تنها نمان

پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله :هر کس دوست دارد خداوند را پاک و پاکیزه دیدار کند، باید ازدواج نماید. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۸، ح ۲۴۹۱۲

تنها نمان

پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله :هر کس دوست دارد خداوند را پاک و پاکیزه دیدار کند، باید ازدواج نماید. وسائل الشیعه، ج ۲۰، ص ۱۸، ح ۲۴۹۱۲

تنها نمان

پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله : مَنْ اَحَبَّ اَنْ یَلْقَى اللّه‏َ طاهِرا مُطَهَّرا فَلْیَلقَهُ بِزَوجَةٍ ؛
خانواده گلخانه ای، پر از محبت و احساس، سازندگی، و آینده نگری است. کانون خانواده، محیطی پر از شور و شادی و پیوندی به گذشته و پلی به آینده است و هیچ اجتماعی به اجتماع خانواده نمی رسد. خانواده اجتماع مقدسی است.
با وجود چتر زیبایی چون خانواده (والدین، همسر ، فرزندان ، بردار و خواهر) تنها ماندن چرا.

عوامل و راهبرهای کاهش سن ازدواج

برای مبارزه با معضل اجتماعی افزایش سن ازدواج، راه حل های زیادی وجود دارد که کمابیش از گذشته مطرح بوده و فراروی مسئولان و متصدیان کشور قرار داشته است. به نظر می رسد دیگر زمان دادن راه حل تمام شده و باید در مسیر عملی ساختن این راه حل ها قدم برداشت. تنها راه رهایی از این مشکل آن است که ملت و دولت دست به دست هم دهند و با برنامه ریزی های کلان فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی، برای رفع این مشکل بزرگ تلاش کنند. شاید نقطه آغازین و در عین حال بسیار مهم حل مشکل این باشد که ابتدا سعی کنیم تفکر و شناخت جوانان را عوض کنیم و آنان را از مادی گرایی و سطحی نگری، به معنویت و توجه به خدا و دین باوری، سوق دهیم. حال با توجه به عوامل افزایش سن ازدواج که در ابتدای مقاله بررسی شد، راهبردها و عوامل کاهش سن ازدواج را در همان غالب مطرح می کنیم:

الف) راهبردهای فرهنگی

همان طور که گفتیم، تغییر نگرش ها و شناخت های افراد، کمک زیادی به تغییر رفتار آنان می کند، و هر تغییری بدون داشتن زیرساخت های فکری محکم، دوامی نخواهد داشت. وظیفه مهم که از کارهای عمده در این حوزه است، بر عهده متصدیان امور فرهنگی مثل حوزه، دانشگاه، صدا و سیما، مطبوعات، هنر و مانند آن است که باید در این راستا برنامه ریزی جدی داشته باشند. کارهایی که می توان در راستای این هدف انجام داد، از قرار زیر است:

1ـ ارزش دانستن تأهل

اگر تأهل و همسر داشتن به عنوان ارزش، و تجرد و مجرد ماندن، ضدارزش تلقی شود، همان طور که در روایات اهل بیت آمده،16 کمک زیادی به تغییر نگرش افراد نسبت به سن ازدواج می شود.

2ـ درجه بندی ملاک های انتخاب همسر

در فرهنگ دینی مهم ترین ملاک برای انتخاب همسر، ایمان و اخلاق است.17 و ملاک های دیگر از اهمیت کم تری برخوردار است. این در حالی است که در جامعه کنونی ما ملاک هایی چون مدرک، ثروت، پست و مقام و به طور کلی مظاهر مادی بیشترین اهمیت را دارد. به همین خاطر تمام تلاش جوانان این است که از هر راهی، امتیازات فوق را به دست آورند و از این طریق به مقبولیت اجتماعی کافی برسند. اما از آنجا که رسیدن به این ملاک ها زمان زیادی می طلبد، به ناچار از ازدواج در ابتدای جوانی محروم می شوند و به این طریق سن ازدواج افزایش می یابد. اگر مسئولین فرهنگی کشور، ارزش های واقعی را که ایمان و اخلاق در صدر آن است ترویج کنند، نه تنها سن ازدواج کاهش پیدا می کند، بلکه بسیاری از مشکلات دیگر نیز حل خواهد شد.

3ـ گسترش فرهنگ حجاب

در جامعه ای که فرهنگ حجاب حاکم باشد و رابطه با نامحرم طبق موازین شرعی باشد و از اختلاط های مضر و فسادانگیز بین پسر و دختر جلوگیری شود، زمینه ای برای ارضاء نامشروع نیازهای جنسی یافت نمی شود و در نتیجه تمتعات جنسی منحصر به خانواده و ازدواج می شود. همین امر باعث می شود احساس نیاز به ازدواج در جوانان افزایش یابد و آنان زودتر ازدواج کنند. اگر فرهنگ حجاب کم رنگ شود و پسران و دختران محدودیت زیادی در ارتباط با یکدیگر نداشته باشند، انگیزه آنان برای ازدواج کاهش می یابد و در نتیجه سن ازدواج بالا می رود، هم چنان که یکی از علل فرار جوانان غرب از ازدواج همین موضوع است، زیرا ازدواج را مانع آزادی بی حد و حصر خود می بینند.

4ـ گسترش فرهنگ قناعت و ساده زیستی

اگر در جامعه، ساده زیستی و استفاده از حداقل امکانات مادی ارزش شود و یا حداقل این که ضدارزش نباشد، سن ازدواج کاهش پیدا می کند؛ اما اگر داشتن خانه و اتومبیل مدل بالا و امکانات مادی، ارزش شود و چشم و هم چشمی های زیان آور گسترش یابد، جوان امروزی ما ناچار است در پی تهیه آن وسایل باشد و تا آن را تهیه نکرده ازدواج نکند. در نتیجه از داشتن خانواده در سن جوانی، محروم می ماند.

5 ـ ازدواج در خلال تحصیل

همان طور که گفتیم یکی از عوامل افزایش پیدا کردن سن ازدواج، تحصیل است. اگر طوری برنامه ریزی شود که دانشجویان قادر باشند در خلال تحصیل، ازدواج کنند، سن ازدواج در بین این قشر که مهم ترین و حساس ترین بخش جامعه هستند، کاهش پیدا می کند.

این امر مشروط بر این است که خانواده ها اولاً اهمیت موضوع را درک کنند و متوجه این موضوع باشند که چه خطرهای بزرگی فرزندان دانشجوی آن ها را تهدید می کند و چه مشکلات روحی و روانی زیادی در اثر تاخیر ازدواج برای آنان به وجود می آید و ثانیاً با برنامه ریزی دقیق و با هماهنگی و کمک دانشگاه و دیگر نهادهای مربوطه، ترتیباتی بدهند که دانشجویان با حداقل امکانات بتوانند ازدواج کنند و در عین حال تحصیل خود را نیز ادامه دهند. جوان دانشجوی ما اگر امکان ازدواج داشته باشد، حتی به صورت ماندن در دوران عقد و نامزدی قبل از عروسی، هم از برکات مادی و معنوی ازدواج محروم نشده و هم با انگیزه بیشتری تحصیل را دنبال می کند. دانشجو اگر احساس کند آینده روشنی دارد و می تواند مسئولیت زندگی را که با ازدواج بر عهده او گذاشته می شود بر دوش بکشد، کم تر به دنبال فعالیت ها و برنامه های غیردرسی و حتی ضددرسی می رود و بلکه تمام سعی و همت خود را صرف بهتر کردن زندگی و بالاتر بردن سطح آن می کند.

ب) راهبرهای اقتصادی

همان طور که گفتیم عوامل اقتصادی از عمده ترین دلایلی است که جوانان برای تأخیر ازدواج خود مطرح می کنند. برای این که این عامل مهم را کاهش دهیم باید در دو جهت برنامه ریزی کنیم: 1ـ هزینه ها را حتی الامکان کاهش بدهیم. 2ـ منابع اقتصادی و تولید ثروت را برای جوانان فراهم کنیم. بنابراین راهبردهای زیر می تواند ما را در عملی ساختن دو هدف فوق یاری دهد:

1ـ کاستن از هزینه های اضافی

بسیاری از هزینه هایی که در زندگی می شود، اعم از هزینه های جشن عقد و عروسی، یا تهیه جهیزیه، مسکن و سایر لوازم زندگی، ضرورت زیادی ندارد و امکان حذف یا کاهش آن وجود دارد. اگر پسر و دختر و خانواده هایشان تصمیم بگیرند تمام هزینه های غیرضروری را حذف کنند و به حداقل امکانات اکتفا کنند، امکان ازدواج برای اکثر جوانان ما عملی می شود. این که جوانان ما یا خانواده هایشان این تصور و ایده را داشته باشند که در ابتدای زندگی باید از همه یا اکثر امکانات مادی برخوردار باشند و در برگزاری مراسم عقد و عروسی، هزینه های سنگینی بر یکدیگر تحمیل کنند، نتیجه ای جز فرار جوانان از ازدواج نخواهد داشت.

2ـ همیاری در هزینه های ازدواج

همان طور که خداوند همه مردم جامعه را به یاری جوانان برای ازدواج و تشکیل زندگی دعوت می کند، همه افراد، خصوصاً افراد متمول، وظیفه دارند در این امر خیر شرکت کنند. همچنین اگر ترتیبی داده شود که افراد نزدیک به خانواده پسر و دختر، به صورت یک رسم و عادت نیکو، قسمتی از هزینه های ازدواج را بر عهده گیرند، کمک بزرگی به تحقق این هدف می شود. این پیشنهاد گرچه ظاهر ساده ای دارد، ولی در عمل تأثیر شگفت انگیزی در هموار ساختن مسیر ازدواج جوانان دارد و چون این مشکل عمومیت دارد، و هر کسی خود را محتاج کمک می بیند، همه مردم در این امر خیر شرکت خواهند کرد.

3ـ پرداخت وام های قرض الحسنه برای ازدواج

قرض الحسنه که یکی از سنت های خوب و گره گشای اسلامی است و در آیات فراوانی از قرآن به آن تشویق و تأکید شده18، تاثیر فوق العاده ای در حل مشکلات اقتصادی جامعه دارد. اگر این سنت حسنه که امروز در گوشه و کنار جامعه تحت عنوان «وام ازدواج» وجود دارد، گسترش یابد و به این طریق وام های طولانی مدت و کم بهره به جوانان برای ازدواج و تهیه وسایل زندگی داده شود، چنانکه از برنامه های مهم دولت جدید شمرده شده است، کمک زیادی به ازدواج جوانان و در نتیجه کاهش سن ازدواج، خواهد شد.

4ـ ایجاد شغل های پاره وقت در دوران تحصیل و مانند آن

امروز دغدغه اصلی جوانان و به ویژه دانش جویان، اشتغال است. متاسفانه آموزش و پرورش و آموزش عالی ما طوری برنامه ریزی نکرده که همه فارغ التحصیلان خود را به ابزار و فنون شغلی مجهز کند. همان طور که نیروی نظامی نتوانسته برای سربازان وظیفه که خیل عظیمی از جوانان کشورند، در این زمینه کاری کند و حداقل هر یک از آنان را در مدت سربازی به فن یا صنعتی مجهز کند. البته کارهایی در تحقق این هدف انجام شده، ولی اصلاً کافی نیست. فی المثل اگر دانشجوی جوان ما، بتواند در خلال تحصیل، شغل مناسبی داشته باشد، می تواند بسیاری از هزینه های زندگی خود را تأمین کند. لازمه این کار این است که آموزش های کاردانی و کاربردی در طول تحصیل گسترش یابد و تعداد واحدهای نظری کاهش پیدا کند.

5ـ تشویق به زندگی در کنار خانواده یکی از زوجین

در زمان های گذشته اکثر جوانان، ابتدای زندگی خود را در کنار والدینشان آغاز می کردند و به مرور زمان سعی می کردند با پس انداز و امثال آن، از پدر و مادر خود مستقل شوند، اگر بتوان این فرهنگ را دوباره زنده کرد و جوانان و خانواده هایشان را به پذیرش این امر تشویق کرد، کمک زیادی به حل مشکل ازدواج می شود.

ج) راهبردهای اجتماعی

از آنجا که اجتماع و جامعه، مجموعه ای متشکل از واحدهای کوچک ترِ خانواده است، بهترین جایگاه کمک به ایجاد خانواده و فراهم ساختن ازدواج جوانان، خود جامعه است. از این رو برای حل مشکل ازدواج جوانان و جلوگیری از افزایش سن ازدواج، چاره ای جز همکاری و همیاری همه افراد و آحاد جامعه، وجود ندارد. راهبردهای اجتماعی که می توان در این زمینه ارائه دارد، از قرار زیر است:

1ـ فراهم کردن شرایط ازدواج آسان

دولتمردان و متصدیان اجتماع وظیفه دارند برنامه دقیقی برای حل این مشکل ارائه دهند. همچنین با تشویق مردم، خصوصاً افراد متمول، جوانان را در این امر یاری دهند. مسلماً اگر دولت و مسئولان امر قدمی در این راه بگذارند، همه مردم به کمک آن ها می شتابند، زیرا این یک مشکل همگانی است و همه افراد به گونه ای با آن درگیر هستند.

2ـ گسترش مراکز مشاوره ازدواج

یکی از دلایلی که جوانان را از ازدواج دور کرده است، نداشتن اطلاعات صحیح از ازدواج و وجود بدبینی های بی مورد است. بسیاری از جوانان نسبت به اصل ضرورت ازدواج بی اطلاعند و برخی هم از افکار ناصحیح و خرافی در این مورد رنج می برند. وجود مراکز مشاوره ازدواج، کمک شایانی به جوانان می کند و دغدغه های بی مورد آنان را برطرف می سازد.

3ـ کنترل مهاجرت روستاییان به شهرها

از بین تمام خسارت ها و ضررهایی که در مهاجرت روستاییان به شهر وجود دارد، مشکل افزایش سن ازدواج، جایگاه ویژه ای دارد. اگر بتوان با افزایش امکانات زندگی در روستاها و ایجاد اشتغال برای آنان، از مهاجرت آن ها جلوگیری کرد و آنان را به ماندن در روستا و تولید محصولات کشاورزی و دامی و امثال آن تشویق نمود، علاوه بر حل بسیاری از مشکلات اجتماعی، از افزایش سن ازدواج نیز جلوگیری خواهد شد.

4ـ جلوگیری از بی بند وباری و ابتذال و فساد اخلاقی

یکی از راه های پیشرفت در جامعه ما اجرای قانونی اساسی و جلوگیری از متخلفین و برهم زنندگان نظم و قانون است. اگر از فساد و ابتذال، خصوصاً در حوزه اخلاق و مسائل جنسی جلوگیری نشود و با افراد متخلف برخورد جدی صورت نگیرد و در مقابل تهاجم و شبیخون فرهنگی دشمن، سیاست تسامح و تساهل اجرا شود، جامعه چنان دچار آشفتگی می شود که اولین ضرر آن متوجه نهاد مقدس خانواده می شود و جایگاه آن را تضعیف می کند. امروز کم نیستند جوانان پاک و مؤمنی که شریک زندگی مناسبی برای خود نمی یابند. تأثیر مخرب گسترش فساد و فحشا و ابتذال و مخصوصاً مواد مخدر بر تزلزل کانون خانواده و بدبینی جوانان به ازدواج، بر کسی پوشیده نیست. اگر متصدیان اجتماع برای مبارزه با مفاسد اخلاقی کمر همت ببندند و این دام های خطرناک را از جلوی جوانان بردارند، برکات زیادی نصیب جامعه خواهند کرد که یکی از آن ها هموار شدن راه ازدواج جوانان است.

به امید آن که با همت تمام نیروها و ملت و دولت، به زودی شاهد آن باشیم که جوانان عزیزمان، این سرمایه های بی نظیر کشور، در امر ازدواج مشکلی نداشته باشند و با نشاط و انگیزه و امید، آینده ای روشن و موفق برای خود و دیگران بنا کنند.

 

منابع:

1ـ روم/ 21.

2ـ بحارالانوار، ج 10، ص 93.

3ـ محجة البیضاء، ج 3، ص 54 .

4ـ بحارالانوار، ج 100، ص 221.

5 ـ میزان الحکمه، ج 4، باب 1634.

6 ـ بحارالانوار، ج 100، ص 217.

7ـ نورالثقلین، ج 3، ص 597 .

8 ـ کنزالعمال، ج 16، حدیث 44448.

9ـ بحارالانوار، ج 16، ص 223.

10ـ روزنامه جوان، تاریخ28/7/81 .

11ـ روزنامه کیهان، تاریخ 17 تا19/4/80 .

12ـ ر.ک: ایمانی، محسن، مجله اصلاح و تربیت، شماره 63 .

13ـ نور/32.

14ـ روزنامه کیهان، تاریخ 17 تا 19/4/80 .

15ـ روزنامه های 21 آبان 1382.

16ـ ر.ک: بحارالانوار، ج 100، ص 218 تا 225.

17ـ پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) در روایتی فرمود: کسی که از دین و اخلاق خوبی برخوردار است، اگر به خواستگاری دختر شما آمد، به او همسر بدهید، زیرا اگر چنین نکنید، فتنه و فساد بزرگی در زمین ایجاد کرده اید. (وسایل الشیعه، ج 20، ص 86).

18ـ ر.ک: بقره/245، مائده/ 12، حدید/ 11 و 18، تغابن/ 17 و مزمل/ 20. 

به نقل از http://www.hawzah.net

عبدالله عاصی
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۸:۴۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

عوامل افزایش سن ازدواج

کارشناسان امور اجتماعی عوامل زیادی برای افزایش سن ازدواج عنوان کرده اند که ما در این جا این عوامل را در سه بخش عمده، مطرح می کنیم:

الف) عوامل اجتماعی

زندگی اجتماعی گرچه یکی از ضروریات حیات انسان است، به طوری که بشر بدون اجتماع قادر به ادامه زندگی نیست، اما با این حال، اگر در برنامه ریزی و سیاست اداره جامعه، دقت کافی نشود، مشکلات زیاد به وجود می آید. یکی از عوامل افزایش سن ازدواج به مسائل اجتماعی برمی گردد که در ذیل به چهار عامل آن اشاره می شود.

1ـ افزایش جرایم و آسب های اجتماعی

بالا رفتن جرایم و آسیب های اجتماعی مانند: اعتیاد، بی بندوباری، همسر آزاری، طلاق، روابط سرد همسران، دخالت اطرافیان و مانند آن نه تنها موجب از هم پاشیدگی خانواده ها شده است، بلکه باعث سلب اعتماد جوانان از ازدواج گردیده و سبب شده است که جوان امروز به ازدواج به عنوان عامل خوشبختی، نگاه نکند و سرنوشت خود را به کسانی که در دام این آسیب ها گرفتار شده اند، تشبیه کند.

2ـ تحصیلات دانشگاهی

طولانی بودن مدت تحصیلات دانشگاه و افزایش نسبت دختران به پسران (که طبق بعضی آمارها تنها 35/43 درصد کسانی که در کنکور شرکت می کنند، پسر هستند)14، سبب شد اولاً، اغلب پسران و دختران تا پایان تحصیلات و بعد هم تا به دست آوردن شغل، از ازدواج سرباز زنند؛ و ثانیاً، دختران به علت داشتن تحصیلات دانشگاهی حاضر به ازدواج با پسران پشت کنکور مانده نباشند و درصد بالایی از آنان بدون همسر بمانند، یا به ازدواج ناخواسته تن بدهند؛ چنانکه امروز شاهد این معضل هستیم.

3ـ عدم توازن جمعیت پسران و دختران آماده ازدواج در ایران

بنا بر برخی آمارها، جمعیت دختران در شرف ازدواج، یک میلیون و ششصد هزار نفر بیش از پسران آماده ازدواج است و این خود سبب می شود پسران در ازدواج رقابت نکنند و در نتیجه عجله ای نداشته باشند.15

4ـ به هم خوردن توازن دختر و پسر در روستاها

طبق آمارها، به علت مهاجرت پسران روستایی به شهرها برای جستجوی کار، جمعیت دختران روستایی آماده ازدواج دو برابرِ گذشته است.

ب) عوامل اقتصادی

یکی از عمده ترین دلایل تأخیر ازدواج از نظر جوانان، عوامل اقتصادی است. در یک گفتگوی ساده و خودمانی با جوانان، خصوصاً پسران، می توان به آسانی فهمید که علت نداشتن تمایل به ازدواج در اکثر آن ها برخوردار نبودن از شغل، مسکن و تهیه لوازم و ضروریات زندگی و جشن ازدواج است. در این بین خانواده های دختران هم مشکل تهیه جهیزیه را سد بزرگی برای ازدواج دخترانشان می دانند، خصوصاً خانواده هایی که چند دختر با فاصله های سنی کم، دارند.

بنابراین عدم توان اقتصادی کافی، انگیزه ازدواج جوانان را پایین می آورد و اجازه نمی دهد آنان در سن پایین ازدواج کنند. اما گاهی داشتن شغل مانع ازدواج می شود و آن در صورتی است که دختران شاغل شوند. بسیاری از دخترانی که شغلی برای خود دست و پا می کنند و مشغول به کار می شوند، رغبت خود را نسبت به ازدواج از دست می دهند. دلایلی که باعث کاهش میل آن ها به ازدواج می شود عبارت است از:

1ـ دختران وقتی شاغل می شوند، توان اقتصادی شان بالا می رود و به استقلال اقتصادی می رسند. از آنجایی که یکی از انگیزه های دختران برای ازدواج، نیاز اقتصادی است و از مجرد ماندن خود احساس سربار خانواده بودن دارند، با رسیدن به استقلال اقتصادی این انگیزه در آن ها از بین می رود و در نتیجه بسیاری از آنان رغبت چندانی به ازدواج ندارند. بنابراین دخترانی که به ازدواج به عنوان یک تکیه گاه اقتصادی نگاه می کنند، اگر با به دست آوردن شغل به منبع اقتصادی خوبی برسند، دلیلی برای ازدواج ندارند و تا مجبور نشوند، ازدواج نمی کنند. چنانکه وجود این عامل در زنان بیوه نیز بزرگ ترین مانع را برای تن دادن آن ها به ازدواج مجدد ایجاد می کند.

2ـ داشتن شغل از این جهت که هم منبع اقتصادی است و هم سرگرمی خوبی است که می تواند در انسان نشاط و شادی به وجود آورد، جایگاه خاصی در بین دختران دارد. گاهی علاقه به شغل در دختران چنان زیاد می شود که به خاطر ترس از از دست دادن آن، ازدواج نمی کنند و خواستگاران را به بهانه های مختلف رد می کنند. بنابراین شاغل شدن دختران یکی دیگر از انگیزه های ازدواج آنان که رها شدن از تنهایی و انس گرفتن به همسر است را ضعیف می کند و جانشین مناسبی برای ازدواج، نزد آن ها محسوب می شود.

3ـ دختری که شاغل است، معمولاً خواستگاران بیشتری نسبت به سایر دختران دارد. به همین خاطر از تأخیر انداختن ازدواج واهمه ای ندارد، زیرا شانس خود را برای ازدواج، حتی اگر سن او هم افزایش پیدا کند، زیاد می بیند.

بنابراین شاغل شدن دختر (بر عکس شاغل شدن پسر که سبب زیاد شدن انگیزه به ازدواج است) انگیزه او را نسبت به ازدواج کاهش می دهد. این عامل امروزه در کشورهای غربی تأثیر چشمگیری در کاهش رغبت دختران به ازدواج داشته و حتی بسیاری از دختران و زنان غربی به خاطر همین عامل، تا آخر عمر مجرد می مانند که خود می تواند سبب به وجود آمدن بسیاری از مشکلات اجتماعی و اخلاقی شود. در کشور ما نیز تأثیر شغل دختران در تأخیر ازدواج، گرچه مانند جوامع غربی نیست، ولی کمابیش دیده می شود و خطر گسترده تر شدن آن، وجود دارد.

ج) عوامل فرهنگی

گرچه کشور ما از فرهنگ غنی و کامل اسلامی برخوردار است، ولی به دلایلی چون نفوذ فرهنگ بیگانه و مانند آن، این فرهنگ کم رنگ شده و سفارش های اکید اسلام به تعجیل در ازدواج و کراهت از تأخیر آن، تا حدودی بین جوانان به فراموشی سپرده شده است. جوان ایرانی که در گذشته مهم ترین برنامه او در اولین فرصت ازدواج و تشکیل زندگی بود، امروزه دیگر چنین عقیده ای ندارد و حتی برخی زمان ازدواج را مخصوص میان سالی می دانند، و این احتمال وجود دارد که این فرهنگ مخرّب، گسترده و فراگیر شود.

به هر حال عوامل فرهنگی را می توان از سه جهت در تأخیر ازدواج مؤثر دانست:

1ـ منسوخ شدن ارزش های معنوی

منسوخ شدن ارزش های معنوی و جایگزین شدن ارزش های مادی، سبب شده بسیاری از جوانان به همه چیز، از جمله ازدواج ،رنگ و لعاب مادی بدهند و به جای این که کسب فضایل انسانی را هدف خود قرار دهند و ازدواج را عاملی برای نزدیک تر شدن به خدا و کامل شدن ایمان بدانند، در جمع مال دنیا و نمایاندن ظواهر فریبنده زندگی مادی، مسابقه بگذارند. این طرز تفکر همه چیز از جمله ازدواج را تحت تأثیر قرار می دهد. اما جوانی که دغدغه اصلی اش حفظ و کامل شدن ایمانش است، چون ازدواج را ایجاد کننده نیمی از ایمان می داند، تمام امکانات خود را برای به دست آوردن آن بسیج می کند.

2ـ آرمان گرا بودن جوانان

بعضی از جوانان امروزی، به علت خامی و نپختگی که هیچ تناسبی با زندگی پیچیده کنونی ندارد و نیز به علت عدم اعتماد به تجربه های والدین و قدیمی دانستن آن ها، از واقعیت های زندگی بی اطلاع مانده اند و در نتیجه نمی توانند درباره موضوعی چون ازدواج، واقع گرا باشند، بلکه آرمانی فکر می کنند و در عالم خیال پرواز می کنند. این طرز تفکر، یکی از دو پیامد منفی زیر را دارد: یا ازدواج نمی کنند و منتظر همسری آرمانی هستند و یا ازدواجشان مبتنی بر احساسات است که نتیجه آن شکست و سرخورده شدن از ازدواج است. 

به نقل از http://www.hawzah.net

عبدالله عاصی
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۸:۴۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
وقتی توصیه نامه اسلام را درباره ازدواج ورق می‌زنیم، ازدواج را آرامش دهنده روح و روان می‌داند. قرآن کریم می‌فرماید: «و از نشانه‌های او(خداوند) اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد. در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکّر می‌کنند.»
SHIA-NEWS.COM شیعه نیوز:

به گزارش «شیعه نیوز»، وقتی توصیه نامه اسلام را درباره ازدواج ورق می‌زنیم، ازدواج را آرامش دهنده روح و روان می‌داند؛ قرآن کریم می‌فرماید: «وَ مِنْ آیاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُمْ مِنْ أَنْفُسِکُمْ أَزْواجاً لِتَسْکُنُوا إِلَیْها وَ جَعَلَ بَیْنَکُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فی‏ ذلِکَ لَآیاتٍ لِقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ؛ و از نشانه‌های او اینکه همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و در میانتان مودّت و رحمت قرار داد در این نشانه‌هایی است برای گروهی که تفکّر می‌کنند.»1

ازدواج موجب احیای سنت پیامبر است؛ پیغمبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله در این باره فرمود: «النِّکاحُ سُنَّتِى، فَمَن رَغِبَ عَن سُنَّتی فَلَیسَ مِنّی؛ ازدواج سنت من است پس هر که از سنت من روی بر گرداند از من نیست.»2، ازدواج قرار دهنده انسان در ولایت و حمایت خدای متعال3 و به خشم آورنده شیطان است؛ پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «هر جوانی که در دوره جوانی خود ازدواج کند، شیطانش فریاد بر آورد که وای بر او دین خود را از گزند من حفظ کرد.»4، همچنین ازدواج کامل کننده ایمان5 و زیاد کننده روزی انسان نیز است؛ پیغمبراکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله فرمود: «زن بگیرید؛ زیرا که ازدواج کردن روزی شما را بیشتر می‌کند.»6

در میان این احادیث، با گزاره‌هایی از این دست آشنا می‌شویم که «هیچ چیز حتی فقر نباید باعث عقب افتادن ازدواج شود.»7، «مجرد بودن، سبب شرور شدن است.»8، «سفارش به دخترداران برای شتاب کردن در ازدواج آنها.»9 و «تشویق به ازدواج خصوصا در جوانی و کراهت اسلام از تجرد»10 بنابراین از نظر اسلام تأخیر ازدواج امری نکوهیده و برخلاف رضایت الهی است.

با این همه، ولی آمارها از بالا رفتن بی‌سابقه سن ازدواج حکایت دارد. برخی از پیامدهای این مسئله عبارتند از: افسردگی و بی‌نشاطی در جوانان، انحرافات اجتماعی و فرهنگی، وسواس در همسر گزینی، مشکل زایی فرزندان ازدواج نکرده در خانواده، اضطراب و نگرانی به ویژه در دختران، بلاتکلیفی، از دست رفتن طراوت و زیبایی، ناامیدی، کاهش میل به ازدواج، احساس سربار بودن در خانواده، شکل گیری پدیده تک زیستی و... .
 
محور اول: عوامل فرهنگی

1. رنگ آمیزی غربی

اگر قلم موهای فرهنگمان را در سطل رنگ غرب بزنیم و بر در و دیوار خانه دلمان بکشیم، بدون شک، رنگ خدایی را در قلبمان ندیده گرفته‌ایم و خانه را خود خواسته به تصرف غیر در آورده‌ایم.

بی‌توجهی به ارزش‌های معنوی و جایگزینی ارزش‌های مادی غربی، سبب شده برخی‌ها به همه چیز، از جمله ازدواج، رنگی مادی بدهند و در شتاب برای رسیدن به ظواهر از مسیر کمال که همان همسرگزینی است، غافل بمانند.

2. پرواز بر فراز ابرها

خامی و نپختگی، آرمان گرایی و نیز عدم اطمینان به تجارب والدین و قدیمی دانستن نسخه آنها، باعث شده که خیلی از جوانان از واقعیت‌های زندگی بی‌اطلاع مانده و نتوانند درباره موضوعی چون ازدواج، واقع بینانه تصمیم بگیرند.

این طرز تفکر، دو پیامد منفی برای این گونه افراد در بردارد؛ یا ازدواج را به امید رسیدن به همسری آرمانی، مدام عقب می‌اندازند و یا بر عکس، با دستپاچگی و مبتنی بر احساسات ازدواج می‌کنند که نتیجه هر دو، شکست و سرخورده شدن از ازدواج است.

3. بازار آزاد

گسترش روزبه روز وسایل و تکنولوژی‌های ارتباط جمعی از جمله ماهواره، اینترنت، تلفن همراه و چه غیر از آن از یک طرف، و از طرفی ترویج فرهنگ بی‌بندوباری و بی‌عفتی به وسیله اکثر این گونه وسایل ارتباطی، سبب شده تا زمینه ارتباط‌های آسان و شهوت آلود دیداری، شنیداری در فضای مجازی و همچنین واقعی، در محیط کار، تحصیل و... برای خیلی از جوانان به راحتی مهیا شود.

توسعه روابط دوستانه بین پسرها و دخترها به چند دلیل، ازدواج جوانان را به تأخیر می‌اندازد؛

. با ارضای بخشی از نیازهای عاطفی جوانان، تا حدود زیادی عطش ارتباط با جنس مخالف و نیاز به ازدواج در آنها کاهش می‌یابد.

. در میان این گون روابط، شناخت دو طرف از ویژگی‌ها و خصلت‌های جنس مخالف بیشتر می‌شود و سبب نوعی احتیاط و محافظه‌کاری در انتخاب همسر می‌گردد.

. انگیزه منفی جایگزینی روابط مجازی با خطر ریسک پذیری کمتر به جای تشکیل زندگی با ریسک بالا را در جوانان شکل می‌دهد.
 
محور دوم: عوامل اجتماعی

1. اعتماد روی میز شک

فریب کاری، کلاهبرداری، ظاهرسازی، دروغ گویی، بی‌بندوباری‌های پنهان، افزایش اعتیاد و... از طرفی و از طرف دیگر توسعه کمی شهرنشینی و افزایش جمعیت که افراد جامعه را با هم بیگانه کرده است، موجب ایجاد فضای بی‌اعتمادی و یا حداقل دیر اعتمادی افراد به یکدیگر شده است.

یکی از آثار این بی‌اعتمادی، در هنگام ازدواج دختران و پسران با یکدیگر خود را نشان می‌دهد. جوانان و خانواده‌ها با مشاهده تجارب تلخ و شکست‌های عاطفی و زناشویی زوج‌هایی که به واسطه اعتماد خوش بیانه در زندگی‌شان، دچار ناکامی شده‌اند، نه تنها دیگر حاضر نیستند که به این راحتی‌ها به دیگران اعتماد کنند، بلکه باعث شده تا دیگر ازدواج را به عنوان عامل خوشبختی، ندانند و سرنوشت خود را به کسانی که در دام این آسیب‌ها گرفتار شده‌اند، شبیه نکنند.

البته این شک تا حدودی لازم و منطقی است، ولی اشکال کار جایی است که این بی‌اعتمادی، حالت وسواس گونه می‌یابد و حتی به تحقیق‌های منطقی و درست هم اعتماد نمی‌شود.
2. مدرک؛ شریک زندگی

از نظر بسیاری از دانشجویان، ازدواج امکان ارتقای تحصیلی را کاهش داده و تحقق بسیاری از آرزوهای آنان را سخت می‌کند؛ ادامه تحصیل از چند طریق منجر به کاهش نرخ ازدواج می‌شود؛

. همراه با ادامه تحصیل، امکان پیدا کردن شغل مناسب برای دانشجو وجود ندارد و دانشجو، برای تأمین هزینه‌های زندگی خود نیز با مشکل مواجه خواهد شد.

. توأم شدن ازدواج، تحصیل و اشتغال(برای کسب معاش زندگی) کاری بسی دشوار است و فشار دو چندانی را بر فرد وارد می‌کند.

. به خاطر افزایش سطح تحصیلات فرد، نگرش او نسبت به زندگی و همسر گزینی تغییر کرده و ضمن اینکه با افزایش سطح توقعات، از میزان نفوذ و حمایت خانواده هم کاسته می‌شود.

. ملاک و معیار انتخاب اکثر دانشجویان دختر با وارد شدن به دانشگاه، تغییر کرده و توقع دارند که فرد مقابل آنها هم دارای تحصیلات عالی باشد؛ در حالی‌که بالا رفتن تحصیلات دختران، گر چه کیفیت خواستگار آنها را بالا می‌برد، ولی تعداد آن را کم می‌کند؛ زیرا افراد دارای تحصیلات پایین‌تر به خواستگاری آنها نمی‌روند و اگر هم بروند، آنها قبول نمی‌کنند.

از این‌ها گذشته عده‌ای از پسرهای سن بالا، دختر کم سن‌تر را به دختر دارای تحصیلات عالیه ترجیح می‌دهند.

3. پس لرزه‌های اشتغال

مسایل که مربوط به شغل می‌شود، از جهات گوناگون بر مسئله ازدواج تأثیر گذار است. در ادامه به سه نمونه از این تأثیرات اشاره می‌کنیم؛

. شغل در ایجاد و حفظ عزت نفس افراد و در شکل گیری شخصیت آنها و تأمین سلسله مراتب نیازهایشان(نیازهای فیزیولوژیکی- نیازهای ایمنی، نیاز به تعلق اجتماعی، نیاز به احترام و نیاز به خودیابی) موثر است.

افراد بی‌کار، نه تنها به واسطه تخریب بنیان‌های خود اتکایی و اعتماد به نفس، خود را عنصری بی‌هویت می‌پندارند که توان تشکیل خانواده را ندارند، بلکه بی‌کاری در مردان و گاه عدم امنیت شغلی در مشاغل موقت، میزان پذیرش مسئولیت زندگی و ازدواج از سوی مردان را به عنوان نخستین انتخابگران امر ازدواج، به شدت کاهش داده است.

. ورود زنان تحصیل کرده و غیر تحصیل کرده به بازار کار، افزون بر اینکه بسیاری از فرصت‌های شغلی را از مردان، که متکفل اصلی امرار معاش خانواده هستند گرفته، زنان را هم از نظر اقتصادی از وابستگی به خانواده‌ها و یا همسرانشان بیرون آورده است.

استقلال اقتصادی زنان هر چند در نگاه اول مثبت به نظر می‌رسد، ولی کاهش میزان وابستگی اقتصادی در آنها، باعث شده تا آنها به این راحتی‌ها تن به ازدواج ندهند.

. در بین برخی دختران، داشتن شغل از این بابت که هم منبع اقتصادی می‌تواند باشد و هم سرگرمی خوبی برای آنهاست، جایگاه خاصی دارد. گاهی تمایل و علاقه به شغل در آنها چنان زیاد می‌شود که به دلیل ترس از دست دادن آن، حاضر به ازدواج کردن نیستند و خواستگاران را به بهانه‌های گوناگون رد می‌کنند.

اشتغال در بعضی دختران، انگیزه ازدواج را که رها شدن از تنهایی از راه انس گرفتن با همسر است، در آنها تضعیف می‌کند و جانشین مناسبی برای ازدواج نزد آنها به حساب می‌آید.
 
محور سوم: عوامل اقتصادی

در یک گفت‌وگو و صحبت خودمانی با جوانان، به خصوص پسران، می‌توان به راحتی متوجه شد که دلیل تمایل به ازدواج در خیلی از آنها برخوردار نبودن از شغل، خانه و تهیه لوازم و ضروریات زندگی است. خانواده‌های دختران نیز مشکل تهیه جهیزیه را مانع بزرگی برای ازدواج دخترانشان می‌دانند. در این خصوص، ذکر این دو نکته لازم است؛

1. مثلث «ت»

نیازهای اقتصادی در انجام گرفتن ازدواج، انکار ناپذیر است؛ ولی آن‌چه ازدواج را سخت می‌کند، ورود مثلث تجملات، تشریفات و توقعات به صحنه ازدواج است. هنگامی که شعله چشم و هم چشمی‌ها کنار این مثلث قرار می‌گیرذ، آتشی افروخته می‌شود که دودش به چشم بسیاری‌ از جمله میانگین سن ازدواج می‌رود.

اگر خانواده‌ها و جوانان در خریدهای ازدواج، مخارج عقد و عروسی، تهیه خانه و... روی ریل مثلث «ت» قرار بگیرند، هم رواج دهنده این فرهنگ اشتباه خواهند بود و هم زمینه ساز ورود آثار منفی بسیاری می‌شوند. آنها چون در پی بهترین‌ها هستند، نیاز به زمان بیشتری برای مهیا شدن برای ازدواج دارند و این‌ها همه دست به دست هم می‌دهند تا اقتصاد را به عنوان عاملی در بالا رفتن سن ازدواج مطرح کنند.

2. به سبک امروزی

باورهای اقتصادی نادرست که جای باورهای اصیل و معنوی بنشینند، آمار ازدواج را پایین می‌کشند. زمانی نه چندان دور، زوج‌های جوان به کم ترین امکانات زندگی قانع بودند؛ جهیزیه‌ای مختصر، اتاقی در خانه پدری، مهریه‌ای اندک و... . پس چرا این‌قدر از سبک زندگی قناعت گونه گذشته فاصله گرفته‌ایم؟ چرا پدر و مادرهای آن زمان که هنوز پس از سال‌ها زندگی، لوازم و تجهیزات زندگی کاملی ندارند، معتقدند برای یک زوج جوان باید تمامی امکانات فراهم باشد، در حالی که این مسئله هیچ توجیه عقلی ندارد. چه شده که آنها آن‌قدر که به مهریه بالا برای تضمین خوشبختی دخترانشان دل بسته‌اند، به ایمان، اعتقاد و پاکدامنی داماد کاری ندارند؟

آن‌چه باید انجام داد...

الف) راهبردهای فرهنگی

. لازم است جامعه را با تأکیدات فراوان دین درباره ازدواج، زمان مناسب انجام آن و وعده‌های خداوند قادر برای بی‌نیاز کردن افراد فقیری که ازدواج می‌کنند آشنا کنیم.

. ایمان و اخلاق، اولین ملاک دین در ازدواج است؛ نه مدرک، ثروت، زیبایی، پست و مقام و... . باید با کار فرهنگی و رسانه‌ای ملاک‌های دینی احیا شود.

. عفت، باید از کودکی در افراد نهادینه شود. عفت درونی جلوی انحرافات جنسی و ورود در چرخه بازار آزاد را گرفته و جوانان را به راه درست ارضای نیازهایشان هدایت خواهد کرد. افزون بر این، آگاهی دادن جوانان به ضررهای بی‌شمار بی‌بندوباری‌های اخلاقی ضروری است.

ب) راهبردهای اجتماعی

تحلیل و ارائه راه‌حل برای مشکلات افراد، بدون در نظر گرفتن نقش جامعه، تحلیلی ناقص و راهکاری ناکافی است. در این باره به چند راهبرد مهم اجتماعی اشاره می‌کنیم؛

. فراهم کردن شرایط ازدواج آسان که عزم دولت مردان، خیران، و فرهنگ سازان جامعه را می‌طلبد.
. با گسترش مراکز مشاوره ازدواج، به افزایش آگاهی جوانان درباره اصل ضرورت ازدواج و حل دغدغه‌های فکری آنان اقدام شود.

. امکان ازدواج دانشجویان در خلال تحصیل بیش از این فراهم گردد و امتیازات بیشتری برای اشتغال و مسکن جوانان متاهل نسبت به جوانان مجرد، اعطا شود.

ج) راهبردهای اقتصادی

برخی مشکلات اقتصادی واقعی هستند؛ یعنی حل نشدن آنها حقیقتا به انجام ازدواج ضربه می‌زند. این گونه مسایل نیاز به برنامه ریزی دقیق و دولت مردان دارد، ولی برخی از این مشکلات، ریشه فرهنگی دارد. برای نمونه می‌توان گفت:

. با گسترش فرهنگ قناعت و ساده زیستی، سایه سنگین مخارج ازدواج از روی خانواده‌ها و جوانان کنار زده شود؛ پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌و‌آله فرمود: «بهترین ازدواج‌ها، آن است که آسان‌تر انجام گیرد.»

. تشویق خیرین و نیکوکاران به هم یاری خانواده‌های کم درآمد در فراهم کردن هزینه‌های ازدواج جوانان، باید مورد توجه قرار گیرد.

. گسترش مراکز کار آموزی به جوانان و تهیه شرایط پاره وقت در زمان تحصیل، مورد اهتمام باشد.
. فرهنگ زندگی زوج‌ها در کنار خانواده‌ها، که روزگاری در این جامعه مورد قبول و عمل بوده، احیا شود. 
 
منبع:
[1]. روم، آیه21
[2]. بحار الانوار، ج103، ص220
[3]. محجة البیضاء، ج3، ص54
[4]. کنز العمال، ح44441
[5]. میزان الحکمة، ج4، باب1634
[6]. بحار الانوار . ج103، ص217
[7]. نور الثقلین، ج3، ص597
[8]. کنزالعمال، ج16، ح44448
[9]. بحار الانوار، ج16، ص223
[10]. همان، ج10، ص93
[11]. نهج الفصاحه، ح248

منبع: رسا
 
عبدالله عاصی
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۷:۴۵ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
زینب محمودآبادی
زمانی بود که نگرانی افراد در مورد سن ازدواج، ازدواج زودرس بود. دغدغه فعالان اجتماعی تصویب مصوبه‌های جلوگیری از ازدواج کودکان بود. صحبت‌ها بر سر ‌این موضوع بود که آایا باید از نظر قانونی محدودیت سنی برای ازدواج وضع شود؟ ‌این سن باید چقدر باشد؟ 13 سال، 15 و یا 18 و ...؟ اما چند دهه‌ای است که ‌این نگرانی وارونه شده است؛ میانگین سن ازدواج افزایش ناگهانی و چشم‌گیری یافته ‌است و پدیده تجرد خودخواسته، نوعی سبک زندگی جدید به وجود آورده است. 

برخی از افراد نه ‌اینکه نتوانند، بلکه نمی‌خواهند ازدواج کنند. از سوی دیگر، در حالی که برخی پدر و مادرها احساس می‌کنند ازدواج فرزندانشان به تأخیر افتاده است و از ‌این موضوع نگران هستند، ولی برخی فرزندان آنها احساس می‌کنند هنوز برای ازدواج زود است و باید به برنامه‌های دیگر زندگی‌شان بپردازند. 

تأخیر در سن ازدواج پدیده‌ای جدید است؛ اگر سن ازدواج خودتان و دوستانتان را با سن ازدواج پدر و یا مادرتان و یا پدربزرگ و مادربزرگ‌تان مقایسه کنید، متوجه متأخر بودن ‌این پدیده خواهید شد. اما چرا تأخیر در سن ازدواج رخ داده است؟ در ادامه برای پاسخ دادن به‌ این سؤال به نتایج برخی تحقیقات تجربی و سپس به تبیین‌های نظری که در ‌این رابطه وجود دارد، می‌پردازیم:

•    تحقیقات تجربی
جامعه‌شناسان در پاسخ به پدیده تأخیر در سن ازدواج، علل گوناگونی را ذکر می‌کنند. گتابی و غفاری (1390)، در مقاله‌ای علل افزایش سن ازدواج دختران را بررسی کرده‌اند. آنان 1291 نفر از دختران را در 5 شهر تهران، ساری، خرم‌آباد، مشهد و سنندج مطالعه‌کرده‌اند؛ نتایج تحقیقات آنان نشان می‌دهد که دخترانی که دیرتر ازدواج می‌کنند، از تحصیلات بالاتری برخوردارند، نگرش فر مادی به ازدواج داشته و اعتقاد دارند که درست است که ازدواج یک فرصت خوب در زندگی است، اما وقتی ازدواج رخ می‌دهد، فرد یک سری فرصت‌هایی را از دست داده و هزینه‌هایی باید بدهد که بیشتر از فرصت بدست آورده است.

هزارجریبی و آستین‌فشان (1385)، در مقاله‌ای عوامل اجتماعی و اقتصادی مؤثر بر میانگین سن ازدواج زنان را در سال‌های 1355 تا 1385 بررسی کرده‌اند. نتایج تحقیقات آنان نشان می‌دهد، دیگر تفاوت قابل توجهی بین میانگین سن ازدواج زنان روستایی و شهری وجود ندارد.‌ این دو محقق عواملی نظیر بیکاری، نرخ مشارکت اقتصادی زنان، میزان تحصیلات عالی و میزان باسوادی را در افرایش سن ازدواج زنان مؤثر دانسته‌اند.

محمودیان نیز در سال 1383، مقاله‌ای با موضوع "سن ازدواج در حال افزایش" منتشر کرده است. وی با بررسی اطلاعات مرکز آمار ‌ایران، بدین نتیجه رسیده است که ازدواج‌های جدیدتر، در سنین بالاتری اتفاق افتاده‌اند. میزان تحصیلات، به ویژه در مقاطع بالای تحصیلی، با افزایش سن ازدواج همبستگی داشته است. شهرنشینی، مشارکت زنان در نیروی کار، ازدواج‌های آزادتر، برابری بیشتر جنسیتی و نسبت خویشاوندی دورتر زوجین، اثر مستقیمی بر سن ازدواج داشته‌ است. هم‌چنین سن ازدواج بسته به قومیت متفاوت بوده است.

تببین‌های نظری
نتایج تحقیقات تجربی در ‌ایران، حاکی از تأخیر در سن ازدواج در سال‌های اخیر است، اما تبیین‌های نظری نیز جهت ‌این پدیده وجود دارد. در ادامه رویکردهای نظری از قبیل نظریه انتخاب عقلانی، نظریه دسترسی، امکان و تمایل، نظریه نوسازی، مضیغه ازدواج، جوامع در حال گذار و مهاجرت را مرور می‌کنیم.

•    نظریه انتخاب عقلانی
از نظریه‌های اقتصادی در باب سن ازدواج و تأخیر آن، می‌توان به نظریه‌های انتخاب عقلانی اشاره کرد. نظریه انتخاب عقلانی با تکیه بر مدل‌های اقتصادی خرد کاربردی، به تبیین دلایل تعویق و تأخیر ازدواج در بین مردان و به‌خصوص زنان می‌پردازد.

این نظریه دال بر‌این است که انسان موجود عقلانی است و مدام در حال برآورد کردن هزینه و سود است. چنان‌چه سود حاصل از عملی بیشتر از هزینه آن باشد، به انجام آن عمل متمایل می‌شود و چنان‌چه هزینه عملی بیش‌تر از سود آن باشد، فرد آن را انجام نداده و به تعویق می‌اندازد.‌ این نظریه، تأخیر در سن ازدواج را با اوضاع نابسامان اقتصادی تبیین می‌کند؛ بدین صورت ‌که افزایش بی‌کاری، افزایش تورم، افزایش قیمت اجاره و خرید مسکن و هزینه‌های هنگفت ازدواج، فرد را به‌این نتیجه می‌رسانند که هنوز برای تشکیل خانواده آمادگی کافی ندارد و‌ این امر را باید به چندین سال آتی موکول کند. (گتابی و غفاری ،1390). 

گویا شرایط جامعه ما نیز در حال حاضر به گونه‌ایست که هزینه‌های ازدواج برای افراد بیشتر از سود آن است. به همین دلیل افراد ازدواج را به تأخیر می‌اندازند و از مسئولیت آن دوری می‌جویند.

 در واقع می‌توان گفت پایه‌ترین تئوری اقتصادی ازدواج بر همین تحلیل هزینه- فایده قرار دارد. تحلیل هزینه و فایده می‌تواند باعث به تأخیر انداختن ازدواج برای جستجوی یک عشق رمانتیک و یا همسری با ویژگی‌های خاص گردد (ضرابی و مصطفوی، 1390).

•    نظریه دسترسی، امکان و تمایل 
صاحب‌نظر ‌این دیدگاه «دیکسون» است. «دیکسون» بر سه متغیر دسترسی، امکان و تمایل تأکید می‌ورزد و چنین می‌پندارد که ‌این سه متغیر، اثرات ساختار اجتماعی بر الگوهای ازدواج را تعدیل می‌بخشند. طبق نظر دیکسون متغیر دسترسی به وسیله توازن نسبت سنی- جنسی افراد در سن ازدواج و روش‌های انتخاب همسر ( تنظیم‌شده یا انتخاب آزاد) تعیین می‌شود. 

وی اظهار می‌دارد جایی که عدم توازن جدی در نسبت سنی- جنسی جمعیت در سن ازدواج وجود دارد، برخی از ازدواج‌ها با تأخیر مواجه هستند و جایی که افراد جوان برای انتخاب همسر آزاد هستند، ازدواج‌ها نسبت به جایی که همسران از سوی والدین انتخاب می‌شوند، دیرتر اتفاق می‌افتد. 

متغیر «امکان»، مربوط به وضعیت اجتماعی و اقتصادی می‌شود که برای زوج‌های جوان جهت تشکیل خانواده ضروری است. همچنین در نواحی شهری به دلیل تأکید اساسی بر مسئولیت‌های فردی قبل از ازدواج، نیاز به توسعه و کسب مهارت‌ها و به دست آوردن تجربه برای اداره یک خانواده مستقل، ازدواج‌شان نسبت به نواحی روستایی به تأخیر می‌افتد.

متغیر «تمایل» از سوی فشار اجتماعی که شامل پاداش اجتماعی از قبیل عشق و عاطفه، حمایت اقتصادی، حفظ اصل و نسب و احساس خوشی در سالخوردگی و مجازات اجتماعی از قبیل انزوای اجتماعی و ننگ و رسوایی به دلیل بی‌فرزندی یا تجرد قطعی از یک سن معین به بالا برای ازدواج تعریف شده است(هزارجریبی، 1385).

•    نظریه نوسازی
نظریه نوسازی یکی از دیدگاه‌هایی است که تأخیر در سن ازدواج را در برخی جوامع بررسی می‌کند. به عبارتی در ‌این سری تحقیقات بعضی محققان برای تبیین تفاوت در زمان تشکیل خانواده بین افراد، از مفهوم نوسازی استفاده کرده‌اند. بر‌این اساس کاهش یا افزایش سن ازدواج، با درجات نوسازی مقایسه شده است. در جریان نوسازی، خانواده‌محوری به فردمحوری تبدیل می‌شود، فرآیند نوسازی با ترجیح خانواده هسته‌ای، فردمحوری (در مقابل خانواده‌محوری)، بهبود موقعیت زنان، گسترش تحصیلات عمومی، شهرنشینی و ازدواج‌های با انتخاب آزاد، تشکیل خانواده در سنین بالاتر را تشویق می‌کند. 

در نتیجه در جریان نوسازی، بسیاری از کارکردهای قدیمی خانواده، به سازمان‌ها و نهادهای دیگر واگذار می‌شود. ‌این تغیر کارکرد، شبکه اجتماعی را جایگزین شبکه خویشاوندی می‌کند و در نتیجه، خانواده به واحد هسته‌ای که بر فردگرایی استوار است، تبدیل می‌شود. 

فردگرایی بدین معنی است که بخش عمده‌ای از تصمیمات مربوط به زندگی اعضای خانواده، مانند تصمیم‌گیری در مورد تشکیل خانواده و ازدواج، توسط خود افراد اتخاذ می‌شود. ‌این فردگرایی که می‌تواند به عنوان کنترل بیشتر افراد بر سرنوشت خود تلقی شود، فرآیند تصمیم‌گیری و عملی شدن را، در مقایسه با زمانی که توسط خانواده انجام می‌شد، متحول می‌کند. از‌این رو شروع نوسازی با تأخیر در تحقق تصمیمات فردی هماهنگ است. ازدواج‌های با انتخاب آزاد معمولاً با سنین ازدواج بالاتر همبسته‌اند(محمودیان، 1383).

•    مضیقه ازدواج
مضیقه ازدواج (Marriage Squeeze )، به عدم توازن تعداد مردان و زنان در سن ازدواج اشاره می‌کند. در یک تعریف ساده، مضیقه ازدواج را می‌توان عدم تعادل در تعداد مردان یا زنان در سن ازدواج تعریف کرد. در دوران مضیقه ازدواج، زنان ازدواج نکرده، بخش عمده‌ای از زندگی خویش را بدون همسر سپری می‌کنند. فقدان حمایت مالی از سوی مردان، مستلزم سرمایه‌گذاری در اشتغال است و اشتغال، نوعی امنیت را برای آنها فراهم می‌آورد.

مضیقه ازدواج زنان، از طرفی موجب افزایش سهم زنان در نیروی کار شده و از طرف دیگر منجر به کاهش باروری می‌گردد (احمدی و همتی؛ 1387). برخی مقاله‌ها در نتایج تجربی خود به ‌این نتیجه رسیده‌اند که در ‌ایران نیز مضیغه ازدواج برای زنان وجود دارد و برخی تحقیقات ‌این موضوع را رد می‌کنند.

•    جوامع در حال گذار 
یکی از معضلات عمده کشورهای در حال گذار، تورم و رکود ساختاری است. رشد بهداشت و رفاه عمومی، نرخ مرگ و میر را کاهش داده و باعث رشد بالای جمعیت می‌شود. نرخ رشد جمعیت و پیشرفت نسبی امکانات جمعی، تقاضای کل را افرایش داده و تورم ساختاری ‌ایجاد می‌کند. جوامعی که در حال گذار بوده‌اند یا در ابتدای توسعه صنعتی‌اند، از سن متوسط ازدواج بالایی برخوردارند. برای مثال ‌این پدیده در کشورهای ژاپن، هند، آمریکا و کشورهای غربی مشاهده شده است.

شاید در سطح کلان، عامل اصلی بالا رفتن سن ازدواج ناشی از وجود ساختار اقتصادی در حال گذار در ‌این کشورهاست؛ زیرا همواره در ابتدای دوره رشد صنعت و به دنبال آن امکان آزادی فردی و کاهش حضور والدین در امر ازدواج و پایین بودن سطح زندگی و نیز وجود بیکاری؛ سن متوسط ازدواج بالا می‌رود ( مج‌الدین، 1386). 

می‌توان ‌ایران را نیز در دسته جوامع گذار به حساب آورد، به‌طوری که ارزش‌های افراد در حال دگرگونی است و ازدواج جایگاه قبلی‌اش را نزد جوانان نداشته و دیگر به عنوان تنها سبک زندگی پذیرفته شده، یکه‌تازی نمی‌کند. 

•    مهاجرت
در نگاه نخست، به نظر می‌رسد مشکل تأخیر در سن ازدواج مشکل کلان‌‌شهرها ‌باشد، اما آمارها نشان می‌دهد که گاهی‌این پدیده در روستاها بیشتر از شهرهاست. ‌این پدیده تحت‌تأثیر مهاجرت از روستاها به شهرها دو چندان شده است.

مهاجرت به منزله مهم‌ترین عامل در بالا رفتن سن ازدواج دختران روستایی تأثیر دارد؛ به‌این معنا که ازدیاد مهاجرت پسران به شهرها بر بالا رفتن سن ازدواج دختران تأثیر می‌گذارد. امکان مهاجرت بیشتر در بین پسران، ادامه تحصیل را نیز‌ برای آنها ممکن می‌سازد و همین عامل باعث می‌شود که پسران از سطح تحصیلات بالاتری برخوردار شده و دایره همسرگزینی‌شان گسترده‌تر شود؛ در صورتی که ‌این امکان برای دختران فراهم نیست. 

متغیر مهاجرت با هزینه‌های اقتصادی نیز مرتبط است و پسران بعد از مهاجرت توانایی مالی بیشتری به‌دست می‌آورند که دایره همسرگزینی آنها را وسیع‌تر می‌سازد و ‌این امر باعث بالا رفتن سن ازدواج در روستا می‌شود. (مج‌الدین، 1386)

بحث
همان‌طورکه در بالا بحث شد، تأخیر در ازدواج پدیده‌ای متأخر در جامعه ماست. تحقیقات بیشتر بر روی تأخیر ازدواج دخترها تأکید کرده‌اند، در صورتی که در کلان‌شهرهای‌ ایران، سن ازدواج پسرها نیز بالا رفته است. همان‌طور که اشاره شد، طبق نظریه فایده و سود، جوانان گویا ازدواج کردن در سن پایین و یا مناسب را عملی عقلانی در شرایط کنونی اقتصادی و اجتماعی ارزیابی نمی‌کنند. آنان سعی می‌کنند تا مهیا کردن شرایط مناسب مالی، ازدواج را به تأخیر بیندازند.

دختران نیز ازدواج را مانع پیشرفت فردی نظیر تحصیلات و یا اشتغال ارزیابی می‌کنند و آن را تا به دست آوردن موفقیت نسبی شخصی به تأخیر می‌اندازند. با توجه به نظریه‌های مرور شده به نظر می‌رسد در صورتی که شرایط اقتصادی و اجتماعی بهبود یابد، میانگین سن ازدواج نیز کاهش چشم‌گیری پیدا کند.

 در رابطه با روستاها عنوان شد پسران برای پیشرفت به شهر می‌روند و دختران از ‌این امکان تحرک اجتماعی به دلایل موانع فرهنگی برخوردار نیستند، اما نکته ‌اینجاست که پسران بعد از ‌این که از نظر مالی، تحصیلی و شغلی در شهر پیشرفت کردند، دیگر حاضر نیستند که با دختران روستا ازدواج کنند و به سمت دختران شهری که شرایط مشابه‌تری با آنان دارند می‌روند؛ چنان‌چه امکان اشتغال و رشد در روستاها فراهم شده و به وضعیت اجتماعی و اقتصادی روستاها رسیدگی شود و یا از شغل‌های موجود در روستاها حمایت مالی گردد، تقاضای افراد برای مهاجرت شغلی از روستا به شهر کاهش یافته و درون‌همسری در روستا افزایش پیدا می‌کند.

هنگامی که سن ازدواج به تأخیر می‌افتد، پدیده‌ای به نام مضیغه ازدواج رخ می‌دهد. در‌این شرایط ازدواج به شکل یک رقابت تعریف شده و یک موفقیت قلمداد می‌گردد. بدین صورت که گویا ‌این امکان برای همه افراد مهیا نیست و افرادی که  سرمایه مالی، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی و سرمایه جسمانی بیشتری داشته باشند، با توجه به تئوری‌های مرور شده، در اولویت برای انتخاب هستند.

حال شرایطی را در نظر بگیرید که به علت وضعیت بد اقتصادی، مضیغه ازدواج پیش آمده است و مهم‌ترین ارزش و معیار انتخاب شدن دختر برای ازدواج در اجتماع زیبایی قلمداد شود. بدین صورت که دختری که زیباتر است، شانس ازدواج بالاتری داشته باشد، اما از طرفی به خاطر محدودیت‌های اقتصادی و اجتماعی، همه افراد قادر نیستند تشکیل خانواده بدهند. بدین صورت افراد وارد رقابت زیبایی می‌شوند، و بازار عمل‌های جراحی، متخصصان زیبایی پوست، باشگاه‌های زیبایی اندام و ... داغ می‌شود؛ چراکه تعریف از زیبایی به شکل خاص و‌ هالیوودی در ذهن افراد نقش بسته است.

جمع‌بندی و راهکارها
تمام نظرات بررسی شده، هر یک به نوعی تأخیر در سن ازدواج را در ‌ایران تبیین می‌کنند، اما به نظر می‌رسد نظریه‌های اقتصادی نظیر سود و فایده، با توجه به شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه و وضعیت اشتغال و درآمد جوانان و هم‌چنین وضعیت مسکن و هزینه بالای اجاره‌ها، بهترین و بیشترین تبیین را در رابطه با تأخیر در سن ازدواج دارند. 

لازم به ذکر است که تأخیر در سن ازدواج، می‌تواند عامل پیدایش آسیب‌های اجتماعی و فردی دیگری نظیر افسردگی در جوانان شود. هم‌چنین افسردگی نیز خود می‌تواند مقدمه‌ای باشد برای روی ‌آوردن جوانان به اعتیاد و الکل و مواد دیگری که حکم آرام‌بخش را برای آنان داشته باشد. 

در جامعه‌ای که هنوز ازدواج کردن ارزش محسوب می‌شود، تجرد قطعی برای افراد نوعی داغ ننگ اجتماعی محسوب می‌شود و فردی که سن بالایی دارد و هنوز مجرد است، هنگامی که به محافل جمعی وارد می‌شود، افراد به چشم دیگری به او نگاه می‌کنند. مانند کسی که نقص عضوی دارد و از زندگی‌اش کامیاب نشده است. از او در مورد ازدواج نکردنش مدام سؤال می‌کنند و یا برای او دعا و آرزوی متأهل شدن می‌کنند. در چنین شرایطی فرد ازدواج نکرده از سوی جامعه نوعی داغ ننگ اجتماعی را تجربه می‌کند و احتمال‌اینکه دچار انزوا شود، بالا می‌رود. در واقع افزایش تأخیر در سن ازدواج، به نوعی باعث افزایش انزاوای اجتماعی در جوانان می‌شود. 

یکی دیگر از آثار منفی تأخیر در سن ازدواج، تأثیر بر روی نرخ باروری است؛ هر چه سن ازدواج بالاتر رود، احتمال باروری کاهش پیدا می‌کند و یا حداقل افراد فقط قادر هستند در بهترین حالت یک فرزند داشته باشند؛ چراکه افزایش سن زن از یک حدی بیشتر، باعث افزایش ریسک در سلامتی مادر و نوزاد خواهد شد و از یک سنی بالاتر، پزشکان باروری را توصیه نمی‌کنند. در واقع تأخیر در سن ازدواج، در بلندمدت، تأثیر عمیقی بر نرخ رشد جمعیت خواهد گذاشت. 

ایجاد روابط جنسی و عاطفی خارج از چارچوب خانواده را می‌توان یکی دیگر از تأثیرات تأخیر در سن ازدواج دانست. هر چه فاصله میان بلوغ جنسی و بلوغ اقتصادی و اجتماعی فرد بیشتر شود، احتمال ‌این‌که رابطه‌هایی خارج از چارچوب خانواده برقرار کند، بیشتر می‌شود. 

در واقع جهت کاهش سن ازدواج با توجه به مبانی نظری مرورشده، راهکارهای مختلفی وجود دارد. جهت کاهش سن ازدواج در شهرها، افزایش رفاه اقتصادی و آسان‌تر شدن شرایط اقتصادی ازدواج از قبیل افزایش شغل و کاهش نرخ مسکن می‌تواند کارساز باشد. هم‌چنین به منظور جلوگیری از بالارفتن سن ازدواج در روستاها و جلوگیری از تجرد قطعی دختران روستایی، ‌ایجاد شغل‌های مناسب در روستاها و حمایت‌های مالی جهت اشتغال‌زایی در روستا برای کاهش مهاجرت پسرها، می‌تواند مؤثر باشد. از سوی دیگر، آموزش مهارت‌های ارتباطی بین دو جنس، می‌تواند باعث کم‌رنگ شدن پیش‌داوری‌های دو جنس از یکدیگر گردد و ارتباط و پیوند میان آنان را راحت‌تر و پایدارتر نماید. 

منابع
1.    گتابی، کرم حبیب‌پور؛ غفاری، غلامرضا،(1390) " علل افزایش سن ازدواج دختران"، زن در توسعه و سیاست (پژوهش زنان)، دوره 9، شماره 1، بهار 1390، 7-34
2.    هزار جریبی، جعفر،؛ آستین فشان،پروانه، "بررسی عوامل اجتماعی، اقتصادی موثر بر میانگین سن ازدواج زنان در سه دهه گذشته (1355-1385)، مجله برنامه‌ریزی رفاه و توسعه اجتماعی.
3.    محمودیان، حسین (1383)، "سن ازدواج در حال افزایش: بررسی عوامل پشتیبان"، نامه علوم اجتماعی شماره 24، زمستان 1383، ص 27-53.
4.    احمدی، وکیل؛ همتی، رضا، "بررسی وضعیت مضیقه ازدواج در‌ایران".
5.    مجدالدین، اکبر (1386)، "بررسی دلایل و آثار افزایش سن ازدواج دختران روستایی"، پژوهش‌نامه علوم انسانی، شماره 53، بهار 1386.
6.    ضرابی، وحید؛ مصطفوی فرخ، 1390 " بررسی عوامل مؤثر بر سن ازدواج در‌ایران؛ یک رویکرد اقتصادی، فصل‌نامه پژوهش‌های اقتصادی، سال یازدهم، شماره چهارم، زمستان 1390، ص 33 تا 64. 
 
عبدالله عاصی
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۷:۴۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

تاخیر ازدواج دختران مذهبی

دختران مذهبی که سنشان بالا رفته و خواستگار ندارند باید چه کنند؟

دانشجوی گرامی؛ آنچه که به نظر می¬رسد در نگاه اوّل قابل بررسی باشد این است که ببینیم نیامدن خواستگار برای چنین دخترانی چه علّتی می¬تواند داشته باشد؛ زیرا گرچه شما یک وصف کلّی(مذهبی بودن) را برای همه آنها برشمردید، امّا به نظر می¬رسد چنین توصیفی تنها بیانگر گوشه¬ای از اوصاف چنین دخترانی است. ممکن است خانواده دختری مذهبی، مذهبی نباشند یا دختر مورد نظر دچار نقص عضو باشد و یا اینکه در محلّه نامناسب زندگی کنند و دلایل دیگری که در ادامه بدان اشاره خواهد شد.
مهمترین نکته ای را که باید نسبت به این دختران یادآور شد این است که گرچه ازدواج یکی از مسائل اساسی و مهمّ زندگی است؛ ‌امّا اهمّیّت این مسأله نباید موجب نگرانی شدید آنها شده و روال عادی زندگی آنها را مختل سازد؛‌ زیرا به هر حال چنین دخترانی به عنوان یک جوان در این دوره ـ علاوه بر مسأله ازدواج ـ با مسائل مهم دیگر مانند ادامه تحصیلات، اشتغال، مسائل مذهبی و ... درگیر هستند که گرچه ممکن است تمام فکر و وقتشان را به خود مشغول نماید و بسان ابری تیره بر همه ابعاد زندگی آنها سایه ‏افکند و آن را تحت‏الشعاع خود قرار ‏دهد ولی هرگز نباید این را از خاطر ببرند که مسایل فوق لازمه عادی زندگی هستند که نباید صبر و استقامت خود را در برابر حل آنها از دست داد.
نیامدن خواستگار، عللی دارد که هر کسی باید با توجه به شناختی که از خود و شرایطش دارد زمینه رفع آنها را جهت موفّقیّت در زمینه¬سازی ازدواج خود مهیّا نماید.
برخی از دلایلی که ممکن است باعث گردد دخترانی که خود مذهبی هستند، خواستگار نداشته باشند، عبارتند از:
1. قصور و یا تقصیر اعضای خانواده: مثلاً ممکن است یکی از اعضای خانواده مثل برادر، پدر و یا ... خلافکار یا بداخلاق باشند که شایسته است جهت تغییر سرنوشت دختر هم که شده خود را اصلاح نمایند.
2. مشکل جسمی، نقص عضو و یا نقص جدّی در زیبایی دختر که شایسته است چنین دخترانی برای جبران نواقص ذکر شده، استعدادهای خود را شناسایی و پرورش داده و به اصطلاح توانایی قابل توجّهی را در خود ایجاد نمایند که نواقص مورد نظر را بپوشاند.
3. محل زندگی نامناسب نظیر محلّه بدنام و یا جرم¬خیز که شایسته است در چنین مواردی جهت تغییر در سرنوشت دختر هم که شده دست به هجرت زده و محل زندگی را تغییر داد.
4. ضعف در روابط اجتماعی نظیر انزواجویی دختر: در چنین مواردی پیشنهاد می¬گردد چنین دخترانی با حفظ عفّت و رعایت ضوابط اخلاقی و شرعی در مجامع و محافل زنانه نظیر روضه¬های خانگی، مراسم¬ هیأت¬های مذهبی و ... حضور یابند تا زمینه آشنایی مادران نیازمند عروس و یا واسطه¬ها با چنین دختری مهیّا گردد.
5. گاهی نیز دختر در محلی زندگی می¬کند که همتایی برای ازدواج با وی نیست مثلاً دختر مورد نظر دارای تحصیلات عالیه در حد دکتراست و یا اینکه وضع مالی پدرش بسیار بالاست و ... . در چنین مواردی یکی از راهکارها هجرت و نقل مکان کل خانواده به محلّه و یا شهر بزرگتر و یا میهمان شدن خود دختر( در صورت نبودن مانع و با رعایت ضوابط اخلاقی و شرعی) در منزل یکی از محارم در شهری بزرگتر است.
* نکات پایانی در باب نداشتن خواستگار
واقعیّت کنونی جامعه (بالا رفتن سن ازدواج )امری غیر قابل انکار و تقریباً‌ همگانی است؛ ‌لذا شایسته است با دیدی واقع¬بینانه به مسأله نگریسته شود.
نداشتن خواستگار پدیده¬ای اجتماعی است که عوامل متعدی دارد به گونه ای که 1. وضعیت اجتماعى ـ فرهنگى و اقتصادى جامعه، 2. بعضى توقّعات و انتظارات خانواده‏ها 3. دامن زدن به فرهنگ تشریفات و نظیر آن، 4. مشکل بیکارى پسران و عدم توانایى آنها براى تأمین نیازمندیهاى زندگى مستقل از جمله عواملى است که باعث شده سن ازدواج دختران و پسران بالا رود؛ بنابراین در چنین فضایى است که زمینه ازدواج دخترانی که بدان اشاره نمودید فراهم نمى‏شود.
این هنر انسان است که گرچه نمى‏تواند تمام شرائط و امکانات موجود زندگی خود را بر وفق مرادش فراهم نماید ولى این توانایی را دارد که خود را با شرائط موجود به گونه¬ای مناسب و فعّال وفق داده و هماهنگ سازد که نه تنها از حالت همیشه نگران، ناراحت، غمگین و افسرده وضعیت موجود خود به درآید، بلکه با ابتکار، خلاقّیّت و بهره‏مند شدن از دیگر توانمندیهاى خود و تنها با استفاده از همان امکانات و شرائط موجود زندگی شاد و با نشاطی را برای خود رقم زند. این موضوع را مدّ نظر داشته باشید که چون برخی دختر خانم¬ها سالها مشغول تحصیل بودند, بسیاری از خانواده¬ها (به درست یا نادرست) با خود می گویند: دختر فلانی مشغول تحصیل است و لابد فعلاً قصد ازدواج ندارد. یکی از دلایلی که باعث می-گردد معمولاً دخترهای تحصیل کرده دیرتر ازدواج کنند،‌ همین موضوع است. برخی از خانواده¬ها نیز به گمان اینکه دختران تحصیل کرده سطح توقّعاتشان بالاست در مورد خواستگاری کردن از آنها پا پیش نمی¬گذارند و دلایل دیگری که بر شمردن همه آنها محلّ بحث نیست.
آنچه مهم می¬نماید این است که چنین دخترانی که شما بدان اشاره نمودید، تنها فردى نیستند که با این مسأله مواجه هستند؛ لذا باید آن را به عنوان یک مسأله دید نه یک معضل و مشکل لاینحل.
بى‏تردید خداوندى که چندین سال پیش دختری را آفریده، کفو و همسر مناسب و متناسب با وی را نیز در نظر گرفته که به موقع او را روانه‏ منزلش خواهد نمود, به گونه ای که هیچ چیزى نخواهد توانست مانع ایجاد پیوند و ازدواج آنها شود.
زود ازدواج‏ کردن نشانه موفّقیّت در امر ازدواج و تأمین خوشبختى و سعادت همیشگى نیست. با کمى دقّت و تفحص در بین همسایگان، فامیل و دیگران، مشاهده می¬کنید که فرآیند خواستگارى و ازدواج، معمولاً یک فرآیند طولانى مدّت و نیازمند زمان و دقت کافى است. چه بسا همین به تأخیر افتادن‏ها، شناخت و آگاهى‏ افراد را از موضوعات و معیارهاى ازدواج بیشتر و عمیق‏تر کند و موفّقیّت در این امر مهم و حیاتى را چندین برابر کند که در نتیجه به صلاح چنین افرادی خواهد بود.
از سویی ممکن است عدم ازدواج چنین افرادی تا به امروز، به مصلحت آنها بوده باشد. باید به آن سوی سکّه نیز نگریست. خداوند در قرآن کریم(بقره /216)مى‏فرماید:«عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ‏»؛ بسا چیزى را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن باشد و بسا چیزى را دوست داشته باشید، حال آن که براى شما بد باشد. این خداوند است که خیر و شر بودن آنها را مى‏داند و ما و شما نمى‏دانیم.
پیشنهاد می گردد چنین دخترانی:
1. از دعا و توسل با توجه به شرایط و ویژگی¬هایش مأیوس نشده و از خداوند متعال درخواست همسرى لایق، مناسب و شایسته داشته باشند.
خواندن آیه «رَبّنا هَبْ لَنا مِنْ أَزْواجِنا وَ ذُرِّیّاتِنا قُرّةَ أَعْیُنٍ وَ اجْعَلْنا لِلْمُتّقینَ إِمامًا»(سوره فرقان آیه 74) در این زمینه مؤثر است.
همچنین از امامان معصوم علیهم السلام نقل شده است که: درقنوت نمازتان آیه ((ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و فی الآخره حسنه )) بقره؛20 را بخوانید ؛ چرا که مقصود از حسنه در دنیا ,همسر خوب و باایمان است .
2. از قرار گرفتن در تنهایی و بیکاری پرهیز کرده و سعی کنند با دختران هم سن و سال خود در فعّالیّت های گروهی و دسته جمعی همچون فعّالیّت -های ورزشی، هنری و ... شرکت نمایند .
3. به فعالیت های مذهبی و عبادات گروهی اهتمام ویژه داشته باشند.
4. با رعایت حلال و حرام و اجتناب از خودآرایی در مقابل نامحرم، سعی کنند به سر و وضع و آراستگی ظاهری خود بیشتر از قبل برسند.
5. شایسته است که اگر خود این دختران و یا خانواده آنها فردی را پسندیدند به کمک واسطه¬ای آشنا، سرنگهدار و خودی آنها را به سمت خانه دختر هدایت کنند تا به طور غیرمستقیم دختر مورد نظر به فرد مقابل به عنوان فردی که آمادگی ازدواج دارد معرفی گردد. در چنین مواردی باید مراقب بود که افراد واسطه از مهارت کافی و تجربه لازم برخوردار باشند و حداقل در مراحل اولیه، طرف مقابل را از ابراز تمایل دختر و یا خانواده وی مطلع نسازند.

عبدالله عاصی
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۷:۳۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

تاخیر در ازدواج ، معضلی که جامعه را تهدید می کند

اردبیل - ایرنا - در دهه های اخیر بالارفتن سن ازدواج در جامعه ایرانی بعنوان معضلی مهم خودنمایی کرده وتداوم و سرعت گرفتن این روند می تواند خسارت های زیادی به جامعه وارد آورد.

 

از دیدگاه جامعه شناسی،ازدواج یک قرارداد اجتماعی و ضامن بقای نسل انسان است و آرامش و امنیت در یک جامعه، نتیجه ازدواج سالم و محیط آرام بخش خانواده است. 
ازدواج علا وه بر پاسخگویی به نیاز های جنسی و عاطفی فرد، نیاز های اقتصادی، ارتباطات اجتماعی و فرهنگی او را نیز تنظیم می کند و به خاطر اهمیت و تاثیری که دارد، به عنوان هنجاری پذیرفته شده در تمامی کشور های دنیا به حساب می آید. 
از آنجائیکه ازدواج عامل پیدایی خانواده ، دوام و بقای زندگی اجتماعی است تاخیر و عقب افتادن آن باعث تاخیر در پیدایش و شکل گیری خانواده های جدید و در نتیجه ایجاد بحران های اجتماعی می شود. 
امروزه در ایران ماهیت و اشکال ازدواج و پیامدهای اجتماعی آن در خانواده و جامعه، و به طور کلی الگوی همسر گزینی و نظام خانواده، ازدواج های نا موفق و طلاق های زود هنگام و بالا رفتن توقعات برای آغاز زندگی، تغییر در نگرش افراد و انتظاراتی که از زندگی مشترک دارند عملا ً ازدواج را دچار مشکلات جدی کرده است که از جمله این مشکل ها افزایش سن ازدواج جوانان می باشد.
بسیاری از روانشناسان و کارشناسان مسائل خانوادگی معتقدند تاخیر در سن ازدواج یعنی سن شروع و به اصطلا ح وارد شدن به ازدواج در میان جامعه ایرانی یکی از چالش های اساسی و مهم است که در صورت عدم کنترل آن این چالش می تواند تبعات جمعیتی، اجتماعی و روانی فراوانی بدنبال داشته و به یک بحران اجتماعی تبدیل شود. 
آمار های موجود نشان می دهد که میانگین سن ازدواج مردان در ایران در سال های گذشته به طور قابل توجهی افزایش یافته و برای مردان به حول و حوش سال 7/26 و برای زنان 7/23 سال رسیده است. 
یک کارشناس اجتماعی گفت: عوامل اجتماعی و اقتصادی متعددی در دیرسی ازدواج تاثیر دارد اما عامل اصلی براساس دیدگاه جامعه شناختی؛ تغییر و تحولات حاکم بر جامعه ایران و گذر از نظام سنتی و حیات اجتماعی مربوط به آن و ورود در نظام اجتماعی نوین بر پایه تحولات و دگرگونی های بوجود آمده در ارزش ها، نگرش ها ، ساختارهای اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی و به تبع آن توسعه آگاهی های اجتماعی است. 
دکتر شفیع شفیعی به خبرنگار ایرنا افزود: نامتوازن بودن این تحولات و هم زمانی تبعیت نظام اجتماعی جامعه از سه دوره تحول تاریخی از نظام سنتی به صنعتی و مدرن و به تعبیر تافلر موج اول، دوم و سوم ، ساختارهای اجتماعی از جمله خانواده و ازدواج را نیز دچار تنش و اختلال نموده است. 
وی بیان کرد: بر اساس تحقیقات انجام گرفته تحصیلات عالی زنان ، اشتغال زنان ، تغییر در ارزش ها، دشواری دسترسی به زوج مناسب ، میزان آزادی در انتخاب همسر ، سطح زندگی اقتصادی و اجتماعی ، گرایش به رفتارهای فردگرایانه و مهاجرت پسران به شهرها از عوامل تاخیر در ازدواج به شمار می رود. 
وی ادامه داد: همچنین عدم تناسب بین زنان و ومردان ازدواج نکرده ، بالا بودن انتظارات و سختگیری در انتخاب همسر، نداشتن شغل مناسب، فقر خانواده، موقعیت اجتماعی خانواده ، وضع ظاهری ، بالا رفتن میزان تحصیلات ، وضعیت مسکن جوانان، میزان درآمد خانواده ، استقلال طلبی، فشار اجتماعی و تغییر در روش انتخاب همسر و گسترش محدوده آن از دیگر عوامل مهم تاخیر در ازدواج و بالا رفتن سن ازدواج است. 
شفیعی گفت: پایین آمدن سطح تقاضا برای تشکیل خانواده، خویشتنداری جنسی، احتمال رفتارهای پرخطر جنسی و شیوع بیماری های همچون ایدز، بالا رفتن سن بارداری در میان زنان، افزایش خطرات جسمی مانند نازایی، ناتوانی جنسی، افزایش زندگی تک زیستی، وارد شدن فشار روحی، روانی و افسردگی را باعث می شود. 
وی اضافه کرد: همچنین اضطراب و بروز سرخوردگی های عاطفی و روانی در فرد، به وجود آمدن بسیاری از امراض روانی ، افزایش آسیب های اجتماعی از جمله خودکشی، روابط نامشروع و در نهایت زیاد شدن فاصله سنی والدین با فرزندان از تبعات منفی بالا رفتن سن ازدواج می باشد. 
وی با بیان اینکه یکی از تبعات افزایش سن ازدواج ایجاد فاصله بین والدین و فرزندان است ، افزود: به موجب فاصله نسلی، شکاف و در مواردی تضاد نسلی به وجود می آید و همین امر همراه با بزرگ شدن بچه ها اختلا ف سلیقه و نگرش های متفاوتی را در درون خانواده به ثمر می رساند. 
این کارشناس اجتماعی ادامه داد : هر چه سن والدین بالاتر رود، شکاف نسلی بیشتر و درک متقابل والدین و فرزندان کمتر می شود و در نهایت اینکه حوصله و وقت آزادی که والدین در جوانی برای فرزندان دارند، با بالا رفتن سن ازدواج کاهش می یابد. 
وی گفت: ازدواج در سن بالا تضمینی برای موفقیت در ازدواج نبوده و باعث کاهش درک متقابل فرزند و والدین و باعث ایجاد اختلال در آموزش و تربیت فرزندان می شود. 
شفیعی بیان کرد: این امر وقتی تشدید می شود که در جامعه ای مثل ایران که سایر نهادهای جامعه از جمله نهادهای آموزشی، تربیتی و فرهنگی در انجام وظایف خود کوتاهی می کنند ، وظایف تربیتی و آموزشی هم برعهده خانواده ها گذاشته شده می شود. 
وی افزود: بنابر این با توجه به سیاست های کلی جمعیت به نظر می رسد باید با ایجاد تعادل و تحول در شرایط و ساختارهای اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی مرتبط با نهاد ازدواج نظم حاکم بر این نهاد را در چارچوب نیازهای جامعه ارتقاء بخشیده و از بروز بحران دیررسی ازدواج و تبعات منفی آن جلوگیری کرد. 
یک کارشناس روانشناسی نیز در این خصوص می گوید: تاخیر در ازدواج موجب ایجاد آسیب افزایش تفاوت سنی بین والدین و فرزندان و در نتیجه اختلال در ایجاد ارتباط منطقی و صمیمی بین دو نسل می کند. 
فاطمه خلیلی افزود: اختلاف بین والدین و فرزندان یا همان فاصله بین نسل ها موضوعی مهم و مورد توجه روان شناسان است؛ زیرا از گذشته تاکنون همواره این دو نسل با یکدیگر در تضاد و تعارض بوده اند و هم اکنون نیز با افزایش سن ازدواج این فاصله محسوس تر شده است. 
افزود: با بررسی علل این مساله در می یابیم که بسیاری از والدین به تصور اینکه نیاز فرزندانشان صرفاً در تهیه لباس زیبا و تغذیه مناسب خلاصه می شود، از ایجاد جو صمیمانه و ارتباط دوستانه با آنان خودداری می کنند و در وصورت تفاوت سنی زیاد این ارتباط آسیب هم می بیند . 
وی گفت: پدر و مادرها به این دلیل نمی توانند با فرزندان نوجوان خود روابط صمیمانه برقرار کنند که آنان را با زمان نوجوانی خود مقایسه می کنند و انتظار دارند مانند فرزندان آن زمان رفتار کنند، حال آنکه خودشان نیز در آن ایام با والدین خود در تضاد بودند و همین مشکل را داشتند. 
وی ادامه داد : این اختلاف سلیقه که در بسیاری از خانواده ها به چشم می خورد، اغلب به کشمکش و تعارض بین والدین و فرزندان منجر می شود ، چون پدر و مادر سعی می کنند خواسته فرزند خود را نادیده بگیرند و عقیده خود را به او تحمیل کنند. 
وی گفت: در مقابل نوجوان هم به هر طریقی مقاومت می کند برای آنکه دوست دارد به خاطر دل خودش زندگی کند و سلیقه، اعتقادات و ارزش های خود را به کار ببندد ، به همین دلیل نافرمانی کرده و تعارض به وجود می آورد. 
خلیلی افزود: در دوران نوجوانی وظایف والدین سنگین تر می شود؛ زیرا در این ایام نوجوان از والدین فاصله می گیرد و اوقات خود را بیشتر با دوستان و همسالان می گذراند یا در تنهایی سپری می کند و اگر پدر و مادر حتی در کارهای کوچک او دخالت کنند، واکنش نشان می دهد، زیرا آن را تهدید بزرگی علیه خود به حساب می آورد و به طور کلی از لحاظ احساسی از خانواده جدا می شود. 
وی بیان کرد: والدین، فرزند را برای زندگی در آینده تربیت نمی کنند ، معیارهای تعلیم و تربیت آنها بیشتر به گذشته نظر دارد ، آنان تلاش می کنند با الگو قرار دادن خویش از فرزندشان انسانی شبیه خود بسازند ، آن هم با معیارها و باورهایی که در سن و سال خودشان قبول می کنند و می پذیرند و ممکن است برای فرزند نامفهوم باشد. 
خلیلی ادامه داد : اقتضائات سنی معمولاً نادیده گرفته می شود و والدین حتی خطاهای خویش را در دوران نوجوانی و جوانی تجربه های شخصی می پندارند و تجربه آنها را برای فرزندان قبیح تصویر می کنند. 
به گزارش ایرنا ، به نظر می رسد بالا بودن فاصله سنی بین والدین و فرزندان باعث می شود والدین اغلب فرزندانشان را در معرض خطر و تمایل به آن فرض می کنند. آنها اراده و اختیار نسل های جوان را برای پرهیز و امتناع قبول ندارند و همواره می کوشند با نظارت دقیق جوانان را از آسیب ها مصون نگه دارند. 
اعمال محدودیت درباره دوست یابی، نحوه لباس پوشیدن، معاشرت و حتی صحبت و اظهار نظر کردن، تفاوت های فکری و شئون رابطه میان نسل ها را به صورت منفی تجلی می دهد و راه زندگی آنان را از یکدیگر جدا می کند. 
تجربه سال های اخیر نیز گواهی می دهد محدودیت و محرومیت آنجا که نابجا یا بیش از اندازه باشد، نتیجه کاملاً معکوسی در پی دارد و مخفی کاری و تضعیف رابطه صادقانه را موجب می شود. 
تصویر ناعادلانه و مخربی که گاهی بزرگ ترها از نسل جوان می سازند و آنها را به بی اعتنایی نسبت به آموزه های دینی، ریشه های تاریخی و شئون اصیل رفتاری متهم می کنند، نتیجه همین ناتوانی در انتقال مفاهیم، دریافت بازخورد و اختلافات ناشی از رابطه ناقص است. 
نارسایی در انتقال میراث گذشتگان و تجربه های صحیح و کاربردی به دلیل آشکار کردن تضادها و ناهمگونی ها در خط مشی زندگی و اختلافات کلامی بتدریج یا یکباره به شکاف عمیق میان نسل ها دامن می زند و مشکل را حادتر می کند. 
گزارش : مینا میرقاسمی 8124/530      به نقل از  http://www8.irna.ir/fa/News/81410068/

عبدالله عاصی
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۷:۳۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

الف ) سطح فردی
ـ مسئله ازدواج یکی از مسائلی است که از نظر بهداشت روانی حائز اهمیت است. افراد ازدواج نکرده، معمولاً از ثمرات یک زندگی رضایت بخش ، ایمن و سرگرم کننده برخوردار نبوده و همیشه بلاتکلیف و سرگردان زندگی می‏کنند و در صورت عدم پایبندیهای مذهبی، اکثراً با لذت طلبی‏ها و کامجویی‏های بدلی به دنبال تکیه‏گاههای غیرحقیقی می‏باشند تا از فشارهای روحی آسوده شوند. 



ـ از دیگر اثرات روحی ـ روانی تأخیر در ازدواج، کم حوصلگی و بی‏رغبتی فرد در انجام امور، احساس فقدان حمایتهای عاطفی ، احساس عدم درک از سوی دیگران، احساس خلاء نسبت به رابطه نزدیک و صمیمانه با یک فرد از جنس مخالف، کاهش اعتماد به نفس، احساس وابستگی و عدم استقلال فردی، احساس ناامیدی، افسردگی، انزوا و نهایتاً هجوم افکار مخرب در ذهن فرد می‏باشد.


ـ از آنجا که یکی از اهداف ازدواج تأمین عاطفی است، لذا عدم دستیابی به این هدف، موجب ناامیدی، ناکامی و احساس شکست برای فرد می‏شود.



ـ به طور کلی ازدواج به میزان قابل ملاحظه‏ای زنان را در برابر ابتلاء به بیماریهای روانی حفاظت می‏کند. نتایج پژوهشهای کوکرین و همکارانش (1981) نشان می‏دهد که خطر ابتلا به بیماریهای روانی در مجردان بیشتر است.


ـ از سوی دیگر شکست در ازدواج بهنگام و مناسب و نیز ناکامی در ارضای غرایز جنسی به طور مشروع، می‏تواند به پرخاشگری و عدم سازگاری فرد منتهی شود.دالرد در فرضیه ناکامی ـ پرخاشگری مطرح می‏نماید که عدم دستیابی به آرزوها می‏تواند فرد را پرخاشگر نماید.



ـ راسل و ولز (1994) رابطه میان احساس شادکامی و خوشبختی را با ازدواج اثبات می‏کنند. به اعتقاد آنان ارتباطات شخصی نزدیک در احساس شادکامی مؤثر است و ازدواج در روابط شخصی، بیشترین اهمیت را دارد. لذا با تأخیر در ازدواج یا تجرد دائمی، فرد از این احساس شادکامی محروم می‏گردد.


ـ کمبل معتقد است متغیرهای چون وضع ازدواج و سن بر رضایت از زندگی تأثیر دارد. افراد مجرد رضایت از زندگی کمتری دارند



- در یکی از نظریه های رفتاری بیان می شود که موقعیت های استرس‏زا فرد را مستعد بیماری (روان تنی) می‏کند. هولمز و راهه در مقیاس ارزیابی سازگاری مجدد اجتماعی از افراد خواستند تا مقدار استرسی را که رویدادهای مختلف در آنها ایجاد می کند، رتبه بندی نمایند. برخی از رویدادهای زندگی، ورودی مثبت و برخی خروجی های منفی هستند که به نظر می‏رسد این دسته، استرس بیشتری ایجاد می‏کنند (پی کل ـ 1974) مسئله ازدواج در رتبه هشتم این جدول قرار دارد.

 

اثرات تأخیر در ازدواج



ب) سطح خانوادگی


تأخیر در ازدواج می‏تواند در سطح خانوادگی نیز معضلاتی در پی داشته باشد که در ذیل به برخی از این پیامدها اشاره می‏نمائیم:


1- کاهش حمایتهای مختلف خانواده (از نظر مالی، عاطفی، فکری، . . .) از وقوع ازدواج فرد به دلائل ذیل:


الف) گاه به دلیل تأخیر و بهنگام نبودن ازدواج فرد، هیچ گونه رغبت، اشتیاق و همکاریی بین اعضای خانواده در این امر وجود ندارد.


ب) گاه فرد مجرد با افزایش سن دچار وسواس در انتخاب می شود، این موضوع خانواده را با دشواریهایی در ازدواج وی مواجه می‏نماید.


ج) گاه فرد مجرد از سوی خانواده به عنوان فردی مزاحم و سربار معرفی می شود که توانایی تشکیل و اداره زندگی را ندارد.




2- احساس نگرانی والدین از آینده مبهم و سردرگم فرد مجرد (علی الخصوص دختر) و احساس ترس از آینده او، در صورت فوت والدین و عدم حمایت یا حتی آزار سایر اعضای خانواده نسبت به فرد مجرد.


3- سلب قدرت برنامه ریزی مالی(خرج یا پس انداز) در خانواده به جهت بلاتکلیفی در مورد ازدواج یا عدم ازدواج فرزندان.


4- عدم پذیرش افکار، نظرات و پیشنهادات فرد مجرد از سوی اعضای خانواده و فامیل، با توجیه ناپختگی وی در مسائل زندگی.
 

اثرات تأخیر در ازدواج



ج) سطح اجتماعی


از آنجا که جامعه متشکل از واحدهای کوچکی به نام «خانواده» می باشد، لذا تأخیر در ازدواج و در بدترین حالت، عدم ازدواج برخی از مجردین، بنیانهای خانواده را با خطر اضمحلال مواجه کرده و موجب اختلال در کارکردهای خانواده و کم بها شدن خانواده و ارزشهای آن می‏شود. محققان در مطالعة علل آسیبهای اجتماعی، به رابطه بین عدم ازدواج و تجرد با وقوع برخی از مفاسد و جرائم اخلاقی پی برده اند. به گفتة ویل دورانت «تأخیر در ازدواج شهرها را پر از مردان و زنانی کرده است که تنوع در تحریکات شهوانی را بر وظایف پدری، مادری و خانه‏داری ترجیح می‏دهند. در واقع منشاء تغییرات اخلاقی در اجتماعات کنونی، تأخیر در ازدواج است.»
از دیگر صدمات اجتماعی تأخیر در ازدواج کاهش تدریجی پویایی اجتماعی، کاهش سلامت جامعه و احساس سرخوردگی بسیاری از جوانان مجرد است که مخالف با فطرت خود عمل می‏نمایند.


نویسنده : فاطمه محبی زهره سمیعی  به نقل از http://www.askdin.com/showthread.php?t=5808 

عبدالله عاصی
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۷:۳۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
عوامل پدیده پیر دختری

بیش از ۱۱ میلیون دختر آماده ازدواج داریم؛
۴ تا ۶ میلیون پیردختردر کشور وجود دارند که  شیوع پدیده پیر دختری در ایران رو به افزایش است و  تبعات اجتماعی بدی را برای جامعه رقم می زند.

 اینکه  ۴۰ درصد دختران مجرد ایرانی به مرحله تجرد کامل رسیده اند  عوامل زیادی دراین زمینه نقش داشته است.که از جمله آنها عبارتست از:
 1- مشکلات اقتصادی
2- تورم و گرانی
3- اشتغال
4-  گرانی مسکن
5-  سختگیریهای خانواده در انتخاب همسر به خاطر ادعای شأنیت بالاتر از خواستگار
6- حس عدم مسئولیت پذیری پسران از نظر رفتاری
7- سهولت در  معاشقات کوچه بازاری و ابزارهای مستهیل جنسی و مبتذل

 عبور دختران از سنین مطلوب ازدواج وحتی رسیدن و یا نزدیک شدن به سن یائسگی پیر دختری است که این افراد سن مطلوب ازدواج را به دلایل مختلف از دست داده اند و هنوز مجرد هستند و  امروز جامعه مواجه با پدیده ای به نام «پیر دختری» شده است.
 این دسته از دختران مجبور می شوند که یا با افراد مسن و یا با افرادی که دارای زن و فرزند هستند زندگی کنند و گاهی دچار مشکلاتی برای زندگی های چند همسری به بار می آورند. باید فرهنگ صحیحی را تعریف کرد که هه از حقوق مساوی و به صورت عدالتی که در اسلام امده است بهره ببرند تا موجب تخریب یک خانواده متقاضی چند همسری نشوند.و از طرفی به این دسته از دختران نیز کمک شده باشد

http://chandhamsari.ir/post/tag/%D8%A2%D9%85%D8%A7%D8%B1%20%D8%AF%D8%AE%D8%AA%D8%B1%D8%A7%D9%86%20%D9%85%D8%AC%D8%B1%D8%AF

عبدالله عاصی
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۲:۳۳ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
کد خبر:۱۱۷۴۲۲
تاریخ انتشار:۰۸ شهریور ۱۳۸۹ - ۱۶:۲۷30 August 2010
 
بیش از 6 میلیون زن مطلقه و یک میلیون پیر دختر بالای 35 سال در ایران وجود دارند. 

دیروز در جریان بررسی لایحه جنجالی خانواده در مجلس مصباحی مقدم در مبحث ثبت ازدواج موقت عنوان کرده بود که اگر ازدواج موقت ثبت شود  مانع از ازدواج چندین میلیون پیردختر و مطلقه خواهد شد.

در حالی مقدم تعداد پیردختران و مطلقه های کشور را بصورت مبهم و کلی اعلام کرد اما بررسی خبرنگار ما نشان می دهد که بیش از یک میلیون پیر دختر اصلا ازدواج نکرده در ایران زندگی می کنند که از مرز 35 سالگی گذشته اند.با اینحال برخی منابع غیر موثق شنار این افراد را تا سه میلیون نفر تخمین زده اند.

بررسی آمار های مرکز آمار ایران حاکی از این است که میزان دختران هرگز ازدواج نکرده دارای تحصیلات متوسطه از 26درصد در سال 75 به 42درصد در سال 85 رسیده است. وی تصریح کرد: نگاهی به این آمار نشان می‌دهد که بالا رفتن سطح تحصیلات باعث تجرد در زنان کشور شده است و موجب‌شده تا دختران کمتر به ازدواج تن دهند.

رئیس مجتمع قضائی شماره دو خانواده دی ماه سال 88 در همایشی که در مرکز همایشهای مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد آمار زنان مطلقه را 6 میلیون نفر اعلام کرد.طبق آخرین اطلاعات مرکز آمار ایران از سرشماری سال 85، تعداد زنان بدون همسر در اثر فوت 6 برابر تعداد مردان بدون همسر در اثر فوت است.این در حالی است که کارشناس سازمان ملی جوانان تعداد افراد مطلقه را تنها 500 هزار نفر اعلام کرده است.

درهمین حال پایگاه خبری وابسته به سازمان ملی جوانان مساله ازدواج دختران 25 سال به بالا را یکی از نقاط بحرانی در امر ازدواج عنوان کرده و به نقل از یک کارشناس تصریح کرده بود:: تعداد دختران مجرد 25 سال به بالا دو برابر پسران مجرد است .

بانکی در این‌باره تصریح کرد: آمار می‌گوید تعداد دختران ازدواج نکرده 2 برابر پسران است که در عمل با یک مسئله 3 برابر مواجه خواهیم شد. بعبارتی پسرانی که از سن 31 سال عبور می کنند رغبت به ازدواج در آنها کم می‌شود و از سویی عده زیادی هم تمایل به ازدواج با سنین پایین را دارند.

این در حالی است که معاون آمار و اطلاعات شورای فرهنگی‌ - اجتماعی زنان چندی پیش گفت: آمار دختران مجرد بالای 20‌ سال در کشور حدود 3 میلیون و 700 هزار نفر است.اگر سن مناسب برای ازدواج دختران و پسران را 15 تا 34‌سال درنظر بگیریم، تعداد زنان مجرد حدودا 7میلیون نفر و تعداد مردان مجرد 9‌میلیون و 500‌هزار نفر است؛ در نتیجه تعداد پسران مجرد حدود 2میلیون و 500‌هزار نفر بیشتر از دختران مجرد خواهد بود.

اما اگرسن ازدواج برای دختران را 15‌تا 29 سال و برای پسران 20‌تا 34 سال درنظر بگیریم، آنگاه تعداد دختران مجرد 6میلیون و 700‌هزار نفر و تعداد پسران مجرد 5میلیون و 200‌هزار نفر خواهد بود، به این ترتیب تعداد دختران مجرد یک‌میلیون و 300‌هزار نفر از پسران مجرد بیشتر خواهد بود.

 اواخر سال گذشته موسوی مدیر کل دفتر آسیبهای اجتماعی سازمان بهزیستی از افزایش 15 درصدی آمار طلاق در کشور خبر داده و عنوان کرده بود که 93 هزار و 769 فقره طلاق در سال 88 به وقوع پیوسته است.
 
عبدالله عاصی
۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۲:۲۷ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر

حتما تعجب خواهید کرد اگر بشنوید عقیده رایج روانشناسان و فیلسوفان اجتماعی غرب بر این است که مرد چند همسری آفریده شده،تک همسری بر خلاف طبیعت اوست.

ویل دورانت در لذات فلسفه صفحه 91 پس از آن که شرحی درباره آشفتگیهای اخلاقی امروز از نظر امور جنسی می دهد،می گوید:

«بی شک بسیاری از آن،نتیجه علاقه «اصلاح ناپذیری »است که به تنوع داریم و طبیعت به یک زن بسنده نمی کند.»

هم او می گوید:

«مرد ذاتا طبیعت چند همسری دارد و فقط نیرومندترین قیود اخلاقی،میزان مناسبی از فقر و کار سخت و نظارت دائمی زوجه می تواند تک همسری را به او تحمیل کند.»

در شماره 112 مجله زن روز تحت عنوان «آیا مرد طبیعتا خیانتکار است؟»نوشته است:

«پروفسور اشمید آلمانی گفته است:...در طول تاریخ،مرد همیشه خیانتکار بوده و زن دنباله رو خیانت.حتی در قرون وسطی نیز برابر شواهد موجود 90 درصد از جوانان به دفعات رفیقه عوض می کردند و 50 درصد از مردان زندار به همسرانشان خیانت می ورزیدند.رابرت کینزی،محقق معروف امریکایی در گزارشش-که به کینزی راپورت مشهور شده-نوشته است:مردان و زنان امریکایی در بی وفایی و خیانت دست سایر ملل دنیا را از پشت بسته اند...کینزی در قسمت دیگر گزارشش آورده است:«زن بر خلاف مرد از تنوع جویی در عشق و لذت بیزار است.به همین دلیل بعضی اوقات از رفتار مرد سر در نمی آورد.ولی مرد تنوع جویی را نوعی ماجراجویی تلقی می کند،آسان از راه بدر می رود و به نظر او آنچه مهم است لذت جسمی است نه لذت عاطفی و روحی.تظاهر به تماس عاطفی و روحی در مرد فقط تا وقتی است که فرصتی برای درک لذت جسمی پیش نیامده است.روزی پزشک مشهوری به من گفت:«پولیگام »بودن مرد(تنوع دوستی و تعدد خواهی) و«منو گام »بودن زن(انحصار خواهی و یکه شناسی)یک امر بدیهی است،زیرا در مرد میلیونها سلول «اسپرم »تولید می شود در حالی که زن در دوران آمادگی جز یک تخم از تخمدان تولید نمی کند.صرف نظر از فرضیه کینزی،بد نیست از خودمان بپرسیم:آیا وفادار بودن برای مرد مشکل است؟

هانری دومنترلان فرانسوی در پاسخ این سؤال نوشته است:وفادار بودن برای مرد مشکل نیست بلکه غیر ممکن است.یک زن برای یک مرد آفریده شده است و یک مرد برای زندگی و همه زنها.مرد اگر به تاریکی می پرد و به زنش خیانت می کند تقصیر خودش نیست،تقصیر خلقت و طبیعت است که همه عوامل خیانت را در او به وجود آورده است.»

در شماره 120 همین مجله تحت عنوان «عشق و ازدواج به سبک فرانسوی » چنین می نویسد:«زن و شوهر فرانسوی مساله بی وفایی را بین خودشان حل کرده و برای آن قاعده و قانون و حد و حدودی قائل شده اند.اگر مرد از مرز این قاعده و قانون تجاوز نکند پرش به تاریکی اش بی اهمیت است.آیا اصولا یک مرد بعد از دو سال زندگی زناشویی می تواند وفادار بماند؟به طور یقین نه،زیرا این خلاف طبیعتش است.اما در مورد زنان تا اندازه ای تفاوت می کند و خوشبختانه آنها به این تفاوت واقفند.در فرانسه اگر شوهری مرتکب خیانت شود زنش احساس نارضایی نمی کند یا عصبانی نمی شود،زیرا به خودش دلداری می دهد:او فقط جسمش را با خودش نزد دیگری برده نه روح و احساساتش را،روح و احساساتش مال من است.»

در چند سال پیش نظریه یک پروفسور زیست شناس به نام دکتر راسل لی در همین زمینه در روزنامه کیهان منتشر شد و مدتی مورد بحث و گفتگوی نویسندگان ایرانی بود.به عقیده دکتر راسل لی قناعت مرد به یک زن خیانت به نسل است،نه از نظر کمیت بلکه از نظر کیفیت;زیرا بسنده کردن مرد به یک زن نسل او را ضعیف می کند.نسل در چند همسری قوی و نیرومند می گردد.

به عقیده ما این توصیف از طبیعت مرد به هیچ وجه صحیح نیست.الهام بخش این مفکران در این عقیده اوضاع خاص محیط اجتماعی آنها بوده نه طبیعت واقعی مرد. البته ما مدعی نیستیم که زن و مرد از لحاظ زیست شناسی و روانشناسی وضع مشابهی دارند.بر عکس،معتقدیم زیست شناسی و روانشناسی مرد و زن متفاوت است و خلقت از این تفاوت هدف داشته است،و به همین جهت نباید تساوی حقوق انسانی زن و مرد را بهانه برای تشابه و یکنواختی حقوق آنها قرار داد.از نظر روحیه تک همسری نیز قطعا زن و مرد روحیه های متفاوتی دارند.زن طبعا تک شوهر است; چند شوهری بر ضد روحیه اوست.نوع تمنیات زن از شوهر با چند شوهری سازگار نیست.اما مرد طبعا تک همسر نیست،به این معنی که چند زنی بر ضد روحیه او نیست. چند زنی با نوع تمنیاتی که مرد از وجود زن دارد ناسازگار نیست.

اما ما با آن عقیده که روحیه مرد با تک همسری ناسازگار است مخالفیم.ما منکر این نظر هستیم که می گوید علاقه مرد به تنوع «اصلاح ناپذیر»است.ما با این عقیده مخالفیم که وفاداری برای مرد غیر ممکن است و یک زن برای یک مرد آفریده شده و یک مرد برای همه زنها.

به عقیده ما عوامل خیانت را محیطهای اجتماعی در مرد به وجود می آورد نه خلقت و طبیعت.مسؤول خیانت مرد خلقت نیست،محیط اجتماعی است.عوامل خیانت را محیطی به وجود می آورد که از یک طرف زن را تشویق می کند تمام فنون اغوا و انحراف را برای مرد بیگانه به کار ببرد،هزار و یک نیرنگ برای از راه بیرون رفتن او بسازد;و از طرف دیگر به بهانه اینکه یگانه صورت قانونی ازدواج تک همسری است، صدها هزار بلکه میلیونها زن آماده و نیازمند به ازدواج را از حق زناشویی محروم می کند و آنها را برای اغوای مرد روانه اجتماع می سازد.

در مشرق اسلامی پیش از آن که آداب و رسوم غربی رایج گردد 90 درصد مردان، تک همسر واقعی بودند;نه بیش از یک زن شرعی داشتند و نه با رفیقه و معشوقه سرگرم بودند. زوجیت اختصاصی به مفهوم واقعی کلمه بر اکثریت قریب به اتفاق خانواده های اسلامی حکمفرما بود.

چند همسری،عامل نجات تک همسری

تعجب می کنید اگر بگویم تعدد زوجات در مشرق اسلامی مهمترین عامل نجات تک همسری بود.بلی،مجاز بودن تعدد زوجات بزرگترین عامل نجات تک همسری است،به این معنی که در شرایطی که موجبات تعدد زوجات پیدا می شود و عدد زنان نیازمند به ازدواج از مردان نیازمند به ازدواج فزونی می گیرد،اگر حق تاهل این عده زنان به رسمیت شناخته نشود و به مردانی که واجد شرایط اخلاقی و مالی و جسمی هستند اجازه چند همسری داده نشود،رفیقه بازی و معشوقه گیری ریشه تک همسری واقعی را می خشکاند.

در مشرق اسلامی از طرفی تعدد زوجات مجاز بود و از طرف دیگر اینهمه مهیجات و محرکات اغوا کننده نبود.لهذا تک همسری واقعی بر اکثریت خانواده ها حکمفرما بود و کار معشوقه بازی مردان به آنجا نکشید که کم کم برایش فلسفه بسازند و بگویند آفرینش مرد چند همسری است و تک همسری برای مرد جزو ممتنعات و محالات جهان است.

ممکن است بپرسید:بنا به عقیده این دانشمندان-که از نظر قانون طبیعت،مرد را چند همسری می دانند و از نظر قانون اجتماع تعدد زوجات را محکوم می کنند-تکلیف مرد در میان این دو قانون چه می شود؟

تکلیف مرد در مکتب این آقایان واضح است:مرد باید قانونا تک همسر باشد و عملا چند همسر;یک زن شرعی و قانونی بیشتر نداشته باشد اما معشوقه و رفیقه هر چه دلش می خواهد مانعی ندارد.به عقیده این آقایان رفیقه گیری و معشوقه بازی حق طبیعی و مسلم و مشروع مرد است!و بسنده کردن مرد در همه عمر به یک زن نوعی «نامردی »است.

چهره واقعی بحث

گمان می کنم وقت آن رسیده است که خواننده محترم درک کند که مساله ای که از لحاظ چند همسری برای بشر مطرح بوده و هست چیست.مساله این نیست که آیا تک همسری بهتر است یا چند همسری.در اینکه تک همسری بهتر است تردیدی نیست.تک همسری یعنی اختصاص خانوادگی،یعنی اینکه جسم و روح هر یک از زوجین از آن یکدیگر باشد.بدیهی است که روح زندگی زناشویی که وحدت و یگانگی است در زوجیت اختصاصی بهتر و کاملتر پیدا می شود.آن دو راهی که بشر بر سر آن قرار گرفته این نیست که از میان تک همسری و چند همسری کدامیک را انتخاب کند.مساله ای که از این لحاظ برای بشر مطرح است این است که به واسطه ضرورتهای اجتماعی،مخصوصا فزونی نسبی عده زنان نیازمند به ازدواج بر مردان نیازمند،تک همسری مطلق عملا در خطر افتاده است.تک همسری مطلق که شامل تمام خانواده ها بشود افسانه ای بیش نیست.یکی از دو راه در پیش است:یا رسمیت یافتن تعدد زوجات و یا رواج معشوقه بازی;به عبارت دیگر یا چند همسر شدن معدودی از مردان متاهل-که حتما از 10 درصد تجاوز نخواهد کرد-و سر و سامان یافتن و خانه و زندگی پیدا کردن زنان بی شوهر،و یا باز گذاشتن راه معشوقه بازی;و چون در صورت دوم هر معشوقه ای می تواند با چندین مرد ارتباط داشته باشد، اکثریت قریب به اتفاق مردان متاهل عملا چند همسر خواهند بود.

آری،این است صورت صحیح طرح مساله چند همسری.اما مبلغان شیوه های غربی حاضر نیستند صورت صحیح مساله را طرح کنند;حاضر نیستند حقیقت را آشکارا بگویند.آنها واقعا مدافع مترس بازی و معشوقه گیری هستند،زن شرعی و قانونی را سربار و مزاحم می دانند و یکی اش را هم زیاد می دانند چه رسد به دو زن و سه زن و چهار زن،لذت را در آزادی از قیود ازدواج می شناسند،اما در گفته های خود برای ساده دلان چنین وانمود می کنند که ما مدافع تک همسری هستیم;با لحنی معصومانه می گویند ما طرفدار آنیم که مرد تک همسر و باوفا باشد نه چند همسر و بی وفا!

نیرنگ مرد قرن بیستم

مرد قرن بیستم در بسیاری از مسائل مربوط به حقوق خانوادگی توانسته است نعل وارونه بزند و با نامهای قشنگ تساوی و آزادی،زن را اغفال کرده از تعهدات خود نسبت به او بکاهد و بر کامگیریهای بی حساب خود بیفزاید.اما در کمتر مساله ای به اندازه تعدد زوجات،از این جهت موفقیت داشته است.

راستی من گاهی در آثار بعضی از نویسندگان ایرانی چیزهایی می بینم که دچار تردید می شوم،نمی دانم ساده دلی است یا اغفال؟

یکی از این نویسندگان نظر خود را درباره تعدد زوجات اینچنین نوشته است:

«در حال حاضر در ممالک پیشرفته روابط زوجین متکی بر تکالیف حقوقی متقابل است و بنابر این شناخت تعدد زوجات به هر شکل و عنوان(دائم یا منقطع)از جانب زن همان اندازه دشوار است که از مرد بخواهند وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.»

من نمی دانم این گونه اشخاص تصور واقعی شان از این مساله همین است یا نعل وارونه می زنند؟!آیا اینها واقعا نمی دانند که تعدد زوجات ناشی از یک مشکل اجتماعی است که بر دوش تمام مردان و زنان متاهل سنگینی می کند و راه حل بهتری از تعدد زوجات تاکنون برای این مشکل پیدا نشده است؟آیا اینها نمی دانند که چشمها را روی هم گذاشتن و شعار دادن و فریاد«زنده باد تک همسری و مرگ بر چند همسری »دردی دوا نمی کند؟آیا اینها نمی دانند که تعدد زوجات جزو حقوق زن است نه حقوق مرد و ربطی به حقوق متقابل زن و مرد ندارد؟

مضحک این است که می گویند:«تعدد زوجات از جانب زن همان اندازه دشوار است که از مرد بخواهند وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.»گذشته از اینکه مقایسه غلطی است،شاید نمی دانند که دنیای امروز-که این آقایان هر پدیده ای را به این نام جذب می کنند و هیچ تردیدی را در صحت رویدادهای آن روا نمی دارند-مرتبا از مرد می خواهد که عشق زن خویش را محترم بشمارد و وجود رقبای خود را در عرصه زناشویی تحمل کند.دنیای امروز این «نابردباریها»را به نام حسادت،تعصب، فناتیسم و غیره محکوم می کند.ای کاش جوانان ما لااقل از عمق جریاناتی که از این لحاظ در مغرب زمین می گذرد اندکی آگاهی داشتند.

روشن شد که تعدد زوجات ناشی از یک مشکل اجتماعی است نه طبیعت ذاتی مرد.بدیهی است که اگر در اجتماعی مشکله فزونی نسبی عدد زنان نیازمند بر مردان نیازمند وجود نداشته باشد تعدد زوجات از میان خواهد رفت و یا بسیار کم خواهد شد;و اگر بخواهیم در چنین شرایطی(فرضا چنین شرایطی وجود پیدا کند)[زنانی بی شوهر نمانند] تعدد زوجات نه کافی است و نه صحیح.برای این منظور چند چیز دیگر لازم است:اول عدالت اجتماعی و کار و درآمد کافی برای هر مرد نیازمند به ازدواج تا بتواند به تشکیل کانون خانوادگی اقدام نماید.دوم آزادی اراده و اختیار همسر برای زن که از طرف پدر یا برادر یا شخص دیگر اجبارا به عقد یک مرد زندار پولدار درآورده نشود.بدیهی است که اگر زن آزاد و مختار باشد و امکان همسری با یک مرد مجرد برایش فراهم باشد هرگز زن مرد زندار نخواهد شد و سر«هوو» نخواهد رفت.این اولیاء زن هستند که به طمع پول،دختر یا خواهر خود را به مردان زندار پولدار می فروشند.سوم اینکه عوامل تحریک و تهییج و اغوا و خانه خراب کن اینقدر زیاد نباشد.عوامل اغوا،زنان شوهردار را از خانه شوهر به خانه بیگانه می کشد،چه رسد به زنان بی شوهر.

اجتماع اگر سر اصلاح دارد و طرفدار نجات تک همسری واقعی است باید در راه برقراری این سه عامل بکوشد،و الا منع قانونی تعدد زوجات جز اینکه راه فحشاء را باز کند اثر دیگری ندارد.

بحران ناشی از محرومیت زنان بی شوهر

اما اگر عدد زنان نیازمند بر مردان نیازمند فزونی داشته باشد،منع تعدد زوجات خیانت به بشریت است،زیرا تنها پامال کردن حقوق زن در میان نیست.اگر مطلب به پامال شدن حقوق عده ای از زنان ختم می شد باز قابل تحمل بود.بحرانی که از این راه عارض اجتماع می شود از هر بحران دیگر خطرناکتر است،همچنانکه خانواده از هر کانون دیگر مقدستر است.

زیرا آن که از حق طبیعی خود محروم می ماند یک موجود زنده است با همه عکس العمل هایی که یک موجود زنده در محرومیتها نشان می دهد،یک انسان است با همه عوارض روانی و عقده های روحی در زمینه ناکامیها،زن است با همه نیرنگهای زنانه، دختر حواست با قدرت کامل «آدم فریبی ».

او گندم و جو نیست که زائد بر مصرف را به دریا بریزند یا در انباری برای «روز مبادا»ذخیره کنند،خانه و اتاق نیست که اگر مورد احتیاج نبود قفلی به آن بزنند. بلی، او یک موجود زنده است،یک انسان است،یک زن است;نیروی شگرف خود را ظاهر خواهد کرد و دمار از روزگار اجتماع برخواهد آورد.او خواهد گفت:

سخن درست بگویم نمی توانم دید                   که می خورند حریفان و من نظاره کنم

همین «نمی توانم دید»کارها خواهد کرد،خانه ها و خانواده ها ویران خواهد ساخت، عقده ها و کینه ها به وجود خواهد آورد.وای به حال بشر آنگاه که غریزه و عقده دست به دست هم بدهند.

زنان محروم از خانواده نهایت کوشش را برای اغوای مرد-که قدمش در هیچ جا این اندازه لرزان و لغزان نیست-به کار خواهند برد،و بدیهی است که «چو گل بسیار شد پیلان بلغزند»و متاسفانه از این «گل »مقدار کمی هم برای لغزیدن این پیل کافی است.

آیا مطلب به همین جا خاتمه پیدا می کند؟خیر،نوبت به زنان خانه دار می رسد. زنانی که شوهران خود را در حال خیانت می بینند آنها هم به فکر انتقام و خیانت می افتند، آنها هم در خیانت دنباله رو مرد می شوند.نتیجه نهایی چه خواهد بود؟

نتیجه نهایی در گزارشی که به «کینزی راپورت »مشهور شده،ضمن یک جمله خلاصه شده است: «مردان و زنان امریکایی در بی وفایی و خیانت دست سایر ملل دنیا را از شت بسته اند».

ملاحظه می فرمایید که تنها با فساد و انحراف مرد خاتمه نمی یابد،شعله این آتش در نهایت امر دامن زنان خانه دار را هم می گیرد.

عکس العمل های مختلف در زمینه پدیده فزونی زن

پدیده فزونی نسبی زن همیشه در زندگی بشر وجود داشته.چیزی که هست عکس العمل ها در برابر این پدیده-که مشکله ای برای اجتماع به وجود می آوردیکسان نبوده است. ملتهایی که روحشان با تقوا و عفاف پیوند بیشتری داشته،به رهبری ادیان بزرگ آسمانی این مشکله را با تعدد زوجات حل کرده اند و ملتهایی که تقوا و عفاف چندان با روحیه شان سازگار نبوده،این پدیده را وسیله ای برای فحشاء قرار داده اند.

نه تعدد زوجات در مشرق ناشی از دین اسلام است و نه ترک آن در مغرب مربوط به دین مسیح است،زیرا قبل از اسلام در مشرق زمین تعدد زوجات وجود داشته و ادیان شرقی آن را مجاز کرده بودند،و در اصل دین مسیح هم نصی بر منع تعدد زوجات وجود ندارد;هر چه هست مربوط به خود ملل غرب است نه دین مسیح.

ملتهایی که در مسیر فحشاء قرار گرفته اند بیش از ملتهایی که تعدد زوجات را تجویز کرده اند به تک همسری ضربه زده اند.

دکتر محمد حسین هیکل نویسنده کتاب زندگانی محمد پس از ذکر آیات قرآن در باره تعدد زوجات می گوید:

«این آیات اکتفا به یک زن را بهتر می شمارد و می گوید:اگر می ترسید مطابق عدالت رفتار نکنید فقط یک زن بگیرید.ضمنا تاکید می کند که نمی توانید به عدالت رفتار کنید.اما در عین حال چون ممکن است در زندگی اجتماعی حوادثی پیش آید که تعدد زنان را ایجاب می کند،بدین جهت آن را به شرط عدالت روا شمرده است. محمد صلی الله علیه و آله و سلم در اثنای جنگهای مسلمانان که گروهی از آنان کشته می شدند و طبعا زنانشان بیوه ماندند،بدین طریق رفتار کرد.واقعا آیا می توانید بگویید که پس از جنگها و امراض عمومی و شورشها که هزارها و میلیونها اشخاص تلف می شوند و عده زیادی زنان بی شوهر می مانند،اکتفا به یک زن بهتر از چند زن است که به طور استثناء و به قید عدالت روا شمرده شده است؟آیا مردم مغرب زمین می توانند ادعا کنند که پس از جنگ جهانگیر قانون اکتفا به یک زن همان طور که اسما وجود دارد عملا نیز اجرا شده است؟»

به نقل از http://www.hawzah.net 

عبدالله عاصی
۲۸ مهر ۹۵ ، ۰۶:۱۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر