارفتن سن ازدواج می تواند تاثیرات منفی در حوزه های سلامت روحی وروانی و جنسی و جسمی افراد به ویِژه قشر جوان داشته باشد. در همین زمینه و با توجه به حساسیت و اهمیت این موضوع و گرفتن پاسخی برای پرسش های مطرح درباره این موضوع به گفت‌و گو با کارشناسان نشستیم تا از عواقب تاخیر در ازدواج در حوزه های مختلف بگویند.


نگاه اول: درسنین بالا پتانسیل های فرد کم می‌شود
حجت الاسلام محمد حسین سعیدی،مدیر مرکز مشاوره بیان،مدرس حوزه و برگزار کننده جلسات آموزش خانواده و زوج‌ها: مساله تاخیر و بالارفتن سن ازدواج برای بیشتر افراد به عنوان عمل منفی تلقی می شود و قابل تجویز نیست،اما به صورت موردی و شخصی برای بعضی از افراد قابل تایید است و می شود آن را تجویز کرد. در مورد عده ای به خاطر برخی موانع و مشکلات و روحیه شخصی شان صلاح نیست تشکیل خانواده بدهند. افرادی که دارای سازگاری نیستند،اخلاق و روحیه شان موجب اذیت و آزار و ظلم به همسرشان می شود و شاید حتی نسلی که این افراد از خود به جای می گذارند دچار مشکلات فراوانی باشند. بنابراین باید این گروه از افراد را از این مساله مستثنی کرد

اما توصیه به ازدواج به موقع برای سایر افراد توصیه می شود و این توصیه واجب و ضروری است. از آن جهت که ازدواج تاثیر تکاملی برافراد دارد. پختگی ها و ویژگی های مثبتی با انسان در اثر ازدواج به وجود می آید و ایجاد تعادل در روحیات ،افکار، اخلاق و شیوه زندگی فرد از دستاوردهای ازدواج است. اگر سن ازدواج بالا رود بعضی پتانسیل های فرد که باید صرف استحکام کانون خانواده و تربیت فرزندان شود از بین می رود. کشش غریزی و جنسی که خداوند در وجود زن و مرد قرار داده است باید پشتوانه تربیت فرزندان و کانون خانواده قرار بگیرد و اگر فرد وقتی در اوج دارایی این کشش و قدرت است از آن استفاده نکند می شود گفت به نوعی به هدر رفته است. مساله افزایش فاصله سنی با فرد و فرزندان هم مطرح می شود و درک متقابل بین والدین و فرزندان شکل نمی گیرد

بر قرار نکردن رابطه جنسی در افراد سالم، نوعی خویشتن داری محسوب می شود و فردی که دیر ازدواج می کند اگر قبل از ازدواج با جنس مخالف رابطه برقرار کرده باشد، افراد را دچار تنوع طلبی می کند. به نوعی که نمی توانند نسبت به همسرشان احساس رضایت داشته باشند. این افراد در واقع نیازهای خودشان را توسعه دادند. فرد بر اساس ارتباطات زیادی که داشته حتی نگاه‌شان نسبت به کسانی که همسر دارند دچار نوعی نگاه خاص می شوند و برای مثال به موضوع جنسیتی، نگاه خریدارانه دارند. انباشت خاطرات و تجربیات از این روابط در آینده می تواند برای زندگی مشترک مشکل ساز شود.

در کنار این موارد در سن پایین تر انطباق و سازگاری افراد بیشتر است. در سنین بالاتر انطباق زوج‌ها سخت تر است چون چهارچوب ها شکل گرفته است، امکان تغییر کم است و بنابراین افراد نمی توانند با یکدیگر به تفاهم برسند. در آخر باید توجه کنیم، وقتی می‌توانیم بر پایین بودن سن ازدواج تاکید کنیم که مولفه های لازم برای

ازدواج را دارا باشند

http://www.bornanews.ir

 

نتایج تاخیر در ازدواج

1

از دست دادن پتانسیل‌های جوانی

2

فاصله سنی زیاد با فرزندان

3

روی آوردن به روابط نامشروع

4

تنوع طلبی جنسی

5

اضطراب

6

نرسیدن به مراحل بالای رشد انسانی

7

انزوا طلبی

8

افسردگی مفرط

9

احساس بی ارزش 

 

عبدالله عاصی
۲۶ مهر ۹۵ ، ۲۲:۲۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

بهترین سنّ ازدواج برای دختر و  پسر ؟

ازدواج برای دختر و پسر امری است غریزی و فطری. هر زمان این غریزه و فطرت و رشد سنی و عقلی و اجتماعی بیدار شود و دختر و پسر نیاز به ازدواج در درونشان بیدار شود؛ این زمان زمان ازدواج آن شخص است.

این نیاز به ازدواج اکثراً بعد از سنّ بلوغ شرعی دختر و پسر است. امّا زمان ظهور این نیاز در افراد متفاوت است. اگر جوانی به «بلوغ جسمی» و «بلوغ عقلی» رسیده باشد آماده ازدواج است.

در افراد مؤمن و باهوش این بلوغ جسمی و عقلی زودتر حاصل می شود. پس سنّ ازدواج چیزی است نسبی که در افراد مختلف، جوامع مختلف متفاوت است.

ما در اینجا شرایطی را که یک شخص را به سنّ ازدواج می رساند مطرح می کنیم؛ که این شرایط باید در هر دختر و پسری باشد تا یک ازدواج موفّق داشته باشد. همچنین باید گفت که تعیین کردن سنّ برای ازدواج و یک نسخه پیچیدن برای همه افراد امری است اشتباه چون هر کسی در سنّی خاص این شرایط را دارا است.

شرایط لازم برای رسیدن به سنّ ازدواج:

1. رشد جسمانی:

دختر و پس باید از لحاظ جسمی به بلوغ برسند. یعنی دختر و پسر توانایی جنسی داشته باشند. تحقیقات نشان می دهد دختران در سن ۱۳ تا ۱۴ سالگی اکثراً بلوغ جنسی پیدا می کنند و تمام دختران تا سنّ ۱۷ سالگی بالغ می شوند.

و در پسران نیز از سنّ ۱۴ الی ۱۷ سالگی تماماً بلوغ جنسی پیدا می کنند. اولین شرط برای ازدواج همین بلوغ جنسی است که عموماً در دختران در ۱۵ سالگی و در پسران در ۱۶ سالگی حاصل می شود. منظور از بلوغ جنسی این است که اندامهای جنسی دختر و پسر آمادگی مسائل زناشویی داشته باشند.[۱]

به عبارت دیگر بلوغ جنسی عبارتست از خواسته های فیزیولوژیکی و غریزی یک فرد و ازدواج جوابی است به خواسته ها و هر چه بین این دو سؤال و جواب فاصله بیشتر باشد عقده های روانی بیشتر است.[۲]

2. رشد عقلی:

به یقین زمانی که فردی رشد فکری لازم جهت انتخاب همسر را نیافته است، نمی تواند اقدام به تصمیم برای ازدواج خود بنماید و چه بسا قدرت تشخیص مصلحت یا مفسده در ازدواج با فرد مورد نظر را ندارد،[۳] رشد فکری پس از بلوغ جسمانی رو به تکامل می رود. پس از بحران های بلوغ، فرد استعدادها، توانائیها و امکانات محیطی خود را بهتر می شناسد و نسبت به شخصیّت خود بیشتر آگاهی می یابد. در نتیجه تصمیماتش بیشتر از عقل نشأت می گیرد تا احساسات.[۴]

3. رشد عاطفی:

رشد عاطفی و احساسی از شرایط لازم برای ازدواج است و دارای محاسن و مزایای زیادی است. از جمله اینکه قدرت محرکه انسان است، عامل اتصال و پیوستگی و تلطیف انسانها و جوامع است، از مهمترین عوامل موفقیّت در زندگی زناشویی است. فرد برخوردار از رشد عاطفی، مهار احساسات منفی و مثبت خود را در دست دارد. او در ابراز خشم و ترس، گریه و شادی، محبّت و غیره در محدوده مورد قبول جامعه عمل می کند، نه همانند یک کودک. رشد عاطفی نیز مانند رشد عقلی به سنّ تقویمی نیست، بلکه به میزان یادگیری، تجارب فرد و از همه مهمتر تعامل عاطفی کودک با والدین و دیگر بزرگسالان آموخته می شود.[۵]

4.  رشد اجتماعی:

رشد اجتماعی رابطه نزدیکی با رشد عقلی و رشد عاطفی دارد. انسان دارای چهار دنیای اجتماعی است: خانواده، مدرسه، شغل و دوستان که فرد را باید از نظر اجتماعی در آنها مورد ارزیابی و بررسی قرار داد. فردی که از رشد اجتماعی برخوردار است روابط اجتماعی (از جمله رابطه بین زن و شوهر) را بهتر درک می کند، به دیگران احترام می گذارد، حقوق دیگران را محترم می شمارد، نقش، وظایف و مسئولیتهای مربوط به خویش را به نحو أحسن انجام می دهد.[۶]

5. رشد اخلاقی:

روابط زناشویی همانند هر ارتباط اجتماعی دیگر بین انسانها با در نظر گرفتن ارزشهای اخلاقی و معنوی زن و مرد است که منجر به سعادت و معنویت زندگی آنان می گردد. بسیاری از امور و مسائل زندگی زناشویی در چهارچوب اخلاق و فضایل اخلاقی قابل حلّ است و هر اندازه زن و شوهر متخلّق به اخلاق و رفتار پسندیده مانند صداقت و گذشت، درستی و فداکاری و… باشند زندگی شان از سلامت و آرامش بیشتری برخوردار خواهد بود.[۷]

اگر دختر و پسر این شرایط را دارا بودند می توانند ازدواج نمایند. البته باید دانست مناطق، محیطها، جامعه ها، نسلها، نژادها، قبیله ها، خانواده ها و افراد (تفاوتهای فردی)، در این زمینه یکسان نیستند، بلکه تفاوتهایی با هم دارند، مثلاً در سرزمینهای «گرمسیر» بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا مناطق «سردسیر»؛ و در محیطهای باز و شلوغ که برخورد زن و مرد و دختر و پسر بیشتر است، و در محیطهای غیرمذهبی و بی بند و بار که مسائل محرم و نامحرم و حجاب و عفّت کمتر رعایت می شود، بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا در محیطهای مذهبی و پاک و با عفّت و پایبند به قوانین شرعی؛ و در خانواده های غیرمؤدب و بی فرهنگ که رعایت حفظ مسائل جنسی را نمی کنند و احیاناً بچه ها شاهد مسائل جنسی (کلامی و غیرکلامی) پدر و مادر خود هستند، بلوغ جنسی زودتر فرا می رسد تا خانواده هایی که این مسائل را رعایت می کنند. کمیّت و کیفیّت خوراک و غذا نیز در این موضوع تأثیر دارد؛ آنهایی که غذای بیشتر و قوی تر می خورند، بلوغ جنسی شان سریعتر است.

آنچه که آمار و تحقیقات نشان می دهد، حاکی از آن است که بهترین سن ازدواج برای پسران ۱۹ سال و برای دختران ۱۶ سال است. البته این سن متوسط است ممکن است پسر یا دختری زودتر از این نیاز به همسر داشته باشد، که باید اقدام شود.[۸] در مسأله ازدواج نباید بیشتر به مسائل اقتصادی توجه کرد و ازدواج را به تأخیر انداخت که اگر به تأخیر بیفتد باید شاهد فساد و فحشاء در جامعه بود.

جوان اگر هنگام ازدواج نتواند ازدواج نماید تحت فشارهای جنسی و روانی از راههای غیرصحیح خود را ارضاء خواهد کرد. تحقیقات نشان می دهد که اگر جوانان خوب آموزش ببینند هم زندگی لذّت بخشی بعد از ازدواج خواهند داشت و هم فرزندانِ کسانی که در سنین گفته شده ازدواج کنند سالم تر و باهوش تر خواهند بود و در آینده با فاصله سنی کم ارتباط بهتری با فرزندان خود خواهند داشت.[۹]

منابع بیشتر:

۱٫ جوانان و انتخاب همسر، علی اکبر مظاهری، انتشارات پارسایان، چاپ ۲۲٫

۲٫ ازدواج مکتب انسان سازی، شهید پاک نژاد، انتشارات اخلاق، چاپ سوم، ۱۳۷۹٫

۳٫ سن ازدواج دختران، زهره حبیبیان، زهرا آیت اللهی، مریم گدازگر، نشر سفیر صبح، چاپ اول، ۱۳۸۰٫

پانوشت:

[۱] . سن ازدواج دختران، زهره رجبیان، و…، ناشر سفیر صبح، چاپ اول، ۱۳۸۰، ص ۱۶۵٫

[۲] . ازدواج مکتب انسان سازی، شهید دکتر سید رضا پاک نژاد، انتشارات اخلاق، چاپ سوم، ۱۳۷۹، صفحه ۱۰۳٫

[۳] . سن ازدواج دختران، همان، ص ۱۶۶٫

[۴] . جوان و تشکیل خانواده، استادان طرح جامع آموزش خانواده، چاپ سوم، ۱۳۷۶، ص ۱۳۴٫

[۵] . همان، ص ۱۳۵٫

[۶] . همان، ص ۱۳۶٫

[۷] . همان، ص ۱۳۷٫

[۸] . جوانان و انتخاب همسر، علی اکبر مظاهری، انتشارات پاساریان، چاپ ۲۲، ۱۳۸۳، صفحه ۲۸٫

[۹] . سن ازدواج دختران، همان، ص ۱۵۶٫

منبع: اندیشه قم

http://fa.parsiteb.com

عبدالله عاصی
۲۶ مهر ۹۵ ، ۰۵:۵۸ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

رسول اکرم صلى الله علیه و آله روزى به دیدن اصحاب «صُفّه» رفت. در آنجا به جوان بى‏همسر و غریبى به نام «جُوَیْبِرْ» برخورد کرد. به او فرمود: چقدر خوب بود همسرى انتخاب کرده، باتشکیل خانواده به این زندگى انفرادى خاتمه مى‏دادى، تا هم عفّت خود را به وسیله همسر حفظ کنى و هم او در کار دنیا و آخرت تو را یارى کند. جویبر گفت: اى رسول خدا! من نه مال و جمال دارم و نه حسب و نسب، چه کسى به من زن مى‏دهد و کدام زن رغبت مى‏کند که همسر من شود؟
حضرت فرمود: اى جویبر! خداوند به وسیله اسلام ارزش افراد را تغییر داده، بسیارى از اشخاص در دوران جاهلیت محترم بودند و اسلام آنان را پایین آورد و بسیارى، خوار و زبون بودند و اسلام منزلت آنها را بالا برد. برخیز و به منزلِ «زیاد بن لبید انصارى» برو و از دخترش «ذلفا» خواستگارى کن ....
مراسم خواستگارى انجام گرفت و زیاد بن لبید با آنکه وصلت با شخصى مانند «جویبر» را- که از تمام مزایاى مادّى محروم بود- در شأن خود نمى‏دید، به دستور پیامبر صلى الله علیه و آله با این ازدواج موافقت کرد. 

 

عبدالله عاصی
۲۶ مهر ۹۵ ، ۰۵:۳۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

اهمیّت ازدواج از دیدگاه معصومین (ع)

مسأله پیوند زناشویى در سخنان گهربار و سیره عملى معصومین علیهم السلام از جایگاه ویژه‏اى برخوردار است؛ آن بزرگواران براى نشان دادن اهمیت این موضوع، گذشته از عمل کردن به وظایفى که در این زمینه به عهده داشتند، با سخنان ارزنده خود، پیروان خویش را در اجراى هر چه بهتر این سنّت پسندیده تشویق مى‏کردند و در صورت مشاهده انحراف نسبت به آن، به روشنگرى پرداخته، افراد را از روش نادرست خود برحذر مى‏داشتند.

رسول خدا صلى الله علیه و آله ازدواج را یکى از سنّتهاى خود دانسته، مردم را به پیروى از این روش نیکو فرا مى‏خواند و کسانى را که از این دستور سرپیچى کنند، از زمره پیروان خود بیرون مى‏داند:

 «النِّکاحُ سُنَّتى‏ فَمَنْ رَغِبَ عَنْ سُنَّتى‏ فَلَیْسَ مِنّى‏»ازدواج، سنّت من است و هر کس از سنّت من سرپیچى کند، از من نیست.

امیر مؤمنان صلوات‏الله‏علیه نیز جوانان را به ازدواج توصیه کرده، اهمیّتى را که رسول خدا صلى الله علیه و آله براى آن قائل بود، گوشزد مى‏کند و مى‏فرماید:

 «تَزَوَّجُوا فَانَّ رَسُولَ اللَّهِ صلى‏الله‏علیه‏وآله کَثیراً ما یَقُولُ: مَنْ کانَ یُحِبُّ انْ یَتَّبِعَ سُنَّتى‏ فَلْیَتَزَوَّجْ فَانَّ مِنْ سُنَّتِىَ التَّزْویجَ ...» ازدواج کنید. بدرستى که رسول خدا صلى الله علیه و آله بسیار مى‏فرمود: هر کس دوست دارد از سنّت من پیروى کند، ازدواج نماید، زیرا آن یکى از سنّتهاى من است.[1]

 

[1] . اخلاق خانواده(ج‏1)، ص: 18

عبدالله عاصی
۲۶ مهر ۹۵ ، ۰۵:۳۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

این سوال شاید مطرح بشود که ازدواج به موقع چه زمانی است؟ آیا وقت ازدواج بعد از دانشگاه رفتن است یا بعد از این است که سربازی تمام شود و یا بعد از این است که آقا پسر وضع مالی او خوب شود یا خانه جداگانه بخرد ؟ و یا دختر خانم مدرک فوق لیسانس دانشگاه را طی کرده باشد؟ چه زمانی بهترین موقع برای ازدواج است؟

قرآن می فرماید: «وَ أَنْکِحُوا الْأَیامى‏ مِنْکُمْ وَ الصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ إِمائِکُمْ إِنْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ »(النور : 32   ) (مردان و زنان‏] بى‏همسرتان و غلامان و کنیزان شایسته خود را همسر دهید اگر تهیدست‏اند، خدا آنان را از فضل خود بى‏نیاز مى‏کند و خدا بسیار عطا کننده و داناست. )

 

 

عبدالله عاصی
۲۶ مهر ۹۵ ، ۰۵:۲۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

ازدواج به موقع

دختران و پسران با پیشنهادهای گوناگونی در رابطه با سن مناسـب ازدواج رو برو هستند که هریـک از آن ها بر محوری خاص، تاکید می‌کند. نباید از یاد ببریم که ازدواج، برای رفع نیاز های طبیعی و پاسخ گویی به قانون خلقت انجام می شود. اگر به این نیازهای طبیعی در زمان و موقعیت مناسب پاسخ داده نشود، مانند سایر نیازها، اختلالات و مشکلات خاص خود را به دنبال دارد و آسیب‌های جبران ناپذیر روانی، اخلاقی و اجتماعی وارد می‌کند.

اهمیت ازدواج از دیدگاه روایات

پیامبر اکرم(ص) می فرماید: کسی که ازدواج کند، نصف دین خود را حفظ کرده است پس،  باید برای حفظ نیم دیگر آن تلاش کند.

ایشان همچنین می فرماید: برای دختران و پسران خود امکان ازدواج را فراهم کنید تا خداوند اخلاقشان را نیکو کند و در رزق و روزی آنها توسعه دهد و عفاف و غیرت آنها را زیاد گرداند.

 امام صادق(ع) نیز می فرماید: دو رکعت نماز شخص متأهل، برتر از هفتاد رکعت نمـازی است که شخص مجرد می خواند.

فواید ازدواج به موقع

1. شادابی و نشاط                 

 2. سلامت جسمی و روحی

3. رشد طبیعی                       

4. احساس رضایت درونی

5. تعادل در احساس و رفتار   

6. خوش رویی و خوش خلقی

7. کاهش فشار جنسی و سلامت اخلاقی جامعه 

8. کاهش روابط نامشروع و آسیب های اجتماعی و روانی

 

زندگی یک جوان در کنار کسی که همسر او محسوب می‌شود، چنان برکتـی برای جسـم و روح او دارد و چنـان لذتی را به ارمغان می آورد که هیچ چیز دیگری جای آن را نمی‌گیرد.

اما اگر فردی بخواهد در قالبی غیر از ازدواج به نیاز جنسی خود پاسخ دهد، در آن صورت، لذت آنی برخاسته از گناه، پس از چندی روح و روان فرد را پژمرده می کند و شخصیت او را می‌شکند.

این گونه اشخاص، به جای برگشت به مسیر درست، برای فرار از این پژمردگی به افراط در گناه کشیده می شوند اما نمی دانند که روحشان مانند تشنه‌ای است که هرچه بیشتر از آب دریا می‌نوشد، بر تشنگی‌اش افزوده می‌شود و بی‌قراری‌اش شدت می یابد.

 تأخیر در ازدواج سبب افزایش فشارهای روحی و روانی، روابط نامشروع و آسیب های اجتماعی می‌گردد.

شرایط آمادگی برای ازدواج موفق

آمادگی برای ازدواج نیـازمند بلوغ در زمینـه های مختلف می باشد از جمله  بلوغ جنسی،  بلوغ عقلی،  شناختی و ... بلوغ عقلی مدتی پس از بلـوغ جنسی فرا می‌رسد. با رسیـدن بلوغ عقـلی، جوان در می‌یابد که باید زندگی را بسیار جدی گرفت و برای آینده برنامه ریزی کرد.

توجه به اشتغال،  ویژگی های همسر، تنظیم دخل و خرج خود و دوری از بی‌برنامه بودن در امور زندگی از نشانه های بلوغ عقلی است . به همین علت پیشوایان ما همواره دختران و پسران را به ازدواج تشویق و ترغیب کرده و از پدران و مادران خواسته‌اند که با کنار گذاشتن رسوم اشتباه شرایط لازم برای ازدواج آنان را فراهم کنند و به خاطر برخی باورهای غلط فرزندان خود را به گناه نکشانند و جامعه را گرفتار آسیب‌ها نسازند.

بهتر است فاصله میان بلوغ جنسی و عقلی با زمان ازدواج زیاد نشود تا تشکیل خانواده به تأخیر نیفتد.

http://webda.mui.ac.ir

عبدالله عاصی
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۴:۴۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

اهمیّت ازدواج در قرآن‏

قرآن کریم در موارد متعدّدى به اهمیت ازدواج اشاره نموده و اهداف و ثمرات آن را گوشزد کرده است.

این اندیشه افراطى را که ازدواج مانع ترقى و تکامل معنوى و اخلاقى انسان است، از نظر قرآن، مردود و مغایر با روش معمول انبیاى الهى دانسته شده است. در آیه زیر مى‏خوانیم: «وَ لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلًا مِنْ قَبْلِکَ وَ جَعَلْنا لَهُمْ ازْواجاً وَ ذُرِّیَّةً ...»(ما پیش از تو (نیز) رسولانى فرستادیم و براى آنها همسران و فرزندانى قرار دادیم.)

خداوند متعال، زوجیّت را در متن زندگى انسان قرار داده و آن را موجب گسترش نسل بشر دانسته است؛ آنجا که مى‏فرماید: «وَاللَّهُ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ انْفُسِکُمْ ازْواجاً وَ جَعَلَ لَکُمْ مِنْ ازْواجِکُمْ بَنینَ وَ حَفَدَةً ...» (خداوند براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داد، و از همسرانتان براى شما فرزندان و نوه‏هایى به وجود آورد.)

ازدواج از نظر قرآن، نقش اساسى در پاکدامنى انسان دارد و تداوم عفّت بدون آن، با مشکلات بسیارى همراه است؛ بدین جهت از کسانى که توانایى ازدواج ندارند، خواسته شده که از فرورفتن در لجنزار فساد خوددارى نمایند و با خویشتندارى، عفّت خود را حفظ کنند تا براى آنان امکان ازدواج فراهم شود. در آیه‏اى مى‏خوانیم: «وَلْیَسْتَعْفِفِ الَّذینَ لا یَجِدُونَ نِکاحاً حَتَّى یُغْنِیَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» (کسانى که امکانى براى ازدواج نمى‏یابند، باید پاکدامنى پیشه کنند تا خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز گرداند.)

ازدواج از نظر قرآن از چنان ضرورت و اهمیّتى برخوردار است که هیچ چیز، حتى تهیدستى نمى‏تواند مانع انجام آن شود، چنان که مى‏فرماید: «وَ انْکِحُوا الْایامى‏ مِنْکُمْ وَالصَّالِحینَ مِنْ عِبادِکُمْ وَ امائِکُمْ انْ یَکُونُوا فُقَراءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَاللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ»

مردان و زنان بى‏همسر خود را همسر دهید. همچنین غلامان و کنیزان صالح و درستکارتان را؛ اگر فقیر و تنگدست باشند، خداوند از فضل خود آنان را بى‏نیاز مى‏سازد؛ خداوند گشایش دهنده و آگاه است. اخلاق خانواده(ج‏1)، ص: 16

عبدالله عاصی
۲۵ مهر ۹۵ ، ۱۴:۳۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

تعدد زوجات یک ضرورت طبیعى و اجتماعى

با توجه به نیازهاى طبیعى و اجتماعى، مشروعیت تعدد زوجات در جامعه یک ضرورت است. و دلیل روشن آن گرایش بسیارى از اجتماعات به سوى این مسأله است. هر چند که بطور طبیعى نوزادهاى دختر و پسر تقریباً به یک تعداد به دنیا مى‏آیند ولى باید به چند موضوع توجه داشت:

اولًا سن ازدواج در دختران بطور طبیعى حدود پنج سال زودتر از پسران است و زنها زودتر از مردها بالغ مى‏شوند و آمادگى ازدواج پیدا مى‏کنند و این سبب مى‏شود که تعداد زنان آماده به ازدواج از تعداد مردان آماده به ازدواج زیاد باشد.

ثانیاً مردها همواره در معرض تلف شدن هستند و عواملى مانند جنگ و کارهاى سنگین و خطرناک باعث پیدایش تلفاتى در میان مردان مى‏شود ولى زنها از این عوامل تلف کننده دور هستند. لذا همیشه پس از وقوع جنگهاى بزرگ مشکل انبوهى زن چه زنان بیوه و چه زنان آماده ازدواج و کمبود مرد به وضوح در جامعه دیده مى‏شود.

برتراند راسل درباره انگلستان اظهار مى‏دارد: در انگلستان کنونى بیش از دو میلیون زن زاید بر مردان وجود دارد که بنا بر عرف باید همواره عقیم بمانند و این براى آنها محرومیت بزرگى است.[1]

ثالثاً، طبق تحقیق دانشمندان و به طورى که مشاهده مى‏کنیم، زنها نسبت به مردها بطور طبیعى عمرى طولانى دارند و مقاومت آنها در برابر بعضى از امراض از مردها بیشتر است. و این سبب مى‏شود که تعداد زنها نسبت به مردها بیشتر باشد.

رابعاً، قابلیت تولید مثل در مردها بیشتر از زنهاست. وقتى زن حدود پنجاه سالگى به سن یائسگى رسید دیگر قابلیت باردارى ندارد و نمى تواند زایمان کند ولى مرد حتى تا سن هفتاد و پنج سالگى و هشتاد سالگى قابلیت تولید مثل دارد.

خامساً، زنها در ماه چندین روز دوران قاعدگى دارند و در این روزها آمادگى آمیزش جنسى ندارند ولى مردها همیشه از این آمادگى برخوردارند.

سادساً، بر خلاف آنچه معروف شده است، شهوت و میل جنسى مرد بیش از زن است و تنوع طلبى یکى از خصیصه‏هاى طبیعى مرد است و به گفته بعضى از دانشمندان اجتماعى، مرد ذاتاً طبیعت چند همسرى دارد و فقط نیرومندترین قیود اخلاقى، میزان مناسبى از فقر و کار سخت و نظارت دایمى زوجه، مى‏تواند تک همسرى را به او تحمیل کند.

سابعاً، در بعضى از جوامع و قبایل گاهى ضرورت ایجاب مى‏کند که تولید نسل سرعت بیشترى بگیرد و کثرت اولاد و افزایش نیروى انسانى و کار مطلوب مى‏شود.

با توجه به مطالب بالا پرواضح است که مشروعیت تعداد زوجات، امرى ضرورى و اجتناب ناپذیر است و جامعه باید آن را بپذیرد. گاهى گفته مى‏شود که این قانون نوعى توهین به زنان و تجاوز به حقوق آنان است. پاسخ این است چنین کارهایى یک ارزش نسبى دارند و اگر در جامعه‏اى این کار مشروعیت داشته باشد و به آن عمل شود و زنان با آن خو بگیرند، دیگر آن را توهین برخود قلمداد نمى‏کنند و لذا در جامعه جاهلى و حتى در اوایل اسلام و حتى در بعضى از کشورهاى عربى امروز داشتن چند همسر براى مرد یک امر عادى و معمولى بوده و هست و زنان هرگز این موضوع را توهین به خود تلقى نمى‏کنند ولى در جوامع اروپایى که این رسم وجود ندارد آن را توهین بزرگى براى خود مى‏دانند و این گونه موارد، نوعى اخلاق نسبى است و بستگى به قراردادهاى اجتماعى و آداب و سنن جامعه دارد.[2]

ضمناً روشن شد که چند همسر داشتن مرد یک امر طبیعى است ولى چند شوهر داشتن زن یک امر غیر طبیعى است و لذا تا کنون در هیچ جامعه‏اى چه قدیم و چه جدید و حتى در میان قبایل وحشى چنین کارى سابقه نداشته و در جوامع کمونیستى و اشتراکى نیز مطرود بوده و هیچ کس کمونیسم جنسى را قبول نکرده است.

 

[1] . زناشویى و اخلاق ص 115 به نقل مطهرى، نظام حقوق زن در اسلام ص 374

[2] . تفسیر کوثر، ج‏2، ص: 359

عبدالله عاصی
۲۲ مهر ۹۵ ، ۲۱:۴۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر